کوچه



کوچه خالیست

کوچه تنهاست

کوچه از خلوت خود غمگین است

کوچه از دیده ی بیدار، شرمگین است

هر سحرگه

که به شستشوی دل

از خواب بر میخیزم

دیده ی منتظر پنجره را می بینم

پرده باید

به چشم پنجره ی بیدار زد

چشم بیدار مانده از خواب شب پنجره را

باید به فریب عشق ،

خواب کرد

تا دگر کوچه ی تنها و غمگین

هیچ چشم بیدار نبیند

عکس از ساسان افسوسی

پاسخها بسته شداند .