جهل بر فقر مقدم است یا فقر بر جهل ؟
- ۰۹٫۱۷٫۸۵
- سیاست
- ۴ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
این روز ها که بازار انتخابات و ایضا تلاش موافقین و مخالفیین حضور در انتخابات همچنان داغ است بیائیم بی آنکه به جمع موافقان و یا مخالفان این شعبده پیوسته باشیم کمی به گذشته و حال خود بنگریم که قبل از حضور و یا پشت کردن به یکی از مظاهر مدنیت و دمکراسی , خود را بجوئیم .
در محضر فرزانه ای سالخورده حضور داشتم و او از خاطرات خود از سال های ۱۳۲۰ می گفت به هنگامی که هنوز کودکی بیش نبود روزی بر سبیل اتفاق از محله ای می گذشت که گناهکاری را جزا می دادند و میر غضب مردک نحیف و رنگ پریده ای را به زانو نشانده بود و قصد سر بریدن او را داشت ,.
آن فرزانه سالخورده شرح آن خاطره را چنین توصیف می کرد که مرد محکوم که شندره ای به تن داشت , دستانش از پشت بسته بود و چشمانش با وحشت و هراس هر لحظه به سویی می پرید , میر غضب با هیبتی کریه در لباس سرخ رنگ با کلاه پوستی و سبیل های آویخته به یک دست خنجر گرفته بود و با دست دیگرش چنگی به موهای محکوم زده بود , جماعت هم فوج تا فوج همه مضطرب و کنجکاو به آن صحنه رقت انگیز چشم دوخته بودند .
میرغضب به پشت سر محکوم بیچاره رفت و دو انگشت خود را در پره های دماغ او کرد و خنجر را به زیر گلویش گذاشت اما لختی درنگ کرد و از بریدن سر مرد بیچاره صرف نظر کرد و به طرف جماعت تماشاچی آمد و کلاه پوستینش را به طرف مردم دراز کرد و فریاد زد ” حق تیغ ” ، چند نفری چند سکه ی خرد به کلا هش ریختند ، اما میر غصب به آن چند سکه راضی نشد و دوباره با خشم فریاد زد ” حق تیغ ” , در گردش دوم جماعت یکی دو سکه ی دیگر به کلاهش انداختند , میر غضب نگاهی به کلاهش کرد و بعد بر آشفته به مردم فریاد زد ” جماعت کنس , گدا های بد بخت , فقط همین ؟ , الان نشانتان میدهم با که طرفید ” آن وقت خشمگین به سوی محکوم برگشت , خنجر از پر شال بیرون کشید و با یک حرکت دماغ مرد بیچاره را برید و به گوشه ای انداخت , مرد ناله ای جگر خراش کشید و خون از میان صورتش بیرون زد . میر غضب باز بطرف مردم رفت و گفت ” از کس و کار این بدبخت کسی این جا نیست تا زود تر خلاصش کنم ؟
الغرض میر غضب در چند دوران دیگر که هربار تکه ای از اعضای بدن محکوم را می برید از جماعت تماشا چی سکه هایی جمع کرد .
آن پیر فرزانه می گفت من که کودکی بیش نبودم بادیدن آن صحنه های وحشت انگیز به گریه افتاده بودم اما پای رفتنم نبود و نمی توانستم خودم را از میان آن جماعت بیرون کشم که ناگهان دستی بر شانه ام خورد و مرا به اسم صدا زد برگشتم , استادم را دیدم که با تعجب می گفت تو اینجا چه میکنی ؟به لکنت افتادم , نمی دانستم چه بگویم , پس از لختی سکوت گفتم : نمی دانم , گمان کردم این جا معرکه گرفته اند , استادم گفت : یک لوطی و کرور کرور عنتر , وبعد با تغیر گفت : بیا بیرون , از حلقه جمعیت بیرون آمدم بی آنکه دوباره به پشت سرم نگاه کنم تنها فریاد میر غضب بود که همچنان “حق تیغ ” می طلبید .
پیر فرزانه بعد از گفتن این خاطره از کودکیش لحظه ای به فکر فرو رفت و بعد رو بمن کرد و پرسید , به نظر تو فقر این ملت مقدم بر جهلشان است و یا جهل آنها مقدم بر فقرشان ؟
میدانستم توقع پاسخی از من ندارد گویی نه از من که از خود می پرسید از همین رو بعد از خیره به نا کجا آباد دوباره به حرف آمد و گفت : فقر جهل می آورد و جهل فقر ” اما این هر دو حاصل ضعف در برابر تقدیری است که دیگران رقم می زنند . نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم و بعد …., و بعد باز هم رو به من کرد و پرسید : اول فقر را باید از بین برد یا جهل را ؟
حال از آن لحظه تا کنون بدنبال پاسخ این پرسش می گردم , براستی با چرخش تاریخ و هزاران طلمی که بر ملت این کهنه دیار رفته است چه تغیری کرده ایم ؟ جهل و فقر مان چه تغیر ی کرده است ؟ شما می دانید ؟

دوست عزیز آقای صفسری!
نمیشود دقیق گفت که کدامیک از این دو عنصر -”فقر” یا “جهل”- باید زودتر زدوده شود تا دیگری هم بیاثر شود، امّا آنچه از کشورهای این کرهی خاک میتوان استنباط کرد این است که عموماً بر مردم فقیر، جهل حاکم است امّا در بعضی از کشورهای متموّل با وجود جهالت دامنگیر، فقر کمرنگ است، مثل کشورهای حاشیهی خلیج فارس.
و امّا اغلب فقر و جهالت چنان در هم تنیدهاند که گاه پالودن این آمیختهگی ناممکن میزند!
شاد باشی و برقرار.
رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
مغلطه ای است اینکه دوستان اصلح طلب در می اندازند که بترسید و رای در صندوقها اندازید؛ بهراسید که اگر بیاییند چه و چه ها شود،بیاید نام ما را بنویسیدکه بدتر ها, وضع را بدتر از ما می کنند اگر بدیم از بدتر ها بهتریم و…www.yekray.blogfa.com
مشکل ما امروز عبور از دام تنگ و ننگ ذهنی ای است که ۱۴۰۰ سال گرفتار آنیم. مشکل ما امروز پدیده ای بنام جمهوری اسلامی است که از تاریکخانه تاریخ بوسیله شعار دهندگان « اتحاد؛ مبارزه؛ پیروزی » بیرون آمده و آسمان پر ستاره ایران را از ستاره گان تهی کرده و قلوب سرشار از شادی و عشق ملت ایران را تبدیل به کینه و نفرت کرده است.
با سلام
خیال می کنم فقر در اولویت باشد چرا که فقر انسان را آنی نابود می کند و جهل به کندی
موفق و پایدار باشید