یادم ترا فراموش



ما را نه نامی بود و نه نشانی

هر چه بود

یک دل صاف و ساده بود

اما تو

گرد بادی بودی که از سر تقدیر

بر گلخانه ام وزیدی

و امروز ای باد بی نشان

فارغ از هر تکبر و غرور

از برج عاج سرمستی

به کوچه بیا

تماشا کن

دستی لرزنده به احتیاط

بر دیوار خانه قلبت نوشت و رفت

یادم ترا فراموش

پاسخها بسته شداند .