جذامیان مطبوعات و آینده روزنامه نگاری ما

بعد از آزادیم از زندان در سال ۸۲ که مدیون خاتمی هستم ، تا به امروز چون جذامیان خانه نشینم اگر چه در این مدت زمانی کوتاه اولین نشریه اینترنتی داخل کشور(ایران ما) را منتشر کردم و یا هر از گاهی مطالبی بی مزد و مواجب برای روزنامه هایی مستقل چون شرق و هم میهن نوشتم اما عملاخارج از گود بودم و تنها در دنیای مجازی قلم زده و هنوز هم می نویسم ، ولی با این همه هرگز این خانه نشینی مرا از بطن حرفه ام و آگاهی از حال روز هم قبیله گانم غافل نکرده است و همواره با دوستان و همکارانم به لطف همین دنیای مجازی در ارتباط بودم چه با آنها ئیکه لاجرم تن به جلای وطن دادند و چه یا یارانی که ماندن در این کهنه دیار را تنها دلیل زنده بودنشان می دانند که در این رهگذر به وقت دلتنگی آن گاه که پاتوقی برای دیدار یاران در ” کافه تیتر” وجود داشت به دیدارشان می رفتم و حالا که نیست ، تلفنی و اگر بخت یار باشد در انجمن صنفی و یا حتا درخیابان با دیدنشان هوایی تازه می کنم ، یارانی چون محمد آقا زاده ، عیسی سحر خیز، شمس الواعظین ، علی بابایی ، رضا ولی زاده وده ها تن دیگر که چون من همگی خانه نشینند.
اگر این چند خط را مقدمه فرض کنید و نگارنده را جزیی از کل قبیله مطبوعات و فلرغ از هرمنییت دراین عرصه بدانید ، می خواهم بگویم خانه نشینی آن دسته از هم قبیله گانم که موی در آسیاب این حرفه بی پیر سپید کردند بیشتر از آنکه به این سنیه سوختگان قبیله قلم لطمه زده باشد به جامعه رسانه ای این آب و خاک لطمه خواهد زد .چرا که نسل حال و آینده مطبوعات این آب و خاک از تجارب اهل فن این حرفه که به رغم داشتن تجارب عملی به جبر همچون جذامیان ، گوشه نشینی اختیار کرده اند ،محرومند .
از آن زمان که با تب و تاب دوم خرداد ، مطبوعات بعنوان رکن چهارم سکوی پرش سیاسیون شد تا قدرت ، این عروس عجوزه ی هزار داماد را در آغوش بگیرند ، این عرصه همچون همه عرصه های دیگر در بعد از انقلاب ، دچار ناخالصی شد و نابلدان کاروانسالار این حرفه شدند تا بدانجا که امروز هر که را دستی در قدرت باشد و بضاعت مالی برای انتشار جریده ای ، و یا اینکه، قلمی درنقد یا تمجید دست اندرکاران امور داشته باشد ، روزنامه نگارش می خوانیم . غافل که هزار نکته باریکتر زمو اینجاست ، نه هرکه سر بتراشد قلندری داند ، اگرچه در این رهگذر بوده و هستند بسیاری که خوش درخشیدند و قلمشان به جان دلسوختگان نشست و نامی شدند
امروزه بسیاری بر این باورند که در جهانی که همه چیز بر مدار تخصص و دانش می گذارد و حتا برای گرداندن یک قهوه خانه ( کافی شاپ) هم باید مدرک دانشگاهی داشت ، فعالیت در عرصه اطلاع رسانی نمی تواند به دور از این قاعده باشد و از این رو اصحاب مطبوعات حکما باید به این سلاح مجهز باشند ، اما با همه درستی این گفته ، نگارنده این سطور خود بارها شاهد بوده که عزیزانی با داشتن مدرک آکادمیک در این حرفه که تنها خاصیت دریافت امتیاز یک نشریه اجتماعی از وزارت ارشاد را داشت ، قادر به انتشار نشریه خود نبودند و عاقبت مجبور به اجاره دادن آن شد ند، آن هم به افردی فاقد مدرک دانشگاهی اما دارای تجارب عملی در حرفه روزنامه نگاری ، چرا که در هر حرفه و پیشه ای ، به جز دانش آکادمیک ، اصل مهم دیگری بنام تجربه لازم است تا تضمین کننده موفقیت باشد .
این همه با قلم الکن خود گفتم تا بگویم خانه نشینی گروهی از سینه سوختگان قبیله مطبوعات که موی در اسیاب این حرفه بی پیر سپید کرده اند و با همه تجارب خود به جبر خانه نشینند ، هزینه ای گران برای جامعه مطبوعات این آب و خاک در بر خواهد داشت که تبعات آن در آینده ای نه چندان دور رخ می نمایاند هر چند نسل روزنامه نگاران امروز این آب و خاک همه اهل کمال و آگاه به دانش روزنامه نگاری الکترونیکی و یا دارای مدرک آکادمیک در این حرفه باشند

پاسخها بسته شداند .