کاش میشد همیشه بمونی

توی آبی چشما ت ،

زلا ل عشقو می بینم

از توی باغچه ی دستات

غنچه ی عشقو می چینم

تو مثل بارون رحمت ،

واسه هر کویر خشکی

تو پشیمونی و ندامت،

تو همون قطره ی ا شکی

تو مثل جنگل های سبز شمال

پر رمز ی ، پرراز و نیازی

واسه عابد تشنه ی کمال

تو همون سجاده ی نمازی

اما حیف ، کاش میشد همیشه

تا قیامت ، تو کنار من بمونی

برای شبهایی که صبح نمیشه

واسه بیداری چشمام ،

تو لالایی بخونی .

بشنوید


نظر شما

پاسخها بسته شداند .