آینه ام شکست….!!!

سلام بانو

آینه ام شکست

دیشب با شنیدن نجوای ستارگان

رفتم تا برایتان از آسمان ستاره بچینم

وقتی برگشتم به تلافی دیدن معصیت پنهان آسمان

آینه ام شکست ……….

مهم نیست

من که عادت به نوشیدن سراب از کوزه خالی دارم

بگذار آینه ام شکسته باشد

راستی به خوابتان آمدم و گریستم

نبودید!!؟

من در پائین خواب چشمه گریستن را دوست دارم

چون عادت به غسل عشق

با آب شور گریه دارم

آه….بانو………..

چرا دستتان خونین است ؟

این شیشه که در دست شماست

تکه ای از قلب من است

این شعر با آوای من

پاسخها بسته شداند .