آنچه در این شکسته آینه ایام می بینیم


تقدیر ما اگر چنین است که باید در نا امیدی از توان درک سردمداران از اوضاع اجتماعی امروز این کهنه دیار، آواز بهار را از پس دیوار تحریم ها ی جهانی بشنویم ، شکایتی نیست که اگر هم هست در نگاه است و سکوت . که ما برای رسیدن به آزادی عادت به دویدن با پای برهنه داریم .
اگر چه انتر معرکه این دیار روزگار شدیم که این عید و عیدانه ها را دیگر صفائی نیست اما با این همه از سر عادت معنادار هم که باشد باید گفت یاران عیدتان مبارک ، که اگر عیدمان عید نیست همت بلندمان که با ترکه مظلومیت به جنگ چماق ظلم رفته ایم باید بانک مبارک باد را سر داد . وه ! که چه تماشایی است اگر چماق بشکند .
امسال هم نیز چون دگر سال های گذشته با فرا رسیدن بوی خوش بهار و آغاز سال نوو برپایی مراسم کهن نوروز ، ساکنان نگون بخت این گستره تاریخی به صرافت شناخت هویت ملی و آداب و سنن خود افتادند خاصه که با به نمایش در آمدن فیلمی سراسر دورغ و افترا(فیلم سینمایی ۳۰۰) در بلاد بیگانگان ، دفاع از هویت ملی شتابی بیشتر یافت ، همچنین از سوی دیگرآنانکه هیچ یک از آداب و سنن پسندیده این کهنه دیار را بی مهر تائید اسلام باور نمی دارند با ادله و استدلال هایی که بر خاسته از نگاه مطلق دینی است سعی در آمیختن سنت های کهن ایران با اسلام را دارند که از این جمله در مقاله ای که اگر چه عالمانه و بس شیوا به تحریر در آمده است خواندم که همه آداب و سنن باقی ماند ازعهد کهن ایرانیان ماندگار نماند جز به مهر تائید اسلام . در این مقاله آمده است :

