رفتن ، شبیه اشتباه آمدن است

گریه امانش را بریده بود ، نامه ای چروکیده و مچاله شده در دست داشت که گویی صد بار خوانده شده بود ، با دیدنم نامه را نشانم داد و گفت : دیدی رفت ….

مات و مبهوت نگاهش می کردم ، چیزی برا ی گفتن نداشتم اما در همانحال بیادم آمد که

او که می ماند، نخواهد رفت

او که رفته است ، نخواهد رسید

او که رسیده است ، پشیمان است

راستی رفتن هم حرف عجیبی است

شبیه اشتباه آمدن است

با هق هق گریه هایش بخود آمدم ، باید چیزی برای تسلی او می گفتم اما چه می باید گفت به مرد عاشقی که بی تاب است.

ما دو نفر بودیم ، مثل یک روح در دو جسم

در آن سال ها دوستی ها رنگ دیگری داشت ، رد پای کودکیمان تا به امروز مانده است ، وقتی بر سر دو راهی زندگی رسیدیم ،هر کدام بسوی رفتیم ، اما با هر فرصتی باز یکی می شدیم و دل که نه ، زخم های دل را بهم گره می زدیم .

از زندان که آمدم ، تنها به دیدنم آمد ، پرسیدم چرا تنها؟ با لبخندی که معنایش را فقط من می دانستم گفت : حالش خوب نبود یه روز دیگه با هم میایم دیدنت .

چند روزی بود که مدام در فکرش بودم تا اینکه آن روز به دیدنش رفتم ، هق هق گریه بود و آن نامه چروکیده و مچاله شده در دستش ، و تنها جمله ای که مهمانم کرد ،

دیدی رفت…

دیروز صبح با صدای تلفنش از خواب بیدار شدم ، صدایش کلام مرد سمندری را می ماند که در آتش دل می سوخت ، گویی اشکهایش را از پناه چشم به دل فرو می ریخت که مبادا به بیرون چکه کند ،

گفت: امروز باید ببینمت

به دیدنش رفتم این بار هم نامه ای به دستم داد اما نه مچاله شده و چروک که تمیز و پر نوشته بود ، درست مثل روز های کودکیمان که هر گاه کاری از من می خواست ، نگاه التماسانه می کرد، با شرمندگی گفت ، بخون ببین خوبه ، بعد برام پستش کن

خواندم ، اما ایکاش هرگز نخوانده بودم ، دردمندیش را بی کرانه یافتم ،او درد را بجان در کشیده بود و به فریادی در شعر فرو ریخته بود

مزدای از نظرت یاد مرا

که من آن واژه گمکشته ، همان سنگ لکد خورده بیمار توام

مده دیگر به کسی جای مرا

که گرفتار شدم در خم راهت

مده دیگر به کسی جای مرا

———–

سر انگشت گزیدم که عجب مست شدم

مست نگاهت

و تو این خاطره از یاد مبر

و بیاد آر که به هنگام وداع

لب من برلبت آرام نشست

سایه مان نقش به دیوار ببست

من ناخام که سپردم دل خویش

پیش تو بی مهر صفت

بی خبر بودم از اول

که تو بازیگر دل های پر از سوز و گدازی

مده دیگر به کسی جای مرا

پاسخها بسته شداند .