آنچه قبل از " جه باید کرد " ها ، باید دانست
- ۱۲٫۰۳٫۸۳
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
معروف است مستشار الدوله ، همان فرزانه ای که برای اولین بار در دوره ی استبداد ناصری ، دل به دریا زد و با انتشار رساله ی معروف ” یک کلمه ” در ایران ، اصلی ترین مواد اعلامیه ی حقوق بشر را به زبان فارسی ترجمه کرد تا بقول ” آدمیت ” اولین نویسنده ای باشد که گفت ، منشاء و قدرت دولت ، ارده ی ملت است ، در یکی از نامه های خود خطاب به ” آخوند زاده ” می نویسد ، ای انسان کامل ، دنیا تمام شد و ما نتوانستیم به قدر ذره ای خدمت به ملت و وطن بکنیم .
در این مقطع از وانفسای امروز این آب و خاک که ساکنان این کهنه دیاراز یک سو با تهدیدات ابر قدرتی چون امریکا مواجهند و از سوی دیگر در محک انتخاب رئیس جمهوری برای اداره ی کشور در زیر ذره بین جهانیان قراردارند ، هر روز شاهد ده ها مقاله و سخنرانی هایی هستیم که همگی حاوی پیام ها و هشدار های وطن پرستانه ای هستند که تو گویی در این گستره ی تاریخی همگان سیاستمدارانی هستند که مدام در حال خلاقیتند و جز خدمت به ملت و وطن دغدغه ای ندارند غافل از آنکه در این بلاد فراموش شده از یاد خدا، دیگر هیچ گوشی میل شنیدن موعظه ندارد وبا بیاد آوردن آنچه پشت سر نهاده است مدام با خود این شعر از حافظ شیراز را زمزمه میکند که ،
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهاده است به هر مجلس وعظی دامی .
اما اینکه چرا ایرانیان امروز این چنیند که به هیچ ندایی هر چند وطنخواهانه گوش نمیدهند و لبیک نمی گویند ، از مبارزه ی به اصطلاح منفی ( از قبیل راه رفتن در خیابان در ساعتی معین و لبخند زدن به همدیگر) گرفته تا رفراندوم را جدی نمیگیرند و تن به دستور عمل های سیاستبازان نمی دهند ،پرسشی است که باید برای یافتن پاسخ صحیح آن ، قبل از هر چیز اهتمام ورزید که کلید این معماست .به دیگر سخن اگر سینه چاکان وطن به این اصل از رساله ی”یک کلمه” ی مرحوم مستشار الدوله معتقدند که ملاک اراده ی ملت است ، باید اول در پی دلیل همراه نبودن اراده ی ملت با خود باشند و سپس بر سر قبر پرسش تاریخی ” چه باید کرد ” ها نوحه سرایی کنند و بدنبال پاسخ باشند اگر چه جز به همان پاسخ تاریخی مدرس به مشیرالدوله ی پیرنیا نخواهند رسید که نقل است روزی مشیر الدوله ی پیر نیا در کنار مدرس نشسته بود و از جریان روز سیاست دولت صحبت میکرد و در ضمن گفتگو با آه عمیقی از مدرس می پرسد ، ” آقا پس کی این مملکت اصلاح خواهد شد که مدرس در پاسخ میگوید ، هر گاه که انگلستان در جزیره اش محصور گردد ، و شما بر گردید به نائین ( زادگاه پیرنیا ) و رضا خان برود آلاشت ، و من هم بروم به ولایت خودم .
