"ایران ما " همزمان با تقارون روز خبرنگار فیلتر شد

همین چند روز قبل بود که وقتی روزنامه را آپلود می کردم ، نگاهم به شماره مسلسل روزنامه افتاد که به شماره ۳۱۰ رسیده بود با خودم گفتم رکورد را شکستم ، چرا که تمامی نشریات مکتوبی که حقیر بانی و یا ناشر و سردبیر آن بودم ، عمری بیش از ۱۵۰ شماره نداشتند که این رکورد هم متعلق به روزنامه ” آزاد” بود که درست بعد از انتشار شماره ۱۵۰ به دلیل انتشار متن استعفا نامه آیت الله طاهری امام جمعه سابق شهر اصفهان گرفتار بلای توقیف به اصطلاح موقت شد .

دیگر خیالم راحت بود که این بار توقیفی در کار نیست هر چند از گوشه و کنار زمزمه هایی مبنی بر وابستگی “ایران ما ” به نهاد های دولتی می شنیدم اما باکی از این شایعات نداشتم که کارنامه “ایران ما ” خود گواه باطل بودن اینگونه شایعات است ، اما از طرفی به تجربه می دانستم که زیاد هم نباید خوشبین بود ، چرا که نظام جمهوری اسلامی است و هزاران خطوط قرمز و سیاه و بنفش که هرچه هم مراعات کنی عاقبت به بهانه ای پایت را می سرانند تا مبادا مثل هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد بی مصداق بماند .
دیروز بعد از ظهر با تلفن یکی از دو آگهی دهند ه ای که با هزار طرفند راضی به دادن آگهی به ” ایران ما ” شده بودند ، متوجه شدم ، از سوی شرکت پارس آنلاین “ایران ما ” فیلتر شده است ، با شنیدن این خبر آکانت های شرکت های دیگر را چک کردم ، که در آن ساعت هنوز فیلترینگ ” ایران ما “همه گیر نشده بود و تنها پارس آنلاین بود که بعنوان پیش قدم شدن ، اولین ضربه را وارد کرد و “ایران ما ” را به چوب فیلتر نواخت ، به همین دلیل در تماسی با این شرکت جویای چرایی این فیلتر شدم که در جواب شنیدم : “در تاریخ ۱۱/۵/۸۵ بنا بر تصمیم کمیته مصادیق اینترنتی و به پیشنهاد وزارت اطلاعات ، دستور فیلتر شدن روزنامه اینترنتی “ایران ما ” بعنوان سایت معاند با نظام جمهوری اسلامی صادر گردید ه است ” ، پرسیدم پس چرا این حکم را فقط برای ” پارس آنلاین ” لازم الاجرا شد اما دیگر شرکت ها از آن بی اطلاع هستند ، مسئول فیلترینگ پارس آنلاین در جوابم با خنده ای معنا دار گفت : عجله نکنید ، ظرف یکی دو روز آینده بقیه هم به مرور فیلتر می کنند که البته به فردا نکشیده تقریبا از سوی همه آی اس پی ها فیلتر شدیم
هرگز کمان آن نداشتم که “ایران ما ” نیز از مهلکه فیلترینگ جمهوری اسلامی جان سالم بدر برد هر چند بسیار امید داشتم که لا اقل با توجه به سوابق مطبوعاتیم که هرگز نه به حزبی وابسته بودم و نه بیگانه پرست ، این نشریه را که همچون نشریاتی که منتشر می کردم بی پشتوانه سیاسی بود و تنها از سر عشق به مردم بی اطلاع از همه چیز منتشر می شد ، تحمل کنند ! اما از آنجاییکه هر پیش فرضی در مورد انتقاد پذیری جمهوری اسلامی، هر چند دلسوزانه ، فرضی محال است ، لاجرم “ایران ما ” باید پیش از این به تیغ فیلترینگ توقیف می شد اما هرگز در باورم نبود که این توقیف ( فیلتر شدن ) همزمان با تقارون روز خبرنگار باشد که این نیز سندی دیگر بر حقانیت قبیله قلم بدست این کهنه دیار است که از دیرباز تا به امروز جاری است بی آنکه فریاد رسی باشد . اما با این همه زهی افتخارو سعادت که ” ایران ما ” نیز همچون همه نشریات حق طلب و حقیقت گو در چنین روزی با گیوتین فیلترینک متوقف می شود غافل آنکه
کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی
حال با آنچه گفته آمد لاجرم پس از این انتشار “ایران ما ” در چنین شرایطی مقدور و میسر نیست تا بعد چه پیش آید اما بخوبی آموخته ایم که
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل است
که گر مراد نیابیم به قدر وسع بکوشیم

