نمی پرسی چرا……..

نمی پرسی زفریادی

که پنهان در گلو دارم

نمیدانی چرا بر لب ،

مهر خاموشی ز بیم آبرو دارم

میان خنده میگریم

زبخت خود شدم حیران

که فردایی چرا غمگین ،

ز رنج بی شمار دارم


نظر شما

One Response to “نمی پرسی چرا……..”

  1. درود . برای شما و برای مردم دربند ایران ، آرزوی آزادی و پایان همه رنج و غم ها را دارم . این فریاد در گلو بسته ( پنهان ) ، درد مشترک است . بی تردید رها ( آشکار ) خواهد شد