انتقاد رئیس قوه قضائیه ، شقشقه * ی دیر هنگام
- ۰۲٫۱۶٫۸۴
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
صاحب قلمی می گفت در جهانی که همه چیز درآن بر مدار تخصص و علم توجِبه میگردد که حتی برای اداره ی یک قهوه خانه فرنگی ( کافی شاپ )آموزش باید دید والنهایه مدرک کاردانی لازم است ، باید درب دارالعلم و دانشگاه های جهان را گل گرفت اگر بتوان کشوری را توسط نابلدان اداره کرد. چه رسد به اداره ی یک واحد کوچک از یک سازمان را ، و این نکته باریکتر ازمو، که به روشنی آفتاب است به چشم صاحب منصبان امروز این آب و خاک نیامد تا چنین گرفتار آیند که هروز گناه نابلدی خود را به گردن زیر مجموعه ی خود می اندازند . که انتقاد اخیر رئیس قوه قضائیه از دستگاه تحت امر خود، از این جمله است .به باور این قلم آنچه رئیس قوه قضائیه ازعملکرد داد سرا ها و ضابطان آنها به ویژه نیروی انتظامی به اعتراض سخن گفت ، شقشقه ای بود دیر هنگام که حکم نوشداروی پس از مرگ سهراب را می ماند اگر چه این اعتراض خود باعث آمد تا فوبیای نوشتن در نزد اهل درد شکسته شود و بعد از این انتقاد لب باز کنند وبی محابا از آنچه رئیس قوه قضائیه به انتقاد سخن به میان آورد پرده دری نمایند که ازنوشتن نامه ی یک قاضی به سایت بازتاب گرفته تا تحلیل های ریز درشت در همین خصوص در رسانه های داخلی ، که همچون سر باز کردن دمل چرکین را می ماند .اگر خوش باورانه نباشد ، به انصاف قبول داریم که روحانی چون آ….شاهرودی که مردی فاضل و صاحب کمالات است وایضا خدا ترس، از آغازبه قصد آبادانی قوه ی قضائیه ، چنین مسئولیت خطیری را قبول کرده است ، اگر نه ، در همان آغاز راه جمله ی معروف “ویرانه ی قوه قضائیه ” را در خاطر مردم خوش باور این کهنه دیار حک نمی کرد تا با همه بی عدالتی های که امروز خود بر آنها گواهی میدهد، ملتی چشم به عدالتخواهی او داشته باشند تا بدانجا که در مواردی چون احضار فعالان فرهنگی و اینترنتی دست به دامان او می شوند ، (هر چند حاصل جز تکرار همان بی عدالتی ها نبود) . اما با این همه امروز هرگز نمی توان قصور چنین عالمی را به هر دلیل ، نا دیده گرفت چرا که فرق است بین مردم امی و عالم .این درست که در تمام تاریخ این کهنه دیار هموار کسانی بودند که قصدشان فلاح و صلاح و نجات ، و رستگاری این ملت بود ، که بقول شیخ اجل سعدی علیه الرحمه از خانقاه به مدرسه آمدند تا غریق را برهانند اما در عمل قادر به تحقق این آرزوی تاریخی نبوده اند، از مردان تاریخ سازی چون امیر کبیر خوش باور ، که وقتی شاهزاده مامور لرستان گزارش داد در آن خطه آن قدر امنیت و عدالت برقرار است که گرگ و بره با هم آب می خورند ، بر آشفت و فریاد زد من می خواهم ولایات ایران آنچنان امن باشد که هیچ گرگی نیاشامد ،تا از خیال او بره ای نیاساید ، تاعصر حاضر که دولتمردی با پشتوانه ۲۰ میلیون رای ، قادر به آنچه نوید میداد نبود آنچنانکه عالم خدا جوی چون رئیس قوه قضائیه جز ویرانه تر ساختن قوه قضا کاری از پیش نبرد .این شهادت تاریخ این مرز و بوم است که گواهی به وجود مصلحانی میدهد که وقتی امدند ، محبوب بودند و وقتی رفتند منفور، و این واقعیتی است موجود در برگ برگ تاریخ این کهنه دیار. اما با این همه به چشم این ملت ، قصور عالمانی را که با علم و آگاهی زمام امور مردمی بلا دیده را به دست میگیرند ، هرگز بخشیدنی نیست چرا که همواره از دیگرعالمان دینی شنیده و خوانده ایم که قصور وکوتاهی در امر ملت آنهم از جانب روحانیون وعالمان خدای جوی بخشیدنی نیست و حکم نماز بی قضا را دارد و به دیگر سخن اگر چه انتقاد رئیس قوه قضائیه از عملکرد دستگاه تحت امر خود عمل شجاعانه و در خور تقدیر است اما آنچه از این شقشقه در اذهان عمومی متبادر است جز تداعی این شعر نیست که
دولب دارم یکی در می پرستی
یکی در عذر خواهی های مستی
شقشقه نام یکی از خطبه های حضرت علی است در نهج البلاغه وبه معنای کفی است که از دهان شتر به هنگام هیجان و بانگ کردن خارج می شود