پس ازظهور اسلام ،اکابر اسلام و تشیع این تبسم وحدت بخش خداوند در سرزمین ایران را، با گفتار نغز خود مبارک کرده و باصطلاح فقها آنرا تقریر (امضاء) کردندو بعد هاخلفای اسلامی نیز آنرا محترم شمرده و خود نیز در مراسم آیینی آن شرکت می کردند.مقارنه میمون واقعه غدیر (عیدولایت) درسال ده هجری با نوروز آن سال نیز،بر میمنت نوروز نزد شیعیان افزود. مطالبی که اکنون بصورت روایات دینی از امامان بجا مانده است، از قبیل توصیه ای که امام صادق علیه السلام مبنی بر اهمیت نوروز و اهمیت غسل و پوشیدن لباس نو و نیزاستفاده از بوی خوش بهنگام نوروز به اطرافیان خود می کردند،همگی حکایت از آن دارد که نوروز وعید سال نو کاملا” مورد تایید و تاکیدو حتی حمایت دین مبین اسلام قرار داشته است.
این حمایتگری دین از ملیت ،در ایران سابقه قبلی هم داشت. کمااینکه قبلا” دین زرتشت نیز نقش حمایتگر دینی را از آیین باستانیان بخوبی ایفا کرده بود.
و آنگاه نویسنده مقاله در مورد چیدمان سفره هفت سین این رسم کهن سال ایرانیان در آغاز سال نو می نویسد
هفت سین نیز یکی از نمادهای ائتلاف این دو فرهنگ و هویت است هفت محصول گیاهی که با سین شروع می شوند و هر یک از جهت خاصیت مادی خود، نمادی از قدرت مادی اند (تفکر ، سیر چشمی ، وسیع بودن در برابر ترش روئی دیگران ، قوی بودن در مقابل مسایل ملالت آور، فرح و انبساط خاطر،شفا و… نیروی حرکت ) و نیز از جهت معنوی حرف سین نمادی از قدرت معنوی است که اولی را ایرانیان داشته اند و دومی را دینیان آورده اند .
حرف سین در بیان دین کاملترین و معتدل ترین حروف است.نیز به تعبیر برخی ازمفسرین( یا “سین” ) لقبی عالی برای پیامبر اسلام بوده است
همچنین در مورد دیگر مراسم سنتی چون مراسم چهارشنبه سوری آمده است
چهارشنبه سوری نیز در دومین نمادی است که ائتلاف دو فرهنگ ایرانی – دینی را نمایان می سازد . می دانیم که در ایران باستان روزها به صورت هفتگی شنبه , یک شنبه و…تقسیم نمی شد بلکه به صورت سی روزه ماهانه ( برج ) نام گذاری می شد مثل اورمزد و بهومن و اردیبهشت و شهریور و… که دوازده اسم برجهای سال شمسی نیز جزو اسامی سی گانه قرار داشت . این نوع نامگذاری روزهای هفته توسط اسلام به ایران آورده شد.
بر اساس متون دینی ادیان ابراهیمی ونیز آیات سوره های اعراف ویونس و فرقان که گفته میشود خداوند جهان را در شش روز آفرید ،روز اول آسمان وروز دوم آب وروز سوم زمین و روزچهارم خاک وروز پنجم گیاه وروز ششم انسان.روز هفتم خداوند به تخت فرمانروایی نشست . اعراب آن روز را روز تجمع دانسته ولذا جمعه نامید و ایرانیان آنروز را روز آذین دانسته و لذا آدینه نامید. از طرفی هم ایرانیان بدلیل آنکه آتش را مظهر پاکی و طهارت و انرژی و نیز زائل کننده بدی و پستی و نحسی ها می دانند،یکروز در سال را به پاسداشت آتش گرامی می داشتند که مصادف بود با سیصد و شصتمین روز سال و آن را سور می نامیدند . که پس از خانه تکانی و گند زدایی محیط زندگی , آتشی را بر روی بامها و یا جلوی درب منازل بپا ساخته وهمه نحوست ها را بدرقه می کرده وآنرا جشن سور می نامیدند .
از طرفی دیگر اعراب نیز روز چهار شنبه را روز نحوست هفته می دانستند لذا از این جهت ایرانیان آتش نحوست زا را، در روز چهارشنبه نحس اعراب، برپا کرده و آن را”چهارشنبه سوری” نامیده وتاکنون آن را برپا داشته اند
