آی آقایان، نکند قرار است خدا شوید؟

نقل است که روزی میرزا رضا صدیق الدوله نوری نزد مظفرالدین شاه رفت و پس از آنکه شاه احوال او را پرسید ، دستور داد تا مبلغ هزارتومان به او کمک کنند ،شاه ضمن دلجویی از صدیق الدوله گفت : حالا این پول را بگیر، انشا الله کارو بار ما که بهتر شد باز هم به تو کمک خواهیم کرد. اما صدیق الدوله به لهجه مازندرانی به شاه می گوید : وقتی در تبریز ولیعهد بودی همین حرف را میزدی حالا که شاه شدی باز هم همان وعده را می دهی ؟مگر قرار است بعد از شاه شدن چه بشوی ؟ نکند قراراست خدا شوی؟.
حال حکایت ماو دولتمردان امروزاین آب و خاک است ،که قبل از انقلاب پای منبر هر یک از آقایان سخنور و روحانیون انقلابی می نشستیم ، وعده هایی را می شنیدیم که گویی قرار است بهشت خدا و مدینه فاضله را به ارمغان بیاورند ،از پول نفت به در خانه هایمان آوردن تا آب و برق و اتوبوس مجانی ، همه وعده ها یی بود که بزرگواران سردمدار انقلاب به ملت نوید می دادند،هر چند نسل انقلابی هرگز به طمع این وعده های سر جالیز ، انقلاب نکرد که در مقیاس با گرسنگی امروز، همه سیر بودند و پروار، اما با این همه قول هایی از این قبیل بود که به وفور شنیده می شد ، آنانکه در طول ۲۷ سال گذشته، موی در آسیاب عمر سپید کردند، بخوبی بیاد دارند که سخنوران انقلابی حتی معضلاتی چون ترافیک تهران را هم ، حل شدنی می دانستند وآن را ساخته و پرداخته دولت وقت می خواندند که مبادا مردم بی خبر از همه جا ، بغیر از معضل ترافیک به مسائل مهمتری بیاندیشند . بقول مش قاسم دایی جان ناپلئون،ایرج پزشگزاد ، تا قبر آ. آ . آ ، ما خودمان در آن سا ل ها که جوان بودیم و سر پرشور انقلابی داشتیم ، با گوش های خودمان این وعده وعید ها را از بزرگواران انقلابی آن زمان شنیدیم .
ادامه مطلب را در ایران ما و یا گویا بخوانید

۴ Responses to “آی آقایان، نکند قرار است خدا شوید؟”

  1. salam taze moshkel maskan ham bod keh beh rahatti hal mishod amma……………

  2. بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد .
    شاد باشی

  3. سلام

  4. سلام استاد
    ممنون از مقاله وزین جنابعالی
    موفق و پایدار باشید