ای سیاست باز دیندار خدا
- ۰۳٫۲۳٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us

در این لحظه که پایان آرزو های ما و شما ست
نه دلواپس آبروی آینه ام
و نه نگران آب از جوی رفته ام
تنها به او ،
به مصلحی می اندیشم
که سقایی تشنه لبان را
به سرابی فروخت
ای گرفتار چو من
هیچ می دانی
در بازی گل یا پو چ سیاست
همه ی آرزوها پوچ شدند؟
آن بهاری که از قول او باور داشتیم
نا آمده تبدیل به پائیز شدند؟
با تو هستم
ای سیا ست باز دیندار خدا
بی خبر از راه و رسم عاشقی
هیچ می دانی
در ره منزل لیلی چه می بایست کرد؟
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی

پاسخی بنویسید