ما نه از سنگ بیگانه که از کلوخ جنید خود مرده ایم
- ۰۴٫۰۲٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
بی گمان این جهانی که مدام از نبود صلح و آزادی در آن آه میکشیم ، بر مدار زور و قدرت میگردد اما با این همه بر اندیشه و تدبیر هم استوار است که امروزه روز، کسب قدرت ، تنها به سلاح زور و ثروت میسر نیست، که تدبیر و درایت هم میطلبد، و این حقیقتی است که گویی نه تنها از چشم دولتمردان آین کهنه دیار،که از نگاه گروهی اندک از مردم این آب و خاک هم پنهان مانده است طرفه آنکه امروز پس از امضاء پروتکل الحاقی، شعار مخالفت با آن را سر میدهند واز سر خوش باوری و بی اطلاع بودن از آنچه در جهان بر مدار قدرت میگذرد،ایستادگی در برابر زورمندان جهان را می طلبند.
از همان آغاز اعلام ضرب العجل یکماهه برای پذیرش پروتکل الحاقی ،پیش از تغیرمواضع دولتمردانمان ،وبی آنکه تحلیل رسانه های دیداری و شنیداری ، که دیگر توان اطلاع رسانیشان نیست، در میان باشد،مردم کوچه وبازاراز سر تجربه و عملکرد های مصداق گونه سیاستمردان خود، بر این باور رسیده بودند که ما را توان ایستادگی بر سر مواضعی که جهان قدرتمند نمی پسندد ، نیست و این حکایت ( امضاء پروتکل الحاقی) پیش از اتمام زمان ضرب العجل ، با خاطره ای خوش پایان می پذیرد،هر چند که گروهی از سر خوش باوری پیشاپیش کفن به تن بانک وطن خواهی و مخالفت با پذیرش پروتکل الحاقی را سر داده بودند ، اما پایان این حکایت آن شد که مردم می پنداشتند و این چنین است که سیاستمرد جهان دیده ا ی همچون احسان نراقی ، به بوق در آوردن این پذیرش دیر هنگام را بی مورد میداند خاصه با توجه به مسبوق به سابقه بودن این حکایت ، این چنین پایانی ، دور از ذهن نبوده و شاید از همین رو است که رئیس جمهور هم دریکی از ملاقاتهای خود با یکی از سران کشور های اتحادیه اروپا( ایتالیا) پیشاپیش متعهدبه پذیرش و امضاء پروتکل می شود.
اما آنچه این نوشتار را باعث آمد، گمان باطل گروهی از مخالفان امضاء پروتکل است که با پذیرش آن غرورملی خود را جریحدار می بینند که اگر چه این گمان حقی است و هرآزاده ای را از سر حفظ اقتدار ملی زادگاهش سزاور است اما آنچه گویی از سر خود اغفالی چشم برآن بسته دارند دیدن معلول به جای علت است حال آنکه این همه نه از بیگانه که از خودی می کشیم که به زبان حال حلاج بایدگفت نه از سنگ های جماعت(بیگانه) که ما از کلوخ جنید(خودی) مرده ایم.
مخالفان امضاء پروتکل الحاقی که گمان میکنند راه دیگری جزتن دادن به خواسته ی قدرتمندان جهان وجود داشته است، بی خبرانند ازآنچه نه بدست بیگانه ،که به دست خودی تقدیرمان دانستند ، تقدیری که ناشی از بی تدبیری و سوء مدیریت زمامدارانی است که هرگز ملت رامحق به چند و چون آنچه بر او می خواهند ندانسته و اگرملت خوداز سر اتفاق به کشف ماجرایی به گستردگی ابعاد ملی دست می یاید ،انتظار کیفر ،برای برباد دهندگان آبرو و ثروت ملی ، خیالی باطل است آنچنانکه پس آن همه هیاهو بر سر ماجرای شهرام جزایری و رشوه خوران او بر پامی کنند ،امروز در خبر ها از اومیخوانیم که در زندان برای بار دوم هم لباس دامادی بر تن می کند وبیرون از حصار زندان مجلس عروسی شاهانه ای با حضور زندانبانان خود براه می اندازد ویا ماجرای قتل مرحوم زهرا کاظمی زن روزنامه نگار ایرانی تبار که نگاه پر سوءظن جهان را برایمان به ارمغان آورد که هنوز برای پاک کردن اذهان جهانیان نتوانستیم حتی قاتل اورا معرفی نمائیم و ماجرا های دیگر چون قتل های زنجیره ای که از سر کهنه شدن،از یاد برده ایم .
جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم
با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست
از ماست که بر ماست
