هاشمی رفسنجانی ، رئیس جمهوری که با صد کرشمه و ناز میاید
- ۱۰٫۱۱٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us

معنای جمله ی اول ( انه نبی ) به استناد پهلو زدن فلسفه به رسالت ، ارسطوی فیلسوف را پیغمبر دانسته ، آنچنانکه روایتی هم در مورد لقمان ، در کتاب ماثرالملوک وجود دارد که …..” آن جناب ( لقمان ) را میان نبوت و حکمت ( فلسفه ) مخیر ساختند و لقمان حکمت را اختیار نمود ” ، اما معنای جمله ی دوم ( ضیعوه با تشدید روی حرف ع ) ضایع شدن است ، چرا که ارسطو به دلیل داشتن آن مقام شامخ علمی ، خود را به اسکندر یعنی قدرت ، مربوط و وابسته ساخت . و امروزمصداق این حکایت بی گمان جز کمرنک شدن شان و منزلت عالمان دینی در بازی سیاست ( بخوانید قدرت ) نیست ، عالمانی که به شهادت سابقه ی تاریخی وقتی با طمانینه از کوچه و معبری میگذ شتند ، مردم به احترامشان راه باز میکردند می ایستادند و نمی گذ شتند.
با جدی شدن حضورهاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری اگر چه بنا به پیش بینی ناظران سیاسی ، مخالفت اصولگرایان را بطور حتم به همراه داشت اما هرگز گمان آن نمی رفت این مخالفت به گونه ای باشد که اخیرا در صحن مجلس از سوی نماینده ای منتسب به اصولگرایان با شدید ترین عبارات و ادبیات خصمانه ، شان و منزلت او که به زعم حتی مخالفانش استوانه ی انقلاب است کمرنگ گردد ، هرچند با پشتوانه ی چنین پیامی که ” تشخیص بزرگان چنین است ” ، باشد. اگر چه با این گونه مخالفتها اقبال علاقمندان به حضور هاشمی در کسوت ریاست جمهوری بیشتر می شود اما با این همه ، زنگ هشداری است ، خاصه برای آنانیکه به قصد نشاندن این روحانی بر کرسی قدرت ، بی وقفه درپی راهکارهای زدودن ذهنیت جامعه ازعملکرد پیشین کاندیدای مورد علاقه ی خود هستند. طرفه آنکه در سر مقاله ی روز پنجشنبه دهم دیماه ، آن روزنامه ی عصر که تعین کننده هر جریان سیاسی این آب و خاک است ، با صراحت نسبت به این حضوربا این عبارت که ” اصولگرایانی که قدر و قیمت آرمان های دینی را یافته اند ، دیگر حاضر نیستند آن را فدای رودربایستی ها و تعارف ها و ملاحظات نامشروع کنن ” اعلام موضع کرده است . که هرگز مباد چنین شود چرا که باز شاهد تضعیفی خواهیم بود که به تکراردر بازی سیاست ، جز به بی باور شدن مردم نسبت به قشر خدا جوئیکه به شهادت تاریخ این کهنه دیار همیشه تنها ملجا داد خواهی مردم بودند ، حاصلی نداشت .
آنچه گفته آمد نه از سر تائید و یا حمایت کاندیدای روحانی چون هاشمی رفسنجانی است که بهروی باز هم ردای ریاست جمهوری این آب و خاک را بر تن خواهد کرد وبر مسند قدرت خواهد نشست ، اگر چه با کرشمه و ناز، اما آنچه مقصود این نوشتار است هشداریست تا مبادا این باقی مانده از باور مردم نسبت به روحانیت ، چون برجی که فرو می ریزد ، ریخته شود تا بدانجا که ملتی برای تسلی نیاز معنوی خود به دامان مروجان ادیانی بغلطند که کوس تبلیغاتشان درهر گوشه از این پهنه ی تاریخی به صد نوای دل انگیزبه صدا در آمده و با استناد به عملکرد های آن دسته از عالمان ضایع شده از قدرت ، دین خود به رخ شیعه ی علی میکشند ، وگرنه ، در این وانفسا که همگان از سیاست زدگی دل خسته به گوشه ی انزوا نشسته اند ، و تنها نظارگرند ، چه فرقی است بین ریاست جمهوری هاشمی که بهرروی به صد کرشمه و ناز میاید ، یا دیگری ؟ که گویی قطع الرجال است و این دور تسلسل جاریست ،آنچه امروز رنجوران سیاست را دغدغه است ایمانی است که بر باد رفته اش می بینند لا غیر .
تلقین و درس اهل نظر یک اشارتست
گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم
لینک در گویا