آنچه که از آئین و سنت ایرانی در مقاله یاد شده خواندم و برخی از آن را به نشانه در بالا آوردم ، سراسر ولبریز از نگاه مطلق دینی بود بی آنکه نشانه ی از منبع موثق ازآن همه استدلال ها داشته باشد اما با این همه به فرض موثق بودن همه آنچه در آن نوشتار عالمانه آمده است به گمانم ما ایرانیان مسلمان شده بیش از آنکه اصراردر القا این باور داشته باشیم که مهر تائید اسلام دلیل ماندگاری آداب و سنن ما نیز گشته است باید درنگ و تعمق نسبت به چرایی چنین ماندگاری برخی از آداب کهن خود داشته باشیم تا دریابیم آنچه مهر تائید اسلام می نمائیم در واقع تلاشی است که اجدادمان علارغم میل و خواسته تازیان آداب و سنت های خود را با رنگ و لعاب دینی به آنها تحمیل ساختند در واقع فرق است بین قبولاندن تا تائید شدن طرفه آنکه همه آداب و سن کهن ما ایرانیان پیش از مهر تائید اسلام مورد تائید مردم این گستره تاریخی بوده است . به دیگر سخن تازیان در آغاز کارشان، جشن‌هایِ ‌ایرانی را تنها و تنها، شعار گبران وانمود می‌ساختند در‌حالیکه این ‌جشنها پیش از آمدنِ ‌زرتشت نیز در میانِ ایران ‌جاری بوده‌اند. چنانچه شاه نامه‌ی استاد بزرگ توس نیز برگزاریِ نخستین نوروز را به زمان جمشید کیانی نسبت می‌دهد. به آن زمان که نه از زرتشتِ پیام‌آور نشانی بود و نه از گبران (گبر، در زبان کهن ایرانی “آقا” ).و زرتشتیانِ پیروِ او .
تازیان، همچنین برای از آب ‌و ‌تاب انداختن ‌این ‌جشنها، نسبت‌های‌ِ ناروایِ مشرک بودن یا دوگانه پرستی و دوگانه انگاری را نیز به زرتشتیان یا گبرانی که نخستین یکتا پرستان جهانند می‌زدند و اندیشه‌های یکتا پرستانه آنان را زیر پرسش می‌بردند تا ‌مگر از این راه تازه مسلمانان ‌ِ‌ایرانی را از برگزاری جشن‌های ملی و میهنی شان باز دارند، اما این جشن‌ها با قدرت و توان هر چه بیشتر باقی ماندند و نه اینکه برنیافتادند که در دربار و درگاه خود آنان نیز وارد شد و به عنوان مراسمی با ارزش و مورد احترامِ مردم و برای جلب رضایت آنان کاربردهای بیشتری نیز یافتند و گاه هرچه بهتر‌نیز در برگزار چشن ها کوشیدند تا مگر ایرانیان خوشنود شوند و ننگ در زیر فرمان بیگانه بودن ‌را به ‌دست ‌فراموشی بسپارند! بدینگونه بود که خلیفه‌ها نیز جشن‌های ایرانی را برپا داشتند و رهبرانِ بزرگ مذهبیِ نیز در چنان روزهایی خرسندی از خود نشان دادند و به مردم خجسته بادها گفتند. همچنانکه علی ابنِ ابی‌طالب، نخستین امام و رهبر شیعیانِ گیتی، در نوروز و به‌هنگام گرفتن هدیه نوروزی از ایرانیان به زبان عربی جمله‌ای گفت بدین معنا که ، ” همه روزها نوروز باشد”.
اساسا بنا بر عقیده عموم مورخان و همچنین شواهد و مدارک بدون انکار تاریخی ، ایرانیان همواره از دوره های فشار و تضییقات، قد علم کرده و ذات ملی خود را نجات داده و قسمت متنابهی از روح فرهنگ خود را در فاتحان خود چه تازیان و یونانیان و یا ترک ها و مغول ها دمیده و ضمن فراهم ساختن مدنیت جدید آداب و سنن خودرا احیا کردند از این رو ماندگاری جشن نوروز و یا دیگر آداب فرهنگی این کهنه دیار تا به امروز نه از مهر تائید دینیان که از قوه پافشاری و ایستادگی نیاکانمان بر حفظ هویت ملی بوده است .
صرف نظر از همه استدلال های ناگفته دیگر در این باب ، با این حقیقت انکارناپذیر در تاریخ این کهنه دیار چه باید کرد که ما ایرانیان همواره در پرتو خرم خود و رفتار شایسته چهارصد ساله دوران سلطنت ساسانیان بر دنیا حکم می راندیم و سرور جهان آن روز بودیم بی آنکه نه کتاب فصیح و مقدس داشته باشیم و نه رسولی که فرستاده خدا باشد .
به درستی آنچه من در این شکسته آینه ایام می بینم
خواب خرگوش و طلسم وحشت و غرقاب حیرانی ست
ما غلامان و کنیزانیم در این معبد افسون
و دورغین و دورغان را خریداران
ما بت افسانه را با گوش فربه مان پرستاران
و حقیقت لاغرک میشی که قربانی ست

این مطلب در گویا منتشر شد

One Response to “آنچه در این شکسته آینه ایام می بینیم”

  1. سلام بر دوست. سال نو مبارک.