خفته دایم خویش را بیدار می بیند بخواب
- ۰۳٫۲۵٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
نقل است ساعد مراغه ای نخست وزیر سالهای ۲۰ به صنعت تجاهل العارف آراسته بود و میگویند که او در آن سالهای سخت با رجال وقت قراری داشت که به جای ملت ، حسن آقا ، و به جای روس و انگلیس ، بگویددوقلو ها ،که امروز شایسته است بجای روس ، امریکا را جایگزین نمائیم.
به باور این قلم آنچه امروز در این آب و خاک می گذرد ، بی شک تکرار همان خیمه شب بازیست که در تاریخ این کهنه دیار مسبوق به سابق است، تنها با این تفاوت که هنوز نمی دانیم آیا باز هم برنده این بازی دوقلو ها ( امریکا و انگلیس ) خواهند بود یا حسن آقا (ملت)
از فرزانگان نقل است که نادانی دنیا را از بین می برد، اما نه به دست جاهلان بلکه به دست کسانیکه تردیدی در عاقل بودنشان نیست ، شاید این گفته به مذاق آنهایی که خود را عاقل می پندارند خوش نیاید خاصه برای آن دسته یا گروهی از عاقلانی که خود بر پیچیده گی و وخامت اوضاع امروز این آب و خاک اعتراف دارند که در اینجا از باب احتیاط لازم است بگویم لطفا این گفته را به حساب مغالطه بگذاریداما بهر حال حرفی است که می توان گفت و برای ان هم یک بیت شعر از واله داغستانی ، مثال زد ، که :
جاهلان را نیست آگاهی زحال خویشتن
خفته دایم خویش را بیدار می بیند بخواب
با نزدیک شدن به سالگرد واقعه جانسوز ۱۸ تیر، آنچنان بازار وطن خواهی و آزادی خواهی ، از سوی نشسته گان بر خوان سیاست و عالمان بی عمل در خارج و داخل این سرزمین اهورایی
رونق گرفته که هر دم از این باغ بری میرسد ، طرفه آنکه هر گروه و دسته ای ، با نسخه ای در جیب ، تحقق دمکراسی و جامعه مدنی ای را در این آب و خاک نوید میدهند ، که هیچ تضمینی برای تحقق آنچه میگویند در دست ندارند.
اگر چه هستند کسانیکه قصدشان فلاح و صلاح و نجات ، و رستگاری این ملت است ، آنچنانکه در طول تاریخ این مرز و بوم وجود داشته اند که بقول شیخ اجل سعدی علیه الرحمه از خانقاه به مدرسه آمدند تا غریق را برهانند اما در عمل قادر به تحقق این آرزوی تاریخی نبوده اند، از مردان تارخ سازی چون امیر کبیر خوش باور گرفته ، که وقتی شاهزاده مامور لرستان گزارش داد در آن خطه آن قدر امنیت و عدالت برقرار است که گرگ و بره با هم آب می خورند ، بر آشفت و فریاد زد من می خواهم ولایات ایران آنچنان امن باشد که هیچ گرگی نیاشامد ،تا از خیال او بره ای نیاساید ، تاعصر حاضر که دولتمردی با پشتوانه ۲۰ میلیون رای ، قادر به آنچه نوید میداد نبوده است و این شهادت تاریخ این مرز و بوم است که گواهی میدهد به وجود مصلحانی که وقتی امدند ، محبوب بودند و وقتی رفتند منفور، و این واقعیتی است موجود در برگ برگ تاریخ این کهنه دیار.
و حال امروز ای هم وطن ، در چنین برهه ای از تاریخمان ، این حکایت همچنان با قیست که سیاست پیشگان بی عمل با مستمسک قرار دادن خواستگاه بحق نسل امروز که در دانشجویان تجلی می یابد،قصد تحمیق این ملت فراموشکار را دارند تا بار دیگر تاریخ را به تکرار وادارند و این فراموشی ، درد تاریخی من و تو ست هم وطن. و شاید برای رهایی از این درد، بهترین راه ،پیچیدن همان نسخه ای باشد که آن پیر فرزانه میگفت :
میگویند روزی مشیرالدوله پیرنیا در کنار مدرس نشسته بود و با او از جریان روز سیاست سخن می گفت و در همانحال با اندوهی عمیق از مدرس پرسید، آقا ،پس کی این مملکت اصلاح میشود؟
مدرس گفت : روزی که انگلستان (و امروز ایضا امریکا ) در جزیره اش محصور گردد ، و شما به نائین برگردید ،و رضا خان برود آلاشت و من هم بروم به ولایت خودم.
