شاعر نیستم ………
- ۰۳٫۲۵٫۸۳
- شعر
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
می گویند من شاعرم
اما من چوپان رمه کلماتم که در هی هی استعاره از وحی عشق،
به تکلم اسما رسیده ام
و تنها محض خاطر تو می گویم،
ای هم قبیله،
اگر خواهان خاکستر این سمندری
در باد های رو به آبی دریا
و یا
بر بام گریه تماشایم کن
که من با هزار آرزوی مانده بر دل
بدهکار شب آسمانی پر ستاره ام
خراب من بی ستاره مشو
که من در قیود هر قصیده ای جز تنهایی منفعلم
حال دانستی این همه، هق هق خاموش
تاوان باور کدام واژه است؟
راستی چرا هر که نکاح با تنهایی بست
شاعرش می بینند؟
