ادله و استدلال های تشویقی برای حضور مردم در انتخابات پیش رو
- ۰۹٫۲۲٫۸۵
- سیاست
- ۱ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
یکی از حساس ترین انتخابات در طول ۲۷ سال گذشته سه انتخابات پیش رو , شوراها، خبرگان و میان دوره ای مجلس هفتم خواهد بود که در روز جمعه ۲۴ آذر ماه در سراسر ایران برگزار می گردد که بی شک تشریح صحنه انتخابات پیش رو برای جامعه ای که با انسداد خبری مواجه است از وظایف هر قلم بدست آزاده ای است اما در تشریح این صحنه الزام به صداقت گویی از واجبات است
از ابتدای انقلاب ۵۷ تا کنون شاهد برگزاری بیش از صد ها انتخابات بوده ایم و هر بار مردم دراین صحنه چه با ترفند های انتخاباتی و چه بنا بر وظیفه ای که احساس می کردند در پای صندوق های رای حاضر شدند که با شکوه ترین حضور مردم در چنین صحنه ای را در انتخابات دوم خرداد ۷۶شاهد بودیم اما امروز در حالی شاهد برگزاری انتخابات پیش رو هستیم که میل حضور مردم دراین صحنه که نماد ی از تحقق دمکراسی است به دلیل عملکرد های ۲۷ سال گذشته مسئولین نظام , کمرنک تر شده است عملکرد هایی که همچون شرایط غیر آزاد ” انتخابات ” , کارنامه ضعیف سیاست بازانی که به رغم داشتن پشتوانه رای مردم قادر به تحقق آرمان های اولیه انقلاب نبودند , وجود انسداد خبری و توقیف بی رویه مطبوعات آزاد و هزاران عمل به دور ازخرد ی که همه دست اندرکاران امور کشور و ایضا احزاب در آن بی تقصیر نبودند که هریک می تواند دلیلی بر عدم حضور مردم در این صحنه باشد , اما با این همه امروز به رغم توصیه های مخالفین و موافقین شرکت در انتخابات پیش رو باز هم مردم بنا بر آگاهی هایی که با وجود همه انسداد های اطلاع رسانی کسب کرده اند بخوبی می دانند که چه نقشی را باید در این مقطع از تاریخ خود ایفا نمایند اما گویی هنوز گروهی بر این باورند که با ادله و استدلال های نخ نما شده و ایضا با وعده و عید های دورغین می توان مردم را به صحنه کشاند غافل که اگر هم حضور ی باشد دیگر نه به وعده و عید های پوشالی بلکه بنابر احساس خطری است که در این برهه حساس , هر ایرانی وطن پرست به درستی با پوست و استخوان خود آن را احساس کرده است و آن خطر اکثریت یافتن جریان یکه سالاری است که لزوم شرکت در انتخابات پیش رو را موجه می سازد نه ادله و شعار های نخ نما شده ی عالمان بی عمل دنیای سیاست .
در چنین مقطعی از تاریخ کشورمان که حضور در انتخابات پیش رو , وظیفه ای ملی و میهنی می نماید و دینی است سنگین بر گرده خمیده ی مردم این کهنه دیار , آنچه دراین آشفته بازار , برشک و تردید ساکنان این گستره تاریخی در شرکت داشتن , یا نداشتن در انتخابات دامن می زند ادله ها و استد لال هایی است که هر یک از موافقین و یا مخالفین حضورو یا رای ندادن در انتخابات پیش رو , در جنک و جدل های قلمی بیان می کنند .
از جمله ادله موافقان حضور مردم در پای صندوق های رای بر این پایه استوار است که ابتدا بایدپذیرفت برای تحقق دمکراسی در یک جامعه , هیچگاه نباید حداکثر را ملاک قرار داد بلکه باید ابتدا به حداقل ها بسنده کرد , بعبارت بهتر , اگر ملاک شرکت در یک انتخابات را وجود فضای عادلانه و آزاد و سالم بدانیم و برای آن معیاری ۱۰۰ در صدی قائل باشیم , بی شک خیالی باطل است که اگرچه ایده آل است ولی در عالم واقع دست یافتنی نیست بلکه باید میزان و مبنا را بر تحقق حداقل ها قرار داد.
اگر چه کوتاه آمدن از خواست ۱۰۰ در صدی و بسنده کردن به حداقل ها ادله ای قابل قبول به نظر می آید , اما در این استدلال پرسشی تاریخی نهفته است که پاسخ به آن از سوی مطرح کنندگان فرضیه بسنده کردن به حداقل ها ضروری و واجب می نماید و آن که براستی چه تضمینی وجود خواهد داشت که به رغم صبوری تاریخی این ملت که همواره به حداقل ها هم راضی بوده است , باز هم می توان با دلخوش بودن به چنین نسخه کهنه ای , روزی به حداکثر ها و تحقق دمکراسی در این کهنه دیار رسید؟ طرفه آنکه بیادمان باشد که انقلاب ۵۷ از پس از سال ها محرومیت ازداشتن ۱۰۰ در صد ها بوده است و نه برای کسب طفیلی حداقل ها , مگر باور کنیم که با گذشت ۲۷ سال از انقلاب همچنان اندر خم یک کوچه ایم و باید همچون نیاکانمان آرزوی تحقق ۱۰۰ در صد خواسته هایمان را چون ارثیه ای شوم به نسل پس از خود واگذاریم .
از دیگر ادله ایی که موافقان حضور مردم در انتخابات پیش رو با انگیزه تشویق مردم به حضور در پای صندوق های رای , مطرح می سازند طرح پرسشی از تحریم کنندگان انتخابات در ادوار گذشته است با این مضمون که : ” تحریمیها باید پاسخ بگویند و ان اینکه آنها که تحریم کردند با تحریمشان چه چیزی را به دست آوردند؟ از تحریمشان چه بهرهبرداری و چه سازماندهی انجام دادند؟ ” که پاسخ بی درنگ به چنین پرسشی , فارغ از آنکه طرفدار تحریم بوده و یا نبوده باشیم این است که اگر نبود داغ تجربه تحریم , بی کمان امروز به صرافت قبول باور شکست عملکرد های گذشته و قبول ائتلاف امروز نبودیم , پس حد اقل بهر ه ای که از آن تحریم ها برده ایم همان بس که سازماندهی امروز اصلاح طلبان مرهون همان تحریمی است که اگر چه سنگی در راهمان بود , اما دودی بر دیدگان تحریم کننده گان هم بود .
بیایئد باور کنیم که مردم این کهنه دیار اگر نه از پس از قرن ها محرومیت ها و فریب خوردن ها از سیاست بازان تجربه آموخته اند , در همین ۲۷ سال گذشته بخوبی دریافته اند که چرا و چه زمانی باید در صحنه حضور یابند بی آنکه نیاز به تشویق و ادله نخ نما شده داشته باشند .
این مطلب در گویا منتشر شده است

جناب صف سری عزیز، با آن سعی در سرودن شعر های لطیفی که گاه در تارنمایتان درج می شود، چنین کلمات خشنی از شما در این نوشتار دور از شان شاعر ییشگی تان می نماید! سنگ و خاری را می گویم که برای تحریمیان به کار برده اید. دور از انصاف است!این یکی از همان ادله های نخ نما شده نیست؟!با آخرین بند یادداشتتان کاملا موافقم! ارادتمند