باز هم بانگ عزا در قبیله قلم

در خبر ها خواندید لابد که مدیر و موسس روز نامه کیهان در غربت به غریبی درگذشت
بله دکتر مصطفی مصباح‌زاده بینانگذار روزنامه کیهان شامگاه روز جمعه ٣ آذر ماه ۱۳۸۵در سن ٩٧ سالگی در «سن دیه‌گو»ی آمریکا در گذشت.
بی شک دکتر مصباح زاده یکی از قدیمی ترین چهر ه های مطبوعاتی این آب و خاک بود که در عرصه اطلاع رسانی سابقه ای بیش از نیم قرن داشت .
آن وقت ها که روز نامه ” آزاد ” را منتشر می کردم , پیر مردی را به دلیل تجاربی که از چاپ داشت و سال ها در موسسه کیهان به همین شغل مشغول بود , با ما همکاری می کرد , و هر بار که از دوران کاریش در موسسه کیهان حرفی به میان می آمد , با احترام خاصی از مرحوم مصباح زاده یاد می کرد و همیشه او را “دکتر” خطاب می کرد , امروز با خواندن خبر در گذشت موسس کیهان بیاد آن همکار افتادم , به خانه اش زنگ زدم تا ضمن دادن خبر فوت ” دکتر” , تسلیت هم گفته باشم , پسرش گوشی را برداشت بعد از آنکه خودم را معرفی کردم و سراغ آن پیرمرد را گرفتم , آهسته و با اضطراب گفت , ببخشید , پدرم حالش خوب نیست , و نمی تواند حرف بزند , نگران شدم , از حالش پرسیدم , گفت , از ساعتی که خبر فوت “دکتر” را شنید ,…
و این فقط پیر مرد چاپچی ما نبود که به سوگ ” دکتر ” نشسته بود , شنیدم بسیاری از ” کیهانی ” ها ی قدیمی هم چشمانی اشکبار دارند به ماتم نشسته اند , ” کیهان” ی هایی که خاطرات فراموش ناشدنی از ” کیهان ” و ” دکتر” دارند .

حکایت تاسیس روز نامه کییهان خود حدیث مفصل دارد که بر می گردد به ۶۳ سال پیش از این بدین شرح که در سال ۱۳۲۲ جوانکی حقوق دان که به تازگی از اروپا به زادگاهش ایران باز گشته بود به فکر تاسیس روز نامه ای می افتد تا اخبار را با روش مدرن و حرفه ای به مردم برساند چرا که در آن سال ها به دلیل تنش های سیاسی، واوضاع آشفته در کشور که ناشی از اشغال کشور مان توسط متفقین بود , روزنامه های بسیاری منتشر می شد که بجای کار حرفه ای روشنگری و خبررسانی، بیشتر به ارگان سازمان ها و احزاب گوناگون تبدیل شده بودند. الغرض آن جوانک حقوق دان که همین مرحوم دکتر مصباح زاده بود عاقبت دوسال ÷س از واقعه شهریور ۲۰ روز نامه کیهان را که نامش الهام گرفته از روزنامه مشهور فرانسوی لوموند است , بنیان نهاد .

در شرح چگونه راه اندازی کیهان نوشته اند , مر حوم مصباح زاده برای تأسیس روزنامه کیهان ، از پشتیبانی و حمایت مالی دربار بهره مند شد. اما به شهادت آنهائیکه در عرصه مطبوعات این آب و خاک موی در آسیاب عمر سپید کردند , اگر چه کیهان با وجود بهره گیری از حمایت دربار تاسیس و حمایت می شد ، اما همواره می کوشید تا دربرابر نیروهای فشار و ارباب قدرت، سلامت و استقلال خود را حفظ کند و خبررسانی را به شیوه ای درست و حرفه ای انجام دهد. و از همین رو بود که تا سال ها پس از انقلاب بسیاری از مردم با تصور مثبتی که از این روز نامه داشتند تا مدتها کماکان کیهان را می خریدند تا بدانجا که عاقبت با ناباوری مجبور به ترک عادتی شدند که برایشان سخت و ناگوار بود چرا که دیگر کیهان , کیهان نبود اگر چه هنوز هم به قدرت حاکم وقت تکیه داشت اما دیگر راوی صادق اخبار نبود .

به گواهی تاریخ مطبوعات این کهنه دیار , اگر کیهان , در پیش از انقلاب روزنامه ای مقبول و مورد اعتماد بسیاری از اقشار مردم کوچه بازار بود به دلیل پشتیبانی گروهی از نویسندگان حرفه‌ای و روزنامه‌نویسان چیره‌دستی چون کاوه دهگان، جهانگیر افکاری، نصیر امینی، عبدالله گله‌داری، حسام‌الدین امامی، صدرالدین الهی، رضا مرزبان، خسرو شاهانی و نصرت‌الله نوح و …بود که هم در نگارش فارسی و هم در حرفه مطبوعاتی خبره بودند.

این روز نامه همچنین در جلب همکاری بر خی از اهالی قلم که نامی پر آوازه در عرصه ادبیات کشور دارند موفق بود که صفحات ادبی ویا ضمیمه‌های فرهنگی این روز نامه با آثار نویسندگانی چون احمد شاملو، جلال آل احمد، محمود اعتمادزاده (به آذین)، اسماعیل خویی، علی اصغر حاج سید جوادی، منوچهر آتشی، نصرت رحمانی و بسیاری دیگر مزین می شد که یاد و خاطرشان بخیر باد.

با پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم شاهنشاهی ، روز نامه کیهان به مصادره دولت انقلابی در آمد و در نهایت مالکیت آن به بنیاد مستضعفان رسید و شد کیهان ی که امروز نه به عصر که به روز نامه صبح مبدل شده است
و اما سر نوشت مدیر و موسس ” کیهان ” , مرحوم دکتر مصباح زاده پس ازپیروزی انقلاب مجبور به ترک وطن شد . ولی همچنان انتشار کیهان را در غربت به همان نیتی که از آغاز جوانی ازتاسیس این روز نامه در قلب داشت ، ادامه داد که به کیهان لندن مشهور شد.
و حال با ید منتظر بود که ” کیهان لندن ” بعد از مرگ مدیر و موسس خود آیا به همت همکاران و نویسندگانش در غربت همچنان منتشر می شود ویا برای همیشه انتشار “کیهان” بدون ” دکتر ” را باید فراموش کرد؟ هرچند نام ” دکتر مصاح زاده هر گز از یاد و خاطره مردم این آب و خاک فراموش نمی شود که ثبت است در برگی زرین از تاریخ مطبوعات این کشور روحش شاد و قرین رحمت باد .

۴ Responses to “باز هم بانگ عزا در قبیله قلم”

  1. Salam,

    Dargozasht e yaki digar az ashab e matbooat tasliat.

  2. اولین نشریه ای که خواندم کیهان بچه ها بود.با چه ذوق و شوقی هر هفته از یول بسیار ناچیزی که داشتم به حای خوردن تمبر هندی و قره قروت و آبنبات کشی و لواشک و….. که انصافا خوشمزه بودن کیهان بچه ها می خریدم.

  3. http://www.inblogs.net/balouch

  4. خواستم به اطلاع جناب عالی برسانم که روزنامه کیهان سه ماه زودتر از لوموند فرانسه منتشر شد و در اصل لوموند از کیهان الهام گرفته است.

    از همکاران کیهان لندن که همیشه مطالب شما را می خواند.