درخراب آباد سیاست چه می گذرد؟

آنچه امروز در خراب آباد سیاست این کهنه دیار می گذرد و نقل مردم کوچه و بازار است ، تصویب لایحه افزایش اختیارات ریئس جمهوری در خانه ملت و ایضا شورای نگهبان است که گویی با تصویب این لایحه کذایی همه معضلات این گستره تاریخی پایان یافته و باب مدینه فاضله اصلاحات بر روی ساکنان این حصار گربه ای شکل باز می شود حال آنکه بسیاری بر این عقید ه اند که این لایحه هم بازی تازه ای است که نیز بگذرد تا مسخ شدگان اصلاحات همچنان مسخ باقی بمانند اما آنچه این قلم را با ور است قبول واقعیتی است که دراین حکایت مشهود است که میگویند روزی مشیر الدوله پیر نیا در کنار مدرس نشسته بود و ضمن صحبت در باره وقایع روز سیاسی کشور با اندوهی عمیق از مدرس پرسید: آقا پس کی این مملکت اصلاح می شود ؟مدرس گفت : روزی که انگلستان در جزیره اش محصور گردد و شما بر گردید به نائین ، رضا خان برود به آلاشت و من هم بروم به ولایت خودم . حال حکایت روزگار ما است که امید به افزایش اختیارات رئیس جمهوری داریم که از عمر حکومتش چندان باقی نیست و آنچه از دوران صدارتش نصیبمان شد جز مشتی شعار و حرف و سخن زیبا نبوده است .

تا نگوئید این چنین دل بریدن از سید اصلا حات چرا؟، عمر بر باد رفته ۲۰ میلیون رای دهندگانی که امید به این سید داشته اند و می توانستند قدرتی همچون این لایحه کذایی برای او داشته باشند را پیوست نوشتارم میکنم با نقل حکایتی از بوذرجمهر ، تا خود بخوانی این حدیث مفصل را.

در تاریخ آمده است که از بوذرجمهر پرسیدند چرا عاقبت خاندان ساسانیان به ضعف و فساد کشانده شد در حالی که امثال چون توئی رجال نامی داشتند؟بو ذرجمهر گفت : زیرا کار های بزرگ به مردان کوچک سپرد شد.

و امروز بی راه نیست اگر بر امیدوران لایحه افزایش اختیارات زئیس جمهور بگوئیم که:

فریب تربیت باغبان مخور ای گل که آب می دهد، اما گلاب می گیرد

پاسخها بسته شداند .