۱۰ Responses to “"ایران ما " همزمان با تقارون روز خبرنگار فیلتر شد”

  1. جامه نیستند
    تا زتن در آورم
    ” چامه و چکامه ” نیستند
    تا به رشته سخن در آورم
    نعره نیستند
    تا ز ” نای جان ” برآورم

    دردهای من نگفتنی است
    دردهای من نهفتنی است

    دردهای من
    گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
    درد مردم زمانه است
    مردمی که چین پوستینشان
    مردمی که زنگ روی آستینشان
    مردمی که نامهایشان
    جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
    درد می کند

    من ولی تمام استخوان بودنم
    لحظه های ساده سرودنم
    درد می کند

    انحنای روح من
    شانه های خسته ی غرور من
    تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
    کتف گریه های بی بهانه ام
    بازوان حس شاعرانه ام
    زخم خورده است

    دردهای پوستی کجا ؟
    درددوستی کجا ؟

    این سماجت عجیب
    پافشاری شگفت دردهاست
    دردهای آشنا
    دردهای بومی غریب
    دردهای خانگی
    دردهای کهنه ی لجوج
    اولین قلم
    حرف ، حرف دردرا
    در دلم نوشته است
    خون درد را
    با گلم سرشته است
    پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم ؟
    درد
    رنگ و بوی غنچه ی دل است
    پس چگونه من
    رنگ و بوی غنچه را زبرگهای تو به توی آن جدا کنم ؟

    دفتر مرا
    دست درد می زند ورق
    شعر تازه ی مرا
    درد گفت است
    دردهم شنفته است
    پس در این میانه من
    از چه حرف می زنم ؟

    درد حرف نیست
    درد ، نام دیگر من است
    من چگونه خویش را صدا کنم ؟

    برای تویی که نام دیگرت درد است خسته نباشید رفیق

  2. جناب صف سری
    اگر غیر از این بود جای تعجب داشت.
    مملکت تک صدایی همین است دیگر. مردم محکوم هستند فقط یک صدا را بشنوند و آنهم صدای حاکمیت است.
    بهرحال من هم متاسفم

  3. با تاسف در بلاگچین لینک داده شد.

  4. به این مطلب در بلاگ نیوز لینک داده شد

  5. بابا دست خوش!
    چه خوش‌باور هستید!؟
    نشان می‌دهد که باید از مردم خوش‌اندیش و دل‌پاک سرزمین گیل باشید که این اندازه سادگی نموده و گمان بردید که در زمان چیرگی‌یِ “یاقوت” بر ما ایرانیان، می‌توانید همینگونه خوش خوشک بنویسید و مردم را آگاه نمایید؟! مگر اینجا شهر هرت است؟ که هر آزاد اندیشی بیاید و بخواهد مردم را آگاه سازد؟! پس کار از مابهتران چه می‌شود؟ می‌خواهید نان آنها را آجُر کنید؟
    بابا جان، همیشه گفته اند که هر کسی را برایِ کاری ساخته اند!

    شاد و پاینده باشید
    بهروزنیا

  6. بیژن جان چه بگویم، واقعا نمی دانم. در این مورد مقدمه کوتاهی در وبلاگم نوشته ام با کل مطلب تو. همین

  7. سلام عرض می شود آقای صف سری
    با اجازه لینک شما را گذاشتم

  8. tavalodetoon mobaarak ..ma ke nemidoonim chandome mordaade…amma mobaarak bashe:)

  9. دوست ارجمند، آقای صف‌سری!
    از بابت فیلترشدن ایران ما سخت در شگفت و متاسف شدم! یعنی تا این حد سطح تحمّل آقایان پایین است؟

    چه می‌توانم گفت جز این‌که امیدوارم هر چه زودتر مسئله‌ی فیلترینگ حل شود…

    دستت را به گرمی می‌فشارم.

  10. ba salam.
    Khod kerdeh ra tadbir nist.
    In doran ham tamam mishavad. Dir ia zod darad vli sokht o zoz nadarad.
    Be omide dobareh Amadan be Nett.