خانه را نا امن می خواهند
- ۰۲٫۲۵٫۸۵
- سیاست
- ۳ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
نقل است که در زمان ناصری در خطه آذربایجان ، یاغی نفس گیری بنام “قدر خان ” وجود داشت که راه می بست و جان می ستاند تا بدانجا که آوازه جلادت و صلابت او در همه جا پیچیده و جان بر لب حاکم وقت آذربایجان ، امیر نظام گروسی رسانده بود، اما با این همه روزی که امیر نظام به دلیل پایان ماموریت خود از آذربایجان می رفت ، کس فرستاد و”قدر خان ” را امان داد تا با او در منزلگاه های میان راه ملاقاتی داشته باشد . در آن ملاقات امیر نظام با چند نشانه به “قدر خان ” فهماند که آن همه هیبت و باد وبروت را او برایش ساخته و تصور شجاعت و درایت داشتنش جز خیال خامی بیش نیست ، امیر نظام با تدبیر وقتی آن راز بر ملا کرد به یاغی خوش خیال توصیه کرد که پس از آن از یاغی گری دست بر دارد و خود را به کشتن ندهد ، و این باور از سر بیرون کند که دست نیافتنی خواهد ماند و یقینا بداند که حاکم بعدی اورا خواهد کشت. آن روز قدر خان با دانستن واقعیت چون برج عاج فرو ریخت و سر تعظیم فرود آورد و از امیر نظام خدا حافظی کرد اما قبل از رفتن گفت ، شاهزاده سوالی دارم ، امیر نظام گفت می دانم ، می خواهی بپرسی که چرا این محبت را به تو می کنم در حالی که تو در دوران حکومت من یاغی بودی و زحمت ها برایم آفریدی ، برایت می گویم ، اگر تو نبودی و ماجرای تو نبود ، اداره این منطقه حساس در کنار روس و عثمانی برایم دشوار بود و من می بایست “قدر خان ” ی می ساختم که هر گاه مشگلی داشتم با استعانت از آوازه خشونت و صلابت تو آن را حل می کردم ، آوازه ای که خود ساختم ، پس مرهون توام و اکنون شکر آن را بجا می آورم .
بی شک امروزه بر همگان روشن است که رواج یاغیگیری در این کهنه دیار و کشتن و گروگان گرفتن مردم بی گناه در جاده ها ، بی حمایت و دخالت بیگانگان نمی تواند باشد ، اما چرا چنین حوادثی آن هم در زمانی که این حدیث جز در افسانه ها شنیده نمی شود ، رواج می بابد ، ذهن آدمی را بجز سوء مدیریت ها در اداره کشور، به یاد دسیسه های کهنه استعمار گران می کشاند که برای به زانو در آوردن حکومت ها ، خانه را نا امن می ساختند تا به نیات خود دست یابند آنچنانکه امروز به فاصله اندکی از وقوع ماجرای اخیر تاسوکی در سیستان و بلوچستان ، واقعه تاسف برانگیزدیگری را با کشتن ۱۱ شهروند عادی در محور مواصلاتی بم –کرمان ، قصد آن دارند پیامی را به گوش اداره کنندگان امروز این آب و خاک برسانند که هنوز با طرفند های افسانه ای دوران قرون وسطایی ، می توانند حکومتی را که میل داشتن انرژی هسته ای دارد وآن را حق مسلم خود می داند ، شکنده و ناتوان سازند ، حکومتی که نه تنها داعیه ی تسلط و برقراری امنیت درسراسر حوزه فرمانروایی خود دارد بلکه خود را عامل ثبات در منطقه می داند اما هر روز خبر نفیر انفجارها و کشتن ده ها شهروند در کوشه و کنار کشورش سر تیتر خبر ها ی مهم خبرگزاری های جهان می شود ، و عجبا که گروهی قلیل اما حاکم با استعانت از این آشفتگی ها باز هم داشتن آنچه مردم نمی خواهند ، حق مسلم می خوانند و بر خواسته ی خود پای می فشارند و گمان دارند می توانند با تدابیر غیر ممکن چون نوشتن موعظه نامه ی ۱۸ صفحه ای ، جهان و یا ابر قدرتی را به زانو در آورند بی آنکه گوشه ای از مام وطن آسیب بیند و یا ماتم را به خانه مردم این کهنه دیارتحمیل نمایند .طرفه آنکه درحادثه اخیر جاده بم – کرمان آنچه خاطرمشوش این گروه را آسوده می سازد و بی گمان باید سجده شکر بجا اورند ، همانا بس که این بار در کشتار اخیر جاده بم – کرمان ، چون ماجرای تاسوکی جان مسئولی از استان ، در خطر نبوده است .
گویی آنچه در باور زمامداران امروز این آب و خاک نمی گنجد قبول این واقعیت است که پس از این با تنگ تر شدن حلقه فشار بر ایران ، وقوع چنین حوادثی را در گوشه و کنار این آب و خاک شاهد خواهیم بود بی آنکه بدانند خود “قدر خان ” هایی را برای دست یابی به اهدافی که نه ملت می خواهد و نه دنیا می پسندد ، علم ساخته اند .
