گمشدگان
- ۰۹٫۱۰٫۸۴
- شعر
- ۱ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
سرم از گرمی رویا سنگین است ،
با این همه خوابم نمی برد .
یکی گویی به گریه صدایم می زند ،
بیا ، بیا ، بیا برویم رویا ببینیم .
به ولای همین دقایق تنهایی ،
رفتن پایان حکایت آمدن است ،
این راز را پیش از تو ،
از ابر های آسمان دل دریایی شنیدم ،
که آمدن آغاز رفتن است .
ما کنارهم بودیم ، مثل دریا و ساحل
اما مه آمد و من ترا گم کردم
ما با هم بودیم ، مثل روز و روشنایی
اما شب آمد و تو مرا گم کردی
سرم از گرمی رویا سنگین است
این صدای گریه از کجاست
که مرا می خواند؟


Salam,khaste nabashid.khastam begam ke man az in shere khosham oomad o az oon tooye page yahoo 360 estefade kardam albate ba ejaze o zekre esme shoma va linke yaddasht,movafagh bashid.