آی روشنفکران و ای انقلاب ، مارا از شما گله ای نیست ،خانه رادریابید

ماه بهمن به پایان می رسد ، ماه خاطرات نسل من ، ماه بیاد آوردن بانک الله اکبر شبانه بر روی پشت بامها ، ماه چنگ انداختن به دل نسل انقلاب ۵۷ که امروز به جرم باور سرود ” دیو چو بیرون رود ، فرشته در آید “، در برابر چرایی چنین عاقبتی از انقلاب ، به نسل امروزبی پاسخ مانده است .

بی کمان واکاوی تاریخ و وقایع تاریخ ساز هر ملت ، بر عهده رجال فکر واندیشه وقلم هر جامعه پویا و در حال رشد است چرا که گذشته چراغ راه آینده است از همین رو پس از گذشت ۲۸ سال از انقلاب هنوز آنهائیکه عشق وطن در سینه دارند به چرایی این اتفاق سال ۵۷ که انقلابش می نامیم ، می پردازند از جمله مقاله اخیرمیرزای بزرگ شهر ما ، مسعود بهنود که از انقلاب نوشته است و به تبحر و چیرگی قلمی که از او انتظار می رود ، این واقعه (انقلاب۵۷) در چهارپرده به نمایش در آمده است تا حرف حساب گفته باشد که به قول حاج شیخ هادی نجم آبادی حرف حساب راخواه مگردیج ارمنی بگوید ، خواه شیخ مرتضی انصاری ، باید پذیرفت و حرف غلط را خواه گوینده آن شیخ انصاری باشد ، خواه مگردیج ارمنی ، باید دور انداخت که نوشتار میرزای وطن پرست شهر ما همه از حقیقت است اگر چه تلخ و ناگوار.
اما با این همه دیگر سخن و کندو کاو در بعض عوامل تاریخی وقوع انقلاب ،بس است ،امروز از پس از گذشت آن سال ها که صفیر گلوله ها و نشاندن گل بر لوله تفنگ ها ، جز خاطره ای نه چندان خوش در یاد نسل من باقی نهاده است ، دیگر گفتن از گناه روشنفکرکه راهبر نبود نسل مرا ، چه حاصل ؟ آنچنانکه سخن از خوش باوری مردم این کهنه دیار که همواره به قدمت تاریخ خود ، ظلم را چون صلیب بر شانه ها می کشند ، بیهوده است خاصه که انقلاب جوششی نا گزیر از ظلم و اختناق بود.
کدام حرف و سخن نا گفته دیگر از انقلاب باقی مانده است که یک تن از ۷۰ میلیون مردم گرفتار در بلا امروز این آب و خاک ، ندانند و در دانستنش بی تاب بوده باشند
براستی برای ملتی که از چرایی انقلاب خود بخوبی آگاه است و تنها نگران عاقبت آنچه خود به درستی و یا به اشتباه مرتکب شده است ، مکرر گفتن از واقع بی سرانجام انقلاب و یا تبری جستن عاقلان و روشنفکران ازاین ماجرا ، برای نسل امروز چه سود ؟ نسلی که به صراحت از ایرانی بودن خود شرمسار است و ” وطن ” را واژه ای مجهول می پندارد و بی اکراه دم از تنفر خود به زادگاهش می زند .
من در عجبم ز می فروشان ، کایشان
به زآنچه فروشند چه خواهند خرید

بس است ، دیگر از گذشته گفتن بس است ، اکنون درد تازه را علاج باید که بیزاری از هموطن و مجهول دانستن واژه مقدس ” وطن ” ، نسل امروز را به بی هویتی کشانده است . اگرچه آنچه گذشت خود درد کهنه ای است که بایدبه درمانش شتافت .
آیا دلشوره ملتی از عاقبتی که پیش رو دارد ، با نقل مکرر گذشته ها آرام می گیرد یا آگاهی دادن برای مقابله با فردا ؟ کدام یک پاسخ به نیازاین ملت سر درگریبان است تا تجلی رسالت روشنفکران امروز این کهنه دیار باشد ؟
براستی وقایع تاریخ ساز این آب و خاک چون ” مشروطیت ” ماجرای ۲۸ مرداد و…که هر ساله چون مرده ای از گور بیرون کشیده می شوند، آیا جسد انقلاب هم نیز باید هرساله به تشریح در آوریم ؟ حال آنکه امروز وقت چاره جستن از گرداب بلایی است که وطن را بدان گرفتار کرده اند ، نه تبری جستن از قصورلاجرم در انقلاب. واز همین رو باید از گذشته برید و به حال پرداخت تا فریاد نسل امروزرا بهتر شنید که می گویند :
آی عاقلان ، ای منورالفکران ، و ای انقلاب ،ما از تو و همه آزادیخواهان و مرتکبین انقلاب ، گذشته ایم و گله ای نیست ، خانه را دریابید که از پای بست ویران است .

این مطلب در گویا منتشر شده است

۳ Responses to “آی روشنفکران و ای انقلاب ، مارا از شما گله ای نیست ،خانه رادریابید”

  1. من وطنم را نفرخته ام، وطن را مرا فروخت، به حکمفرمایانی که افکار من برایشان سخت لرزاننده بود، من وطنم را نفروختم، وطن را دزدیدند آنها که با صدای آزادی آمدند و تحفه ی انسان ستیزی آوردند برایم! من کشورم را نفروختم، کشور مرا بردند یاغیانی که تخم این فساد و کثافت را کاشتند در زمین های من! من زادگاه ام نفروختم، زادگاه مرا کسانی به یغما بردند که گویا بوی از شرافت انسانی نبرده بودند و قتل هام کردند به بدترین شکل پدران و مادران زادگاه مرا که برای آزادی بسی جنگیده بودند
    من وطنم را نفروخته ام، البته اگر وطنی باقی مانده باشد برای من!!!

  2. باید جسد این انقلاب نفرین شده را به تشریح در آوریم! باید مرور کنیم و به نسلمان بگوییم که ما چه آرمانهایی داشتیم! باید خاوران را و ۶۷ را برای آنان بازگو کنیم تا بداند با کشورشان چه رفته است… اگر نه که فکر می کند این همین است آن همین بوده است، با این دروغ های شاخداری که می گویند از انقلاب!

  3. با درود به کدبان صف سری گرامی:
    به یکی از نوشته های شما پیوند داده شد:
    http://shahnamehvairan.com/ver2007/index.php?option=com_content&task=view&id=202&Itemid=81