هاشمی رفسنجانی ، رجلن ،اما نه قهرمان
- ۰۶٫۱۶٫۸۶
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
پس از انتخاب رئیس مجلس خبرگان رهبری بسیاری از مطبوعات اصلاح طلب در اعلام خبر ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان، عکس های بزرگی از وی در صفحات اول خود به چاپ رسانده و این انتخاب را نشانه ای از قوی شدن موضع هاشمی رفسنجانی در معادلات سیاسی ایران و پیروزی «خط اعتدال» توصیف کرده و از همین رو گروهی آنچنان به وجد آمدند و به شادمانی مشغولند که گویی همه مشکلات این بلاد اسلامی با این رجل سیاسی نظام حمهوری اسلامی از این پس حل خواهد شد چرا که خوش باوران بر این گمانند با انتخاب رئیس مجمع مصلحت نظام در مقام ریاست جدید مجلس خبرگان ، وی قادر خواهد بود تقابل با رهبری را به اوج برساند. و این همه از ماجرای انتخابات دور نهم ریاست جمهوری نشئات می گیرد که در آن حکایت تاریخی عالیجناب سرخ پوش در عین ناباوری پس از حذف در رقابت با رقیب نا شناخته ای بنام آحمدی نژاد در واکنشی عارفانه تنها به شکایت بردن به عرش کبریایی بسنده می کند و در لاک سکوت فرو می رود اما این سکوت و اعتراض عارفانه نه تنها هرگز در باور سیاست بازان این آب و خاک و مردم کوچه و بازار نگنجید بلکه همگان چشم انتظار آن لحظه تاریخی بودند تا در فرصتی مناسب شاهد انتقام آن حذف شده ی بزرگ انتخابات کذایی باشند یعنی خانه خرس و اب وانگور و حال امروز را آن روز موعود می پندارند غافل از آنکه
میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است .
یکی از سرگرمی های مردم این کهنه دیار پس از انقلاب ، قهرمان سازی و پیشگویی و حدس و کمان های به دور از واقعیت های ملموس جامعه بوده است ، یک روز صاحب منصبی را به دلیل چند ژست سیاسی که تنها به نیت کسب وجهه بوده ،نا جی خود می دانند و قهرمان ملی می پندارند و یک روز هم همان قهرمان را به طرفه العینی از عرش به فرش می نشانند که از عهده هیچ بنی بشری در جهان ساخته نیست و مصداق آنچه گفته آمد را می توان در ماجرای همین رجل صاحب نام جمهوری اسلامی هاشمی رفسنجانی د انست .
هاشمی رفسنجانی از آغاز تاسیس جمهوری اسلامی تا به امروز همواره با پیشه قرار دادن سیاست یکی بر نعل و یکی بر میخ ، برای خود جایگاهی در نزد اهالی سیاست ورز این آب و خاک فراهم آورد که بقول عوام همیشه در وسط لحاف قرار داشت تا بدانجا که حتا وقتی روزنامه نگار جان برکفی چون اکبر گنجی در ماجرای قتل های زنجیره ای از او بعنوان عالیجناب سرخ پوش نام برد ، خدشه ی چندانی بر وجهه و جایگاه این صاحب منصب روحانی در نزد مردم و اهالی سیاست ورز وارد نشد و او فقط برای مدتی تنها با فرو رفتن در لاک سوکت خود را نظر ها پنهان کرد که آخرین سکوت او که با حذف در انتخابات ریاست جمهوری آغاز گردیده بود بود تا قبل از همین انتخاب اخیرش بعنوان ریاست مجلس خبرگان ادامه داشت .
اما از عجایب روزگار مردم رنج دیده این گستره تاریخی ، این رجل سیاسی نظام جمهوری اسلامی در طول ۲۸ سال گذشته گاه به چشم عوام حکم یک ناجی و قهرمان ملی را داشته و گاه شهره به رجل سوء استفاده کننده از قدرت و بیت المال بوده است و در این رهگذر جناح های سیاسی هم با نزدیک شدن به این روحانی متنفذ سیاست پیشه ، سود و زیان ها ی بسیار برده اند اگر چه در هر دو حالت برنده نهایی باز همین رجل روحانی بوده است و هنوز هم هستند احزاب و گروهایی که میل منتسب شدن به این روحانی را داشته باشند آنچنانکه امروز اصلاح طلبان بنا بر اصل یارگیری های موسم انتخابات سعی در جلب این سیاست پیشه کهنه کار به سوی خود را دارند و در این میان مردم کوچه و بازارهم ا که اخیرا با انتشار جلد سوم خاطرات رئیس جدید مجلس خبرگان تلنگری بر حافظه شان خورده است از سر قهرمان پروری وعلاقمندی به شایعات و حدس و کمان های واهی ، او را بار دیگر در نقش یک ناجی و قهرمان می بینند غافل که قهرمانان همه در گورستان تاریخ این کهنه دیار مدفونند آنچنانکه نقل است روزی ظل السلطان به سر طویله ایلخان بختیاری ، حسینقلی خان رفت ، ایلخان بختیاری نژاد اسب هایش را یکی یکی می گفت تا اینکه ظل السلطان آهی کشید و از ته دل گفت ، خان ، واقعا آن اسب ها یی چون رخش ، شبدیز کجا رفتند ؟ ایلخان بختیاری به رندی جواب داد ، حضرت والا آن اسبها را مردانی چون رستم و پرویز سوار می شدند و همراه خود بردند .
این مطلب در گویا منتشر شد
