امیر اقلیم عشق از جهان رفت
- ۰۸٫۰۸٫۸۶
- دل نوشته ها
- ۱ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us

صبح امروز قیصر امین پور هم از میان ما رفت ، وقتی علی فراصت نویسنده خوش قلم ” نخل های بی سر” گریه کنان خبر رفتن قیصر را تلفنی می رساند ، بهت زده بودم او مدام اشک می ریخت و منقطع حرف می زد اما من مسخ شده بودم نمی خواستم باور کنم که امیر اقلیم عشق هم از میان ما رفته است .
قیصر را از سال ۶۷ وقتی سردبیر مجله سروش نوجوان بود می شناختم ، امروز وقتی به مهندس فیروزان مدیر عامل شهر کتاب که سردبیر سروش درهمان سال ها بود ، خبر مرگ این شاعر را دادم ، او هم گویی باور نداشت که قیصر رفته باشد اما بعد از کمی سکوت و آهی مملو از هزار دریغ و افسوس با بغض در گلویش گفت ، چهار سال در سروش کنار هم بودیم و…
خیال می کنم ، درقایقی میان اقیانوس چرا ها نشسته ام ، و خیره به گذشته پارو می زنم ، وه که چقدر مسخره است تراژدی مضحک روزگار ما . حالا دیگر بالا بلند در ختان هم در سوگ قیصر ، زیر ابر های خفته دلمرده، تلاوت باران را اقامه می کنند ، تا همگان دریابند برای از دست دادن شاعر شریف که بزرگوارانه و صبور ، زخمهای هزار ساله عشاق را ، برتن خویش میهمان می کرد باید گریست .او خود سال ها پیش در سوگ خویش در شعری ناب گریست و گفته بود.
من ، در سوگ خویش مرثیه می خوانم :
ای کاش
آن گونه عاشقانه نمی خواندند
آن گونه آسمانی
که بالهای مرتعش مارا
دنبال بال خویش کشاندند
اما
با حسرت رسیدن
در بالهای کال
ما را به سوگ خویش نشاندند
فقدان این شاعر پراحساس را به جامعه ادبی و خانواده محترمشان تسلیت می گویم .

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا… در گلو شکست