زنگ ها به صدا در آمده اند

با این “نوروز” که در مظان دلدادگی به بهارش گرفتاریم، یک سال دیگربر عمر و دوام ظلم افزوده شد و تو هنوز باور نمی کنی که ایام چه زود می گذرد. گویی همین دیروز بود که با اولین نشانه های میل حکومت بی سئوال عالمان دین فروش، در خود شکستیم ودر صدد چاره برآمدیم. اما در اولین گام برای رهایی از شری که خود ساخته ایم با این پرسش تاریخی سینه به سینه شدیم که به واقع “چه باید کرد؟” و این آغاز حکایت جانسوز ملتی است که به صبوری و تحمل شهره عام و خاص است.

خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

بیا بر گردیم سر خط

هی بر می گردم سر سطر و هی مینویسیم عشق
تاره به خودمان که میائیم می بینیم این همه سال فقط چشمهایش را نوشته ام
چشم های لیلی را.
عجب مشق سختی است سرمه کشیدن به چشمهای لیلی
این پل های هزار ساله ، این جاده های پیر و خسته ، هنوز در راهند
و لیلی اما…
گناه این ترسیدن از عاشقی را بگذار به حساب پای پیاده مجنون یا تیشه بی رمق فرهاد

وگرنه این چند هزار سال در راه را باید کسی به کوشه لب شیرین ختم میکرد
بلیط ها را دور بیانداز رفیق
بیا بر گردیم سر خط

رویای اتحاد اپوزیسیون منفعل با امضا منشور اتفاق ملی!٬

حکایت گروهی از اپوزیسیون منفعل خارج نشین هم حکایتی است که دیگر چنگی به دل نمیزند ،چرا که عاقبت سی و پنج سال انفعال و به هم پریدن این دسته از اپوزیسیون امروز بر همگان نمایان است ، که که تعداد کثیری ازاین جماعت یا با داعیه نجات وطن ، ساز جدایی تکه ای از خاک وطن را می نوازند تا حکومتی خود مختار برای خود و اهل قبیله خود تاسیس کنند، و یا اگر تجزیه طلب هم نباشند ، انچنان در توهم بسر می برند که نه حرف شان حرف حساب است و نه منطق غیر ازجنگ و حمله بیگانگان به وطن را می پذیرند ، لاجرم ملت چشم انتظارقهرمان و ناجی هم ، تن میدهد به شیخ کلید داری که با حربه حرف نه تنها جمع کثیری ازجماعت خوش باور داخل کشور را مسحور خود ساخته بلکه برخی ازاپوریسیون بیرون از چار دیواری وطن را هم مسخ خود میکند آنقدر که گروهی بار وبندیل را می بندندو به کشور بر می گردند(تعداد زیادی از این گروه به محض ورودشان به کشور در همان فرودگاه کت بسته به اوین برده شدند و برخی هم بعد از ممنوع خروج شدن در نوبت سین جین پس دادن هستند) و گروهی هم در شش و بش و استخاره کردن برای بازگشت به وطن بسر می برند ، حال در چنین شرایطی فراخوان امضا ” منشور اتفاق ملی ” با هدف اتحاد اپوزیسیون این چنین منفعل و متوهم نقل سیل عسل مولاناست .
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

ترس نظام از انقلاب اوکراین

فرزانه ای می گفت ما همواره ستایشگر هر آنچه خود نداریم هستیم؛ تا نگوئید به کدام نشانه، ستایش وشادمانی هایی که همواره در حمایت از مردم دیگر سر زمین هائی که در اثر مبارزه بر علیه ظلم، به آزادی رسیده اند را به یادتان می آورم. نمونه اخیر این خصلت را در همین ماجرای انقلاب مردم اوکراین به وضوح می توان دید تا بدانجا که وزیر دادگستری و دیگر ولایتمداران وادار به اولتیماتوم می شوند.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

راز ۳۵ سال پایداری ظلم

در بین تجار و کسبه، رسمی وجود دارد که در پایان هر سال به محاسبه سود و زیان کسب و کار خود می نشینند؛رسمی که کاش همگانی می شد، نه تنها برای محاسبه سود و زیان مالی بلکه برای سنجش اعمال و کردارهر دوره از طول عمر خود که همچون رد پا ازما باقی می ماند.
با این “بهمن “، ماهی که با برف و بوران از راه رسیده وبرای ولایتمداران ایام فجراست و به شادی و پایکوبی بر خاسته اند، عمرنظام ولایی به ۳۶ سال رسیده است، و تو باور نمی کنی که ایام چه زود می گذرد. گویی همین دیروز بود که با اولین نشانه های میل حکومت بی سئوال عالمان دین فروش، در خود شکستیم ودر صدد چاره برآمدیم. اما در اولین گام برای رهایی از شری که خود ساخته ایم با این پرسش تاریخی سینه به سینه می شویم که به واقع “چه باید کرد؟” و ماجرا از همین جا آغاز شد.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

