شراب کهنه ما شیره گشت از واژگون بختی…

بی گمان آنقدرازعلل نابسامانی امروز این کهنه دیار شنیده و خوانده ایم که گویی دیگر هیچ حرفی باقی نمانده است که از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ایم طرفه آنکه با این همه ، هنوز هم درب این خانه بی سامان بر پایه لولایی میگردد که بود، چرا که ازل قدرت را گوش شنوایی نبوده است.

اینکه امروز چنین گرفتار آمدیم که به هرسو مینگریم جز قهر و غضب و تهدید جهانیان را نمی بینیم ، نه از حسادت دنیا به ثروت بر باد رفته ی خدادیمان ، نفت است ، و نه از غبطه مردم جهان بر رفاه و آسایش نداشته مان ، که گویی آرزوی نا محال مردم این کهنه دیار است ، بلکه در کلامی کوتاه همه از نابلدی سکاندارانی است که این سفینه را بی قطب نما و با رمل و اسطرلاب به اقیانوس پرتلاطم سیاست می کشند،

صاحب قلمی میگفت در جهانی که همه چیز درآن بر مدار تخصص و علم و تجربه میگردد که حتی برای اداره یک قهوه خانه فرنگی ( کافی شاپ )آموزش دیدن والنهایه مدرک کاردانی لازم است ، باید درب دارالعلم و دانشگاه های جهان را گل گرفت اگر بتوان کشوری را توسط نابلدان بی تخصص در علم سیاست و کشورداری اداره کرد. و این نه نکته باریکتر ازمو، که به روشنی آفتاب است که به چشم ما نمی آیدو این چنین گرفتار آمدیم آنچنانکه امروز از هر گوشه ای از جهان ،به هر بهانه ای قصد این پهنه تاریخی می کنند.

آنچه ازلزوم تخصص و تجربه و کاردانی در هر کاری گفته آمد نه از کشفیات جهان امروز است که از روزگاران قدیم شاخص مهم و اجتناب ناپذیر بوده است که میگویند نادر شاه افشارهم که پادشاهی امی بوده است روزی برای انتخاب سفیر از بین رجال دربارخودچند نفری را که سزاوار آن ماموریت بوده اند گرد آورد تا از میان آنها ، آنکه شایسته تر ( متخصص) است انتخاب کند و از این رو از هرکدام این پرسش را مطرح کرد که اگر به چنین ما موریتی برگزیده شوند در محل ماموریت خود بعنوان سفیر ایران چه کار هایی انجام خواهند داد ، که نقل است هر کدام در جواب بنا به خوشایند نادر لاف ها زدند الا یکی که از همه زیرکتر و دانا تر بود، نادر از او پرسید تو چه میکنی؟ مرد زیرک گفت تا چه اقتضاء کند و چه پیش آید ، و این بهترین و ساده ترین تعبیر از علم سیاست است که میگویند علم ممکنات است که دانستن همین نکته در روزگاران گذشته خود دلیلی بر آنچه گفته آمد نیز می باشد حال تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل را که:

شراب کهنه ما شیره گشت از واژگون بختی

اگر زینسان بماند هفته ای انگور میگردد

پاسخها بسته شداند .