به کدام رو سپیدی طمع بهشت بندی؟

به باور این قلم آنچه امروز در این کهنه دیار در اذهان مردم کوچه و بازار، حتا پیچیده تر از ماجرای امضاء پروتکل الحاقی سازمان بین المللی انرژی اتمی است ، حکایت پر جنگ و جدال دو جناح سیاسی حاکم بر کشور است که امروز با نزدیک شدن موسم انتخابات و با آگاهی از نا امیدی مردم نسبت به وصول مطالبات بر حق خویش ، به تکاپو افتاده ، تا بدانجا که تدبیرشان در حفظ بقای موقعیت خود در صحنه گردانی سیاست این آب و خاک ، ائتلاف را چاره دانسته و با نشان دادن چراغ سبز ،یکدیگر را به مذاکره بر سر آنچه از خوش باوری مردم نصیبشان گشته ، فرا می خوانند.

شاید در نگاه آنانیکه سیاست را علم ممکنات میدانند اتخاذ چنین تاکتیکی ، طبیعی و توجیح پذیربنظر آید اما آنچه باب این پرسش را می گشاید این است که آیا از منظر مردمی که با حمایت صادقانه و خالصانه خود از سیاست بازانی که همچون عالمان بی عمل بودند، این چنین تاکتیکی توجیح پذیر می نماید ؟

بی گمان آنچه مردم این سر زمین را امروز این چنین به بی تفاوتی و ناامیدی کشانده است که حتی به قهرمانان خود ساخته ی خویش ،اعتماد و اعتنایی ندارند که آنها را از سرجلب اعتماد دوباره مردم به خود به هر عشوه گری و طنازی وا میدارند ، تا بدانجا که تن به ائتلاف با رقیبی میدهند که تا دیروز سدی در مقابل تحقق آرمان های اصلاحات در کشور میدانستند ،همه حاصل عملکرد سال های است که سیاست بازان یک شبه اشتیاق کاذب میل به سیاست را در مردم این آب و خاک بر انگیختند آنچنانکه هر کودک نابالغی از سر باور شعارهای دلفریب ، دویدون در پی گاری سیاست را واجب تر از حتی نان شب میدانست طرفه آنکه با تحلیل های نشاء ت گرفته ازاندیشه عالمان بی عمل،به طرفه العینی آینده سیاسی این گستره تاریخی را در نسخه ای می پیچیدند، اما همین طالبان سیاست جویی که تنها به گاه انتخابات به کار می آمدندو با حضور در پای صندوق های رای به عزت یاد می شدند، نه یکباره که با گذشت ایامی که بر او سخت گذشته و برقهرمانانش که با تکیه برپست و مقامی که ازاوداشته اند، به بی خیالی می گذشت ،دانستند که فریب تربیت باغبان نباید خورد که آب میدهد و گلاب میگیرد این چنین است که امروزحتی با ائتلاف و یا هر طنازی دیگر این رمیده از کوی سیاست را نمی توان دوباره به دام انداخت طرفه آنکه

به کدام رو سپیدی طمع بهشت بندی؟

تو که در جریده ، چندین ورق سیاه داری

پاسخها بسته شداند .