پهلوانان حی و زنده را عشق است

این مقاله در گویا منتشر شد برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید و یا در ادامه همین پست بخوانید

بسیاری از فلاسفه معاصربر این باورند که سرشت هر انسان در گرو خاطره های اوست ، اما از
سویی دیگر بسیاری هم بر این باورند که خاطرات همچون شی ایی برنده اند که روح آدمی را زخمی می کنند.
باز هم موسم انتخابات است و رواج بازار وعده های پوشالی است که تا کنون جز خاطرات تلخ و شیرین ارمغانی در بر نداشته و یاد آوری آن نیز نمک بر زخم کهنه را می ماند خاصه خاