تا اطلاع ثانوی جانم فدای هاشمی

در چنین مقطعی از تاریخ این کهن دیار که دیگر نه نانی در سفره باقی است ونه از تهدید بیگانگان, آسایش خیالی مانده است انتخاب رئیس جمهور آینده , وسواس و دقت نظری را بر می انگیزد که از هم اکنون با نزدیک شدن دور جدید انتخابات ریاست جمهوری این دغدغه و وسواس درلابه لای برخی ازگفته ها و نوشته ها ی دلسوختگان مام وطن , نمایان است , که از جمله به سر مقاله ی روز دوشنبه روزنامه شرق به قلم شمس الواعظین با عنوان ” بازگشت هاشمی رفسنجانی” , می توان اشاره کرد که خود گواه این ادعا است اگرچه آن سر مقاله با نثری انتکتوئل گونه به تحریر در آمده بود تا بلکه با درآمیختن وازه های فلسفی و ادیبانه , بتواند احقاق نظر و رای خویش را بر مخاطب تحمیل کند اما بهر روی نکته های قابل تعمقی در آن نهفته بود که از آن بی اعتنا نمی توان گذشت هر چند روز بعد از انتشار آن مقاله جوابیه ای درخور,با عنوان “بازگشت به گذشته ” به قلم عیسی سحر خیزکه او هم خود از اصحاب اصلاحات و دلسوز این آب و خاک است در همان روزنامه منتشر شد , اما با این همه نمی توان از نکته های نهفته در مقاله ی شمس الواعظین غافل بود که تلنگری است براحساس عاقبت اندیش وطن پرستان .

بی گمان گزینه ی مورد نظر شمس الواعظین برای سپردن زمام امور این آب و خاک به او , آنچنانکه خود در نوشته اش به آن اشاره دارد از سوی هر دو جناح مطرح در عرصه ی سیاسی امروز این کهنه دیار ,قابل قبول نیست ونوشته ی او را به نقد خواهند کشید زیرا از نگاه گروه اصلاح طلبان , قبول این گزینه چیزی جز به فراموشی سپردن ایام ناگواری که پی آمد هایی چون دربند شدن یارانی ماننداکبر گنجی که عالیجناب سرخپوش را به قلم افشا کشانده است و هنوز در کنج زندان بسر می برد , تداعی نمی کند آنچنانکه به زعم گروه مخالفان اصلاح طلب هم , به کرسی نشاندن این گزینه , مساوی با از هم گسیختگی و نا همگونی در تسلط و ا قتدار آنها بر سه قوه را در پی خواهد داشت که همه تلاش خویش را در تصاحب این سه قوه متمرکز کرده اند .حال بماند که آنچه در این میان از سوی هیچ یک از دو جناح به حساب نیامده است , بی رغبتی مردم از حضور در صحنه ی انتخابات است طرفه آنکه باچنین اظهار نظر هایی که از سوی کسانیکه گمان آن می رفت ,در هیچ شرایطی ذره ای از باور و عقیده و نظر خود عدول کنند, در شوک به سر می برند حال آنکه آنچه امروز از سیاست بازان شاهدیم همان مفهوم واقعگرانه ی واژه ی سیاست است و بس , مگر نبود آن گفته از سالخوردگانمان که همواره به صد اشاره می گفتند و می گویند “سیاست را پدر و مادری نیست “, حال که امروز همان عبارت اندرزگونه را به عینه می بینیم دیگر انکار و در شوک بسر بردن , از بی خردی است.

بیادم هست در آن زمان که جماعتی خوش باور همه ی کوله بار خویش را از اعتماد به اصلاحات و سیدی که پیشرو آن واژه ی دلنوازبود , انباشته بودیم و پیرانه سر به دنبال شعار های خوش باورانه می دویدیم , روزی در اجتماعی از دانشجویان که به حمایت از منتخب ۲۰ میلیونی گرد هم آمده بودند , این شعار را شنیدم که , تا اطلاع ثانوی جانم فدای خاتمی ……و امروز هم بار دیگر , آنچه از گفته ها و نوشته های ایضا دلسوزانه ی , سیاست بازان, به نوای دیگر شنیده می شود همان شعار است با این تفاوت که با برداشتن نامی کهنه , نامی کهنه تر نشسته است, تا اطلاع ثانوی جانم فدای هاشمی.


نظر شما

پاسخها بسته شداند .