چه باید کرد؟

همه چیز رو به اضمحلال است، پایه های نظام به لرزه درآمده ویکی پس از دیگری در حال فرو ریختن است.  صف آرایی های جدید جامعه بین الملل ودشمنان خارجی نظام وایضا فشار تحریم های اقتصادی، سران  حکومت جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته؛ خاصه که با بمب گذاری ها ورخنه دشمنان به  پایگاه های نظامی رژیم، ادعا ی رهبری و یارانش را درتوانمندی مقابله با نفوذ دشمنان، پوچ و بی اساس ساخته و ریزش نیرو های خودی را باعث گردیده تا بدانجا که  حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات رژیم، به صراحت از وحشت وزیدن باد عربی درایران می گوید.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

هاشمی رفسنجانی آخرین حذف

با تغییر مدیریت دانشگاه ازاد اسلامی بار دیگر نام هاشمی رفسنجانی بر سر زبان ها است و همه از عرش به فرش افتادن این آخرین چهره شاخص از حلقه یاران بنیان گذار جمهوری اسلامی سخن می گویند، طرفه بعد از پایان دوره ریاست این عاقل مرد دانای نظام برمجلس خبرگان رهبری، گرفتن مدیریت مجموعه دانشگاه آزاد از یارغار او عبدالله جاسبی پیش بینی می شد کما این که از هم اکنون زمزمه هایی از آخرین دوره ریاست او بر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم شنیده می شود.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

ایرج گرگین ، خاطره همیشه جاویدان

آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه با شنیدن یک  صدا و یا یک  ترانه و یا حتی یک  تصویر، نا خود آگاه به گذشته ای رجعت  کنیم که  خاطره انگیز است
امروز در خبر ها آمده  بود که یکی دیگر از پیشکسوتان  قبیله  رسانه، اما نه در وطن ، که در غربت چشم از جهان فرو بست و رفت ،  خبر در گذشت ایرج گرگین ، با اینکه  هرگز او را ندیده بودم اما  چنگی بود بر دل غربت نشیناتی  چون  من که  ناگهان  درچشم بر هم زدنی حس گمشده ای را یافتم ، که بی نشانه ماند وبی  بلد راه .
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

نامه هایی برای خدا !

می گویند نامه ای خطاب به خدا در موزه ی گلستان تهران وجود دارد که طلبه ای از سر فقر و تنگدستی برای خالق هستی نوشته که ماجرای آن چنین است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای فقیر به نام نظرعلی طالقانی در مدرسه مروی تهران حضور داشت که ازشدت فقراز با قیمانده غذای دیگرطلبه ها ارتزاق می کرد، و عاقبت روزی از سراستیصال نامه ای با این مضمون برای خدا نوشت:
بسم الله الرحمان رحیم 
خدمت جناب خدا / سلام علیکم / اینجانب بنده شما هستم وازآنجائیکه شما درقران فرمودید “هیچ موجود زنده ای نیست الا اینکه روزی اوبرعهد من است” من جنبند ه ای هستم ازجنبندگان شما روی زمین، و در جای دیگر از قرآن فرموده اید “مسلما خدا خلف وعده نمی کند” بنابراین اینجانب به چیز های زیر احتیاج دارم، همسری زیبا و متدین / خانه ای وسیع / یک خادم /یک کالسکه وسورچی /یک باغ و مقداری پول نقد برای تجارت / والسلام / لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید / مدرسه مروی / حجره شماره ی ۱۶ / نظر علی طالقانی. 
نظرعلی بعد از نوشتن نامه با این اعتقاد که مسجد خانه خداست، نامه را به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می برد و در جرز دیواری پنهان می کند به این امید که خدا نامه را می یابد. از قضای روزگار فردای آن روز، گذر شاه صاحبقران به همراه درباریان به مسجد می افتد ناگهان به اذن خدا بادتندی می وزد ونامه ی نظرعلی راجلوی پای ناصرالدین شاه می اندازد و اوبر می دارد و می خواند و بعد از بازگشت به دربار دستور می دهد نظرعلی را به کاخ بیاورند. وقتی آن طلبه فقیر ساده دل را به دربار می اورند، شاه به او می گوید نامه ای که برای خدا نوشته بودی، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی، یک به یک اجراء شود!
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

آقای اوباما فقط جهت یادآوری: این بیشه غضنفر دارد

حال که نهضت نامه نگاری رواج یافته و روش منسوخ و از یاد رفته عریضه نویسی بار دیگر در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان احیا گردیده واززمره روش های مبارزه با ظلم درامده است ، صاحب این قلم نیز با پیوستن به این نهضت ، وجیزه ذیل را اما نه به رهبر جمهوری اسلامی که دیگربر او حجت تمام گشته و حرف نگفته ای باقی تمانده است و هرانچه از قبه نظام ولایی وجود داشت فرو ریخته و تابوی وحشت ازدیکتاتور شکسته است ، بلکه با توجه به تحولات ناشی از تصمیم گیری ها اخیر اقای اوباما نسبت به جمهوری اسلامی ، خطاب به رئیس جمهور امریکا نوشته شده است با این امید که در بلاد آزادیخواهان امکان تحقق هر آرزوی منبطق با اصول دمکراسی محال نیست و وقوع ان سهل است ، همچون ماجرای نامه دعوت به صرف چای عصرانه از ملکه نروژ توسط دخترایرانی هم وطنم که از قضا خواسته اش از سوی ملکه نروژ اجابت گردید ، شاید این نامه هم دست کم برای رئیس جمهور آمریکا خوانده شود
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

نبی چا خان

هنوزم بچه های دهه پنجاه محله شمال غرب تهران یعنی محله های سلسبیل و مرتضوی و جیحون نام نبی چاخان را بیاد دارند. گذشته از زندگی خصوصی اقا نبی که چندان هم بزرگوارانه نبود ولی فعالیت ورزشی او در زمین های خاکی مثال زدنی است، اهل فوتبال بود و فوتبال دوست و خودش هم گاهی پا به توب می شد و همیشه هم یک تیم محلی در استین داشت که خودش رهبری می کرد، از نظر شکل و شمایل هم لاغر بود و صورتی کشیده و تا حدی ابله رو.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

تفسیر خبر در کانال وان/۱۲-۰۲-۰۱

پیغمبردزدان

از اغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی تا انتخابات دوره ی نهم  ریاست جمهوری در سال ۸۴ ، هر بار که در این بلاد اسلامی صندوق  های رای گذاشته شد ورای  مردم را طلبیدند ،  مردم چه با ترفند های انتخاباتی و چه بنا بر وظیفه ای که در خود احساس می کردند در پای صندوق های رای حاضر شدند که با شکوه ترین حضور مردم در چنین مشارکت های مدنی، در حماسه و انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ بود که هنوز در یاد ها  باقی است اما  امروز با همه  تلاشی که رژیم برای برگزاری یک انتخابات به ظاهرآبرو مندانه را دارد ، آنچه از شواهد و قرائن پیداست  مردم به دلیل ماهیت  ضد مردمی رژیم و محرز شدن  فرمایشی بودن انتخابات ، دیگررغبتی برای حضوردر پای صندوق های رای را ندارند بعبارت بهتردیگرزمانه آن  بسر رسید که  ولایتمداران نظام اسلامی بتوانند با دوروغ  و فریب و عده های پوشالی  پای مردم را حتی به حوزه های رای گیری باز کنند چه رسد به اینکه  چون گذشته ازمشارکت مردم در انتخابات سوء استفاده شود و بعنوان سندی از مقبولیت نظام در بین مردم جان به لب رسیده از ظلم به رح جهانیان کشیده شود ،  که دیگر ارزویی دست نیافتنی است و از قضا همه سعی و تلاش ولایتمداران و شخص رهبری نظام  هم تحقق همین ارزوی محال  است اما از انجائیکه میدانند چنین امری در شرایط فعلی نظام غیر ممکن است ، طرفه آنکه از سه ماه  پیش از شروع  این معرکه ، بسیاری از چهر ه های سرشناش داخل و خارج از کشور و حتی اپوزسیون داخل نظام (اصلاح طلبان )  که همواره  نقش مهمی  در داغ کردن تنور انتخابات  داشته اند ، عدم حضوز خود در این انتخابات را اعلام  کرده اند
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

ما از شب قویتریم(به بهانه شب یلدا )

آخر فصل پائیز، شب اول زمستان، شب چله، شب یلداست؛ شب زایش مهر. شب تولد خورشید است. چه خوب که این شب بلند را هنوز با نور قرنها قدمت جاری، روشن نگه میداریم.
یلدا یک هویت است، هویت یک ملت، چراغ راه است، براستی که نمی توان بدون این چراغ گامی از گام برداشت. یلدا یک حکایت است؛ حکایتی مکرر که هرساله با گفتنش ریشه هویت خود را آب می دهیم، مگر نه این است که به رسم دیرین این شب بلند زمستانی، باید قصه ها گفت تا شب را باسپیدی صبح صادق گره زنیم ؟
حدیث “یلدا” حدیث میلاد عشق است که هر ساله در “خرم روز” مکرر می شود. می گویند ریشه نام “یلدا” از واژه “سریانی”و به معنای “میلاد” است؛ شب تولد مهر، میلاد الهه ی “میترا” و “مسیح” است.
چه افسانه ی دل آرامی دارد این شب که بی شباهت به باور مسیحیان از شب کریسمس و “بابا نوئل” نیست.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

تفسیر هفته تاریخ ۱۹ / ۱۲ / ۲۰۱۱