مبارک باد این عید بی عیدانه
- ۰۳٫۲۳٫۸۳
- دل نوشته ها
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us

عید است
بازهم شادمانی بی دلیلی که حسرت را مرهمی نیست
خلاصه بگویم ، ما هستیم و حسرت مداوم که هیچ عیدی باورمان نیست
یادتان هست ؟
در حوالی همین ایام یا اعیاد دیگر بود که در پی عطر زندگی از بوی گل سرخ گذشتیم و صلیب تقدیرمان را چون مسیح بر دوش کشیدیم و گریستیم در زمانی که حتا آسمان هم بهانه ای برای گریستن نداشت.؟
بامن بگو ای هم قبیله
تا کی باید به دلداری این حسرت بی مرهم
هی از سکوت و صبوری سخن بگوئیم
که دیگر رغبت هیچ تکلمی نیست
کنایه به عید می زنم
که این زندگی ، فطریه پرداختن است
تا به آنجا که من میدانم و ماه میداند و آسمان
ما بر سر قرارمان ماندیم و پیمان نشکستیم که سزاوار این جریمه باشیم
حال تو بگو آی همدم بی حضور
این عید بی عیدانه پاداش چیست؟
و این شادمانی بی دلیل مرهم کیست ؟

پاسخی بنویسید