تا نگوئید این همه بد گمانی چرا ؟ شما را به خواندن مصاحبه ها و خاطره گویی های اخیر روشنفکران و سردمداران عصر انقلاب ۵۷ارجاع میدهم که امروز پس از گذشت ۲۶ سال یا اقرار به بی برنامگی برای ساختن پس از انقلاب دارند و یا طوق گناه به بیراهه کشیدن انقلاب را به گردن دشمنان خیالی انداختنه اند و مضحک اینکه با همه ی اقرار به بی نوایی فکر سیاسی خود درطول این سال ها و با همه بی بضاعتی فرهنگی که در طول زمامداری سالهای اصلاحات از خود نشان داده اند ، امروز باز هم با شعار های بی محتوا مدعی رساند ن این کاروان از هم پاشیده را به سر منزل مقصود دارند غافل از آنکه قضاوت تاریخ این کهنه دیار بر مردم ستمدیده ی این آب و خاک چنین حکم می کند تا در برابرهر ندایی که مدینه ی فاضله را بشارت میدهد ، کر و کور باشد و تنها با خود این شعررا زمزمه کند که:
در این مقطع از وانفسای امروز این آب و خاک که ساکنان این کهنه دیاراز یک سو با تهدیدات ابر قدرتی چون امریکا مواجهند و از سوی دیگر در محک انتخاب رئیس جمهوری برای اداره ی کشور در زیر ذره بین جهانیان قراردارند ، هر روز شاهد ده ها مقاله و سخنرانی هایی هستیم که همگی حاوی پیام ها و هشدار های وطن پرستانه ای هستند که تو گویی در این گستره ی تاریخی همگان سیاستمدارانی هستند که مدام در حال خلاقیتند و جز خدمت به ملت و وطن دغدغه ای ندارند غافل از آنکه در این بلاد فراموش شده از یاد خدا، دیگر هیچ گوشی میل شنیدن موعظه ندارد وبا بیاد آوردن آنچه پشت سر نهاده است مدام با خود این شعر از حافظ شیراز را زمزمه میکند که ،
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهاده است به هر مجلس وعظی دامی .
اما اینکه چرا ایرانیان امروز این چنیند که به هیچ ندایی هر چند وطنخواهانه گوش نمیدهند و لبیک نمی گویند ، از مبارزه ی به اصطلاح منفی ( از قبیل راه رفتن در خیابان در ساعتی معین و لبخند زدن به همدیگر) گرفته تا رفراندوم را جدی نمیگیرند و تن به دستور عمل های سیاستبازان نمی دهند ،پرسشی است که باید برای یافتن پاسخ صحیح آن ، قبل از هر چیز اهتمام ورزید که کلید این معماست .به دیگر سخن اگر سینه چاکان وطن به این اصل از رساله ی”یک کلمه” ی مرحوم مستشار الدوله معتقدند که ملاک اراده ی ملت است ، باید اول در پی دلیل همراه نبودن اراده ی ملت با خود باشند و سپس بر سر قبر پرسش تاریخی ” چه باید کرد ” ها نوحه سرایی کنند و بدنبال پاسخ باشند اگر چه جز به همان پاسخ تاریخی مدرس به مشیرالدوله ی پیرنیا نخواهند رسید که نقل است روزی مشیر الدوله ی پیر نیا در کنار مدرس نشسته بود و از جریان روز سیاست دولت صحبت میکرد و در ضمن گفتگو با آه عمیقی از مدرس می پرسد ، ” آقا پس کی این مملکت اصلاح خواهد شد که مدرس در پاسخ میگوید ، هر گاه که انگلستان در جزیره اش محصور گردد ، و شما بر گردید به نائین ( زادگاه پیرنیا ) و رضا خان برود آلاشت ، و من هم بروم به ولایت خودم .
تا نگوئید این همه بد گمانی چرا ؟ شما را به خواندن مصاحبه ها و خاطره گویی های اخیر روشنفکران و سردمداران عصر انقلاب ۵۷ارجاع میدهم که امروز پس از گذشت ۲۶ سال یا اقرار به بی برنامگی برای ساختن پس از انقلاب دارند و یا طوق گناه به بیراهه کشیدن انقلاب را به گردن دشمنان خیالی انداختنه اند و مضحک اینکه با همه ی اقرار به بی نوایی فکر سیاسی خود درطول این سال ها و با همه بی بضاعتی فرهنگی که در طول زمامداری سالهای اصلاحات از خود نشان داده اند ، امروز باز هم با شعار های بی محتوا مدعی رساند ن این کاروان از هم پاشیده را به سر منزل مقصود دارند غافل از آنکه قضاوت تاریخ این کهنه دیار بر مردم ستمدیده ی این آب و خاک چنین حکم می کند تا در برابرهر ندایی که مدینه ی فاضله را بشارت میدهد ، کر و کور باشد و تنها با خود این شعررا زمزمه کند که:
به زیر دلق ملمع کمند ها دارند
دراز دستی این کوته آستینان بین