بی شک امروزه بر همگان روشن است که رواج یاغیگیری در این کهنه دیار و کشتن و گروگان گرفتن مردم بی گناه در جاده ها ، بی حمایت و دخالت بیگانگان نمی تواند باشد ، اما چرا چنین حوادثی آن هم در زمانی که این حدیث جز در افسانه ها شنیده نمی شود ، رواج می بابد ، ذهن آدمی را بجز سوء مدیریت ها در اداره کشور، به یاد دسیسه های کهنه استعمار گران می کشاند که برای به زانو در آوردن حکومت ها ، خانه را نا امن می ساختند تا به نیات خود دست یابند آنچنانکه امروز به فاصله اندکی از وقوع ماجرای اخیر تاسوکی در سیستان و بلوچستان ، واقعه تاسف برانگیزدیگری را با کشتن ۱۱ شهروند عادی در محور مواصلاتی بم –کرمان ، قصد آن دارند پیامی را به گوش اداره کنندگان امروز این آب و خاک برسانند که هنوز با طرفند های افسانه ای دوران قرون وسطایی ، می توانند حکومتی را که میل داشتن انرژی هسته ای دارد وآن را حق مسلم خود می داند ، شکنده و ناتوان سازند ، حکومتی که نه تنها داعیه ی تسلط و برقراری امنیت درسراسر حوزه فرمانروایی خود دارد بلکه خود را عامل ثبات در منطقه می داند اما هر روز خبر نفیر انفجارها و کشتن ده ها شهروند در کوشه و کنار کشورش سر تیتر خبر ها ی مهم خبرگزاری های جهان می شود ، و عجبا که گروهی قلیل اما حاکم با استعانت از این آشفتگی ها باز هم داشتن آنچه مردم نمی خواهند ، حق مسلم می خوانند و بر خواسته ی خود پای می فشارند و گمان دارند می توانند با تدابیر غیر ممکن چون نوشتن موعظه نامه ی ۱۸ صفحه ای ، جهان و یا ابر قدرتی را به زانو در آورند بی آنکه گوشه ای از مام وطن آسیب بیند و یا ماتم را به خانه مردم این کهنه دیارتحمیل نمایند .طرفه آنکه درحادثه اخیر جاده بم – کرمان آنچه خاطرمشوش این گروه را آسوده می سازد و بی گمان باید سجده شکر بجا اورند ، همانا بس که این بار در کشتار اخیر جاده بم – کرمان ، چون ماجرای تاسوکی جان مسئولی از استان ، در خطر نبوده است .
گویی آنچه در باور زمامداران امروز این آب و خاک نمی گنجد قبول این واقعیت است که پس از این با تنگ تر شدن حلقه فشار بر ایران ، وقوع چنین حوادثی را در گوشه و کنار این آب و خاک شاهد خواهیم بود بی آنکه بدانند خود “قدر خان ” هایی را برای دست یابی به اهدافی که نه ملت می خواهد و نه دنیا می پسندد ، علم ساخته اند .

اقای صف سری
با درود
نمیدانم در خطه ای زندگی کرده اید که فقر تبعیض بیکاری و بی عدالتی حاکم باشد و شما شهرو ند درجه ۳ویا ۴ یا خیر اگر در چنین جائی زندگی میکردید بسیاری از مسائل را میتوانستید بیشتر و بهتر لمس کنید امروز انان که کشور را ناامن میخواهند سالیانی به قامت این انقلاب دارد مال امروز نیست از ابتدای انقلاب این نظام منطقه من را نا امن خواسته است این نظام برای اینکه مردم را در فقر نگه دارد و انان را از اموزش باز دارد و کار رفاه ایجاد ننماید و برای اینکه بتوانند اعتبارات نظامی و انتظامی در یافت نمایند ووو این منطقه را نا امن حواسته است روزی عیدوکی و روزی مولوکی و روزی ناصروکی و روزی عبدالمالککوکی و سایر موارد در این خطه علم کرده است
اقای صف سری
بلوچ به قامت ایران از مرزها دفاع کرده است بلوچستان ایران است و ایران مال بلوچ هیچ بلوچی تجریه طلب و یا عامل بیگانه نیست
اقای صف سری
برای اینکه جلوی ناامنی گرفته شود واگر سران جمهوری اسلامی واقعا طالب ان هستد راه حل ساده است بلوچ بدون حکومت مرکزی عزاران سال مرزها را نگه داشته و امنیت خودش را تامین نموده است حالا هم اگر عوامل انتظامی و اطلاعانی بگذارند هم تامین امنیت را میتواند به عهده بگیرد ۱- حکومت بجای عوامل انتظامی و اطلاعاتی غبر محلی بومیان را بکار بگمارد تا به قول وزیر کشور احمدی نزاد که میگوید چرا تاوان منطقه را سیستانیها بدهند و بقیه تاوان ندهند(تفکر چنین است) هم تاوان میدهد و هم امنیت را برقرار میکند و قاچاق را از سر این مملکت کوتاه۲- ایجاد کار شود ۳- دولت و اطلاعات دست از مافیای مواد مخدر بردارد و بدوکی در منطقه ایجادننماید
سلام آقای صف سری
معلوم نیست چه نقشه ای برای ایران کشیده اند که هر روز داستانی است و حکایتی
بسیار متشکر از قلم زیبای شما
سلام
من از نوادگان امیرنظام هستم. ممنون از داستان زیباتون. مرسی