نسل من ، نسل ارمان فرو ریخته بی فرداست
- ۰۴٫۰۲٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
چگونه می توان در این عید دیر آمده ی فطر، به نسیمک بی وقفه آن ایام شور و حال آزادی ، اندیشید ، اما آب شور گریه را ازچهره پنهان کرد؟ سال ۵۷ رامیگویم که چه دل مطمئن بودیم به لمس آزادی ، حالا دیگر صورت ساده خیال آن ایام هم از ما دور است ، اگرچه اکنون هم باد می وزد و باران میبارد و حافظ همچنان کتاب فال من و توست ، اما دیگر نه نسیمکی می وزد و نه شور حالی است که امروز برادر از برادر بی خبر مانده است و دریا از صدای موج بی سامان نمی خوابد و دیگر کوه هم از شمارش ستاره ها ، خواب نمی رود و تنها ، این شهر است که با شمارش اهل خواب ، به خواب عمیقی فرو رفته است.
در مزار آباد شهر بی تپش
بانک جغدی هم نمی آ ید به گوش
بار ها این گله از من بود و هست که کم می نویسم ، اما به کنایه ، و به اشاره ای از آنچه باید گفت میگذرم و یا در پس واژه هایی که شاعران را عادت است ، تکلمی بی صدا دارم که :
عشق را طی لسانی است که صد ساله سخن
یار با یار بیک چشم زدن میگوید
بیادم هست در آن سالها که از پی لمس آزادی به فرمانی به خیابانها می ریختیم ، همواره نهی می شدیم از سوی سالخوردگانی که موی سپید از گردش آسیاب عمر داشتند که با هر دلیل و استدلال ما شیفتگان آزادی ، قصه و حکایتی از خورجین تاریخ این کهنه دیار بیرون می کشیدند تا بیاموزیم که آزادی را تنها در واژه ی آزادی نجوئیم که این آرمان جهانی را ، اول شناختن لازم است بعد در جستجویش با سردویدن هم جایز است ، اما دریغ که ما به گوش نگرفتیم و چشم بسته به دنبال واژه ی دلفریب آزادی دویدیم و دویدیم ، تا به بن بست رسیدیم .
چه زیبا توصیفی دارد ، آن فرزانه ی غربت گزیده ی نام آشنای قبیله قلم ( مسعود بهنود) که نسل مرا نسل آرمان فرو ریخته می خواند ، آری ما از پس پرده ، بوسه به چشم آهوی آزادی زدیم که امروز به لکنت بوسه گرفتار آمدیم .
حال از چنین نسل آرمان فرو ریخته ی بی فردا، چه انتظاری هست که باز هم پر صدا باشد و پر شور ، که اگر به اشاره ای در پس واژه های دست چین شده ، کوتاه از سر مگو میگوید ، تنها از چشم امید داشتن به نسل امروز است که او را به هشداری از بیراهه رفتن ها بر حذرباید داشت، هر چند کوتاه و به کنایه ، که نسل بیدار امروز را بس که اگر از تاریخ بی خبر مانده است ، در پیش چشم او، نسل آرمان فرو ریخته ی من ، تاریخ مصور را میماند.
یارب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زآنکه چو گردی زمیان بر خیزم
