قانون خرمگسها
- ۰۴٫۰۵٫۸۶
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
این مطلب در روزنامه هم میهن روز سه شنبه منتشر شد برای خواندن آن در سایت هم میهن اینجا را کلیک کنید و یا در ادامه بخوانید
این روزها با نگاه کردن از منظر اخلاق سیاسی به واقعیت جاری کشور ، آنچه به چشم می آید به دور از انتظاراتی است که از کنش سیاسی مبتنی بر اخلاق توقع می رود و این در حالی است که اینک دورانی را پیش رو داریم که، آنگونه کانت آرزو میکرد، فقط سیاست ورزان با اخلاق را میتوان تصور کرد؛ نه اخلاقگرایانی سیاسی که اخلاق را چنان تحریف و دستکاری میکنند تا بتوانند آنرا در اختیار سود و صرفه ی خود قرار دهند.
عالمان علم اخلاق در سیاست از یک زاویه خاص اخلاق را به دو نوع تقسیم بندی می کنند ، اخلاق مسئولیتی و اخلاق تکلیفی که در نوع اول عمل اخلاقی براساس مسئولیت و در نوع دوم براساس عقیده هدایت می شود . در عمل اخلاقی معطوف به عقیده، فرد خود را مقید به نتیجه نمیداند، اگرچه این بدان معنا نیست که مسئولیتی حس نمیکند، بلکه نتیجه را فراتر از ظاهر و درک عمومی و عرفی میداند، و اگر مذهبی باشد، نتیجه را به خدا واگذار میکند، برای چنین فردی معنای شکست و پیروزی ،عمل کردن و نکردن به تکلیف است، و نتیجه عمل ملاک ارزیابی آن نیست، صرف انجام تکلیف، به معنای پیروزی است و انجام ندادن آن شکست. این که «ما موظف به انجام تکلیف هستیم و نه نتیجه» گزاره روشن این دیدگاه است. اما در مقابل اخلاق مسئولیتی در درجه اول متوجه نتیجه است. ملاک پیروزی و شکست خود را حصول یا عدم حصول در نتیجه میداند که بخشی از رفتارهای بسیاری از ما نیز براساس این معیار شکل میگیرد شاید از همین رو است که آنچه بر سیاست پیشگانی که پای در عالم سیاست می نهند انتظار می رود که از ابتدا خود را ملتزم به اخلاق مسئولیت مدار بدانند و بطور نسبی مشخص سازند نتیجه عمل چیست تا بر اساس میزان تحقق آن نتیجه ،موفقیت آنها ارزیابی شود اما آنچه امروز در بازار سیاست ورزی این کهنه دیار مرسوم است سیاست ورزی بدون اخلاق است که با پیشداوری ها و تعصبات بیهوده وجارو جنجال ها و قیل و قال ها به قصد عوام فریبی و حفظ قدرت همراه است و در صحنه رقابت های سیاسی به کنش های غیر اخلاقی متوسل می شوند آنچنانکه حکایت قانون خرمگس ها در رمان”جنگل روسیه ” اثر لئونف، نویسنده نامدار روس را در ذهن تداعی می کند .
در رمان “جنگل روسیه ” نویسنده دو شخصیت را در دوران استالین که بازار تملق و چاپلوسی رواج داشت به تصویر می کشد که هر دو استاد دانشگاه و محقق هستند ، اما یکی کوشا و زحمتکش و دیگری خرمگس گونه کارش این است که از خون وجود استاد زحمتکش تغذیه می کند . استاد زحمتکش با شورعلاقه جنگلها را زیر پا می گذاشت، درخت ها را طبقه بندی می کرد و در آفات جنگل ها و طرق مبارزه با این آفات مطالعه و نتیجه مطالعاتش را هر چند سال یک بار منتشرمی ساخت اما استاد خرمگس به انتظار می نشست تا استاد زحمتکش کتابی را منتشر کند تا او آن را نا جوانمردانه نقد کند و در جراید استاد زحمتکش را بکوبد .
این ماجرا سال ها ادامه داشت و هر بار که استاد بینوای زحمتکش نتیجه مطالعاتش را منتشر می کرد استاد خرمگس آن را به دور از انصاف تخطه می کرد از همین رو استاد زحمتکش از زحماتش جز شما تت و سر زنش عایدی نداشت اما استاد خرمگس نشان و مدال ها می گرفت و بر سینه می زد تا بدانجا که عاقبت استاد زحمتکش ، زحمت کشیدن را بیهوده دانست و اندیشید که چرا بی جهت خود را در معرض طعن و لعن و سرزنش قرار دهد،بهتر است که دیگر از کار کناره گیرد و مطالعاتش را متوقف سازد و دیگر کتابی منتشر نکند ، اما استاد خرمگس با پی بردن به تصمیم استاد زحمتکش به دست و پا می افتد و کناره گیری استاد زحمتکش را برای خود مصیبت دانست چرا که اگر استاد زحمتکش حاصل مطالعاتش را منتشر نمی کرد ، استاد خرمگس هم مطلبی برای نقد نداشت تا درباره اش نقد غیر منصفانه بنویسد ، که این قانون خرمگس ها در جامعه ای است که کنش ها مبتنی بر اخلاق نیست .
