چه می بایست کرد ؟!!!!!
- ۰۴٫۰۲٫۸۳
- شعر
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us

هرگز این وسوسه را گرفتار نبودم
که جهان را به یک سرود
دریا را به یک رایحه
و دلم را به نگاهی بفروشم
که تشنگی را
بهتر از فریب سراب میدانستم
هرگز معیار عشق را
عطش عریان نمی دیدم
انچنانکه
سکوت را علامت رضا نمی خواندم
اما ای پیاله ی سرمستی
به وقت اشتیاق چشمانت
به نیم نگاهی دل فروختم
حال مژه مرطوب مرا
در بی صدا گریستنم
چه می بایست کرد؟ !
عکس : کوروش ادیم
