تک درخت خشک

که بودم ؟

امروز چه هستم ؟

زمانی در گمانم بود

در کتاب کهنه ی عشق

از خود افسانه می سازم

زهی باطل

به وقت اوج پرواز خواهش دل

مرغ بال و پر بسته بودم

دلم خوش بود که با عشق

زنجیر تنهایی گسستم

دریغا افسون ‏ افسانه ای بودم

وامروز موج بی تابم

تک درخت خشک در بادم

پاسخها بسته شداند .