شب تار و ره دور و خطر مدعیان

می گویندهرگاه کسی از بد اقبالی خویش نزد زنده یاد صادق هدایت شکایت می برد وازبی مهری روزگار نفرین سر میداد او برمی آشفت و می گفت ،نفرین کار خانم باجی های شوهر مرده است، تو چه کرده ای عمو اوغلی؟ حال حکایت دولتمردان و مردم این کهنه دیار است که با تهدیدات دول خارجه یکی شکایت به مجامع بین الملل می برد اما گوش شنوایی نمی یابد ودیکری ( ملت) هم گویی که جزناله و و شکوه کردن در خود همتی نمی بینند که:

دولب دارم ، یکی در می پرستی

یکی در عذر خواهی های مستی

آنچه امروز نقل مردم کوچه و بازار و دغدغه ی سیاست پیشگان و دولتمردان این آب و خاک است ، تهدیدات بیگانگان ، طرفه بر سرامضا پروتگل منع سلاح های اتمی است که اختلاف نظر هایی را هم در بین دولتمردان باعث آمد که گروهی بر آین باورند با امضا آن به دخالتهای گاه و بیگاه بیگانگان تن می دهیم و گروهی هم از سر حفظ تمامیت ارضی و شاید هم حفظ موقعیت فعلی خود ،پیوستن و تن دادن به خواستگاه دول خارجی را واجب میدانند حال آنکه مردم را پندار دیگریست که:

مرغ زیرک بدر خانقه اکنون نپرد

که نهاده ست به هر مجلس وعظی دامی

بی گمان هر ایرانی وطن پرستی در چنین روزگاری که ابر قدرتان به پشتوانه داشتن سلاح های کشتار جمعی به زور گویی مشغولند، با دل و جان خواهان آنند که کشورشان در مقابل چنین زور گویانی مسلح و مجهز به دفاع مناسبی گردد تا از یورش باج خواهانه در امان باشند خاصه آنکه در همسایگی خود حتی کشوری همچون پاکستان را مجاز و مجهز به داشتن سلاح اتمی می بینند. اما آنچه این علاقمندی را کمرنگ می گرداند تا جائیکه که اکثریت مردم این آب و خاک خواهان امضاء قرار داد با آژانس انرژی اتمی می باشند همانا تضاد بین خواستگاه مردم و زمامداران است .که با نادیده انگاشتن مردم از سوی زمامداران هر روز بیشتر به چشم میاید تا بدانجا که گروهی نه از سر وطن فروشی ونداشتن عرق ملی که از سررهایی از آنچه بر خود روا نمیدانند خواهان نفوذ بیگانگان هستند و این درد تاریخی ملتی است که همواره یا درپی قهرمانی از بین خود بوده تا در رسیدن به آمال و آرزو هایش راهبر باشد و یا با بست نشینی بر درب خانه بیگانه ، امید رهایی می جسته و این چنین است که دل به مالش میرود وقتی چنین ملتی را که به قدمت تاریخ خود درپی رهایی بوده ، ، و با انقلابی که گمان میرفت پایان شب سیاه باشد، هنوز این چنین گم شده از راه می بینیم که هم خود و هم دولتمردانش جز ناله و شکایت همتی نداشته، چه آن گروهی که با تکیه بر قدرت وترکتازی های بی سوال از سوی دوست و دشمن تهدید می شوند و لاجرم به جهانیان شکایت می برند اما گوش شنوایی نمی یابند ، وچه مردمی که از سرعادت تاریخی، تنها به نفرین و شکایت از بخت و اقبال خویش بسنده می کنند و ناله سرمیدهند وسرانجام هم چشم به بیرون از خانه می دوزند تا مگر مفری یابند حال آنکه جزبه تکرار کشیدن تاریخ خود ، اجری نخواهد برند که این نیست جز سرنوشت ملتی که از گذشته خود پندی نمیگیرند

شب تار و ره دور و خطر مدعیان

تا در دوست ندانم بچه عنوان برسم؟

پاسخها بسته شداند .