خوشبختی

در کتاب “خانه ادریسی ها ” ی مرحوم غزاله علیزاده ، ” وهاب ” یکی از شخصیت های داستان این کتاب ، جمله ای دارد که مرا سخت به خود می پیچاند ، وهاب می گوید : خلیفه عبدالرحمن در زندگی فقط چهارده روز خوشبخت بود، من همین‌قدر هم خوشبختی به خودم ندیدم

خوشبختی چیست ؟

به گمانم خوشبختی ، واژه تزئینی گذران عمر است ، که در پایان زندگی همچون آرزو های محال با خود به گور می بریم .

آیا عشق ، همان خوشبختی است ؟

مجنونی از خیل خوش باوران می گفت : آنگاه که بر در گاه قلبم قراول عشق دق الباب کرد ، خوشبختی را لمس کردم و آنچنان با دلبرم یکی شدیم که من در لبخندش روزگار می گذاراندم ، و او از اشک شوقم رفع تشنگی می کرد .

آیا خوشبختی قاه قاه خندیدن بلند برای نشنیدن هق هق گریه ها است ؟

براستی خوشبختی چیست ؟ شما می دانید؟

۳ Responses to “خوشبختی”

  1. خوشبختی تنها یک واژه است این واژه را از برای سرپا نگهداشتن من و شما ساخته اند

  2. salam
    age tonesti ye sari ham bema bezan.

  3. Living in a country where you can believe in what you desire, a country like USA