از آب تشنه توقع خاموش کردن آتش نداریم

بخدا سوگند کنار خود مردن ما ، تقدیر مان نیست، اگرچه به ظاهر در غفلت و خاموشی ، ایام را ئظاره گریم اما تا فرصت باقی است ازسر تکلیف هم که باشد بیائیم خود را بی تیغ و ترازو در آینه ببینیم.

می گویند درد ها انسان ها را نجیب و شریف بار می آورد و بر همین قاعده است که ایرانیان این چنین نجیب و شریف بار آمده اند.

راستی هیچ به درد برهنه دریا دقت کرده اید؟

ویا به کبوتر نا بلدی که از حدس عطسه آسمان به ایوان خانه ای پناه آورده است ، دقت کرده اید؟ ایرانیان این چنینند.که در بازی سیاست با هر عطسه ای به ایوان خانه سیاست بازان پناه می آورند و چشم امیدشان را به گروگان می سپارند.

چقدر تحمل آن لحظه دشوار است که پیاله ای آب به اندوه تشنگان بی گریه نشان دهند اما طلب اسارت جان کنند که این مصداق بارز رابطه سیاست بازان و ملت نجیبی چون ایران است.

آنچه امروز در بازار مکاره سیاست این کهنه دیار در بوق و کرنا کرده اند ، رد لوایح تبئین اختیارات رئیس جمهور ، از سوی شورای نگهبان است که حدیث کهنه را می ماند که با قیل و قال سیاست بازان هم ، جامه نو بر قامت این حکایت جان سوز نمی گنجد چرا که از مالک و مستاجر خانه ملت می دانستند ، حتی در چنین برهه ای که بیگانه مترصد فرصت نفوذ است،فعل این خواسته محال است طرفه آنکه جدال نه بر سر حفظ مام وطن ،که بر سر کسب قدرت هر چه بیشتر سیاست بازان است.وگرنه بیا محض یک لحظه به این جراحت قلب بی شفا بگو که از بال شکسته این کبوتر خسته چه می خواهند؟

بگذریم ما را چه به سیاست ،

اما به ولای نجابت مان که در مظان اتهامش اسیریم ، می دانیم که از آب تشنه توقع خاموش کردن آتش نیاید داشت

پاسخها بسته شداند .