رساله جهادیه

این مقاله در روز نامه هم میهن روز سه شنبه هشتم خرداد ماه منتشر شد و چون سایت این روزنامه هنوز در حال راه اندازی است این مطلب را می توانید در همین جا بخوانید .

نقل است مرحوم حاج شیخ محمد حسین بروجردی ازپی استمداد مردمی که از یاوه گوئیهای واعظی پرگو به ستوه آمده بودند ، پیغام فرستاد که ای شیخ ، سخن گفتن رانمی دانی ، سخن نگفتن هم نیز ندانی ؟

از آن هنگام که آمریکا از پی اهدافی که اربابی بر جهان در آن نهفته است به کشور عراق حمله کرد ، جهانیان بلااتفاق بر این باور رسیدند که هدف بعدی این دایناسور مست ایران خواهد بود و از این رو دغدغه ای گریبان مردم این کهنه دیار را سخت گرفته است که برای رفع این اضطراب کشنده ، کوچکترین توقع ، نه تنها از دولتمردان خود که از همه اهل سیاست این آب و خاک آن است تا با درایت و اتخاذ دیپلماسی فعال و همچنین پرهیزاز اظهارات غیر مسئولانه ، حداقل از شدت این اضطراب بکاهند و در رفع این دغدغه بکوشند اما گویی این توقع و انتظار در باور گروهی نه از بیگانگان که از خودی ها و دلسوزان این آب و خاک نمی گنجد آنچنانکه از آغاز مناقشات هسته ای ، مدام با موضعگیری های غیر مسئولانه بر توهم جنگ طلبی ایرانیان در اذهان جهان کمک کرده و آب بر آسیاب دشمن می ریزند طرفه آنکه پیام نهفته در این اظهارات تحریک کننده و غیر مسئوولانه برای مردم صلح جو ایران، به نوعی حکم جهاد است که ازجمیع آن می توان یک بار دیگر در تاریخ این سرزمین اهورایی حکایت رساله جهادیه را زنده کرد .
بعد از عهد نامه “گلستان ” که منجر به جدایی بخشی از اراضی ایران شد و امپراطوری روسیه چندین شهر را به تصرف خود در آورد ، فتحعلیشاه قا جارکه این عهد نامه را صرفا یک نوشته به وجه علی الحساب می دانست و در یک کمان خام تصور می کرد دولت تزاری روسیه از سر زهر چشم گرفتن و چشم هم چشمی با دولت های استعمار گر مانند انگلستان ، شهر های شکی و شیروان و شوش ، گر جستان و داغستان را از سر لجاجت به تصرف خود در آورده و حکما بعد از خاموش شدن آتش لجاجت ، آن شهر ها را دوباره به صاحب اصلیش ایران پس می دهد، در ست یکسال قبل از جنگ دوم با روسیه که منجر به عهد نامه ترکمانچای شد ، نماینده ای به دربار امپراطور روسیه فرستاد تا در باره استرداد شهر های جدا شده از ایران مذاکره نماید اما امپراطور روسیه نه تنها زیر بار نرفت و آنچه را به موجب عهد نامه گلستان تصرف کرده بود، ملک ابدی خود دانست،بلکه آنچنانکه پیش آمد، معلوم شد که چشم طمع به تصرف چند شهر دیگر از ایران دوخته بود ، به همین دلیل وقتی قاصد در بار قاجار از روسیه بازگشت خیالات امپراطور را برملا کرد ،و فتحعلیشاه هم در صدد تهیه و جمع آوری سپاه در آمد و به و سیله ابوالقاسم قائم مقام به تهییج علمای ایران و عتبات عالیات پرداخت و لزوم جهاد با روسیه را به عموم ملت ایران یاد آور شد و بر این اساس احکام صادره از سوی علما در باره ترغیب مردم به جهاد با روسیه در مجموعه ای جمع آوری شد که قائم مقام آن را “رساله جهادیه ” نامید، حال حکایت امروز ما است که اگرجمیع اظهاراتی که چه در موضعگیری با تهدیدات آمریکا و چه تحریک در شعله ور ساختن آتش زیر خاکستر چون ادعای عجیب و غریب دبیر کل فدائیان اسلام مبنی بر ترغیب مسئولین نظام در استرداد شهر های واگذار شده در عهد نامه ترکمانچای ، همه را دریک پوشه جمع آوری کنیم ، چیزی شبیه همان ” رساله جهادیه ” خواهد شد با این تفاوت که در این مجموعه اظهارات تهییج کننده ، حکم جهاد نه ازسوی علما ی دین و یا مسئولین کشور که از سوی گروهی غیر مسئول بطورضمنی صادر شده است
اگرچه با پایان یافتن مهلت دومین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که دلالت بر توقف برنامه های هسته ای ایران می کرد ویا انتشار گزارش دو پهلو اخیر ، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی که صدور قطعنامه سوم را که بی شک تندتر از دو قطعنامه گذشته خواهد بود را تسهیل کرده است و ایضا استقرار ناو های آمریکا درآب های خلیج فارس که حکایت از تهدید جدی آمریکا در منطقه دارد ، همگی نشان از وخامت اوضاع و لزوم آمادگی ملت ایران در برابر هجوم بیگانگان می دهد اما با توجه به کوششی که تا کنون برای صلح در ادامه مذاکره با جهان وجود دارد از جمله مذاکره ی روز گذشته با نماینده اشغال کننده کشور همسایه ، در عراق ، گرچه حاصلی نداشت بارقه از امید را ، هر چند بعید ، در دل های مردم این آب و خاک و جهان ایجاد کرده است که شاید راهی برای پیشگیری از یک مخاصمه ناخواسته پیدا شود.
حال در چنین شرایطی که همه نگاه های مضطرب به درایت مسئولین و تصمیم سازان دو کشور در جهت استمرار صلح در منطقه دوخته است ، بی شک صدور احکام جهادیه نهفته در اظهارات غیر مسئولانه گروهی حراف به دور از باور اهداف صلح جویانه ملت ایران است .

پاسخها بسته شداند .