یادمان ۱۸ تیر
- ۰۴٫۲۰٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
پنچ سال پیش از این باز هم به امید ی دیرینه ، بالی گشودیم تا که شاید بوسه برسینه ی آسمان آزادی زنیم که همه ی حسرت این کهنه دیار از آغاز تا به امروز بوده است………………….
و امروز جز یادی از آن شوق بیهوده نیست و بال پریدن هم نیست که بی بال و پر پریدن آرزوی لامحالی بیش نیست .
پنج سال از واقعه ی تلخ و بیادماندنی ۱۸ تیر سال ۷۸ میگذرد و در همان ایام سروده ای بنام آزادی داشتم که امروز در سالگرد آن ایام تلخ به تکرار زمزمه باید
آزادی
دیشب هم باز با یاد تو بودیم
تمام شب را از تو گفتیم
از تو سرودیم
از تو خواندیم
و ایکاش بودی و می دیدی
که بر سنگفرش های خیابان هم
با اشک چشم هایمان
نام تو را می نوشتیم
ای همیشه غایب
تو بر بلندای کدام آسمان در پروازی؟
که در آسمان تاریخ این کهنه دیار
حتی نشانی هم از پرواز تو نیست؟
هیچ نام این سر زمینی که
پر از حسرت دیدار توهست، شنیده ای ؟
اینجا سرزمین آرزوهای دست نایافتنی است
که همه بی خواب ، بی خاطره و بی راه و بی قرار
چشم به کوچه و خیابانی دارند
که از هوای همهمه لبریز باشد
و در آن از روزگار گهواره بگویند
اما امروز
به قدمت تاریخ مان رسیده است
که بی تکلم بی راه
برای ماهی های تنگ یلورین
در پی آبی هستیم که خود تشنه تر از ماهی هاست
آزادی
به گمان خسته ما
تو همان معمای بی جوابی را می مانی
که برای باور نام تو باید
در ازدحام سنگ و گلوله و گریه ، جان داد
ویا ……….
چه می دانم
شاید هم تو همان قصه ای باشی
که در طول اعصار این سرزمین
همراه با لا لایی مادران
خواب به چشمان تاریخمان کردی
آزادی
ما تو را
در آن هنگام که هنوز در سفره هایمان نانی بود و پیاله ای آب
با سینه های زخم خورده از دشنه و گلوله ، جستجو می کردیم
و امروز هم تو را می جوئیم
بی آنکه دیگر سفره ای باشد و لقمه ای نان
آزادی ،
تو بر بلندای کدام آسمان در پروازی؟