گفتمان ملی؛ رمز وفاق ملت تونس

خبر محاکمه محمد مرسی رئیس جمهور پیشین مصر وایضا خبر تصویب مدرنترین قانون اساسی جهان عرب در کشور تونس، بی شک می تواند تلنگر بجا و مناسبی باشد تا نسبت به راه مبارزه ای که برای مقابله با ظلم وکسب آزادی در پیش گرفته ایم تعمق بیشتری نمائیم وبا چراغ راه ساختن پیروزی مردم رمیده از ظلم و جهل این دو کشور، در پی پاسخ به چرا هایی باشیم که همواره بعد از ناکامی هر جنبش آزادیبخش در طول تاریخ خود، چون بختک برتارو پودمان خیمه می زند اما دریغ ازیافتن پاسخی در خور.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

توافقنامه ای مطابق با فتوای آقا

استاد پاریزی که خداوند بر طول عمرشان بیافزاید و همواره سالم و سلامت باشند اخیرا در تازه ترین مقاله خود در روزنامه اطلاعات طبق معمول به فراخورموضوعی که نوشته اند حکایتی از مرحوم دکتر فرهمندی رئیس امتحانات زمان رضاشاه نقل کرده است. بر اساس این حکایت مرحوم دکتر فرهمندی هر سال برای انجام امتحانات ششم ابتدائی همراه با سوالات بازرسانی را جهت نظارت برامتحانات به تمام شهر ها می فرستاد. از جمله در یکی از این سال ها وقتی بازرسی را برای نظارت بر امتحانات بیرجند می فرستاد به او گفته بود: “یک ضیاءالعلمایی هست در بیرجند. شنیده‌ام آدم جالبی است اگر او را دیدی از احوال او چیزی برای من بنویس. مأمور رفت و امتحانات را انجام داد و ضیاءالعلماء را هم دید و در گزارش خود به دکتر فرهمندی نوشت آن ضیاءالعلماء که گفته بودید، در واقع دیدنی است، نه شنیدنی.”       خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

آقای روحانی، لاف زدن ممنوع

یکی از ترفند ها و ابزار های مورد استفاده سیاسیون در عالم سیاست، از گذشته تا به امروز، “لاف” زدن است. بنا بر تعریفی که از این واژه در فرهنگ لغات آمده، “لاف” عبارت است از “گفتار بیهوده و گزاف” و یا “دعوی بیهوده کردن”؛ خصلتی که صد ها جوک و لطیفه درباره آن در فرهنگ عامیانه ما وجود دارد.
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

شرم را باید آموخت

پس از سی و اندی سال نظاره برجنایات و قتل و کشتار ولایتمداران نظام ولایی، اکنون با گستردگی و عمق فساد در نظام اقتصادی کشور، به سمت و سویی میرویم تا به غارت و چپاول ثروت ملی، این کهنه دیار، توسط حاکمان خداجوی خود نیز عادت کنیم؛ آنچنانکه از پس سالها ظلم پذیری و عادت به مرگ و میر های بی سئوال، امروز حتی ازضجه مادرانی که داغ جگر گوشه دیده اند هم، اشکی از دید گانمان فرو نمی ریزد.

خواندن ادامه‌ی این نوشته >>

بابک زنجانی جرثومه فساد برآمده از دستگاه ولایت

ماجرای فساد مالی دربین صاحب منصبان نظام ولایی که با دستگیری پدیده ای تازه ازغارتگری ها دستگاه حاکمیت ، به نام “بابک زنجانی” ، نقل محافل و مجالس ملت همیشه در حیرت گردیده ، حکایت کهنه ای است که یاد آور آن نقل قول معروف از صادق هدایت است که می گویند هرگاه کسی از بد اقبالی خویش وایضا ازظلمی که از سوی حاکمان بر ملت روا داشته می شد، نزد او گله می کردند وازبی مهری روزگار می گفتند وآه و ناله نفرین سر میدادند ، آن مرحوم برمی آشفت و می گفت ،نفرین کار خانم باجی های شوهر مرده است، تو چه کرده ای عمو اوغلی که سزوار چنین بخت اقبال بد شده ای ؟
خواندن ادامه‌ی این نوشته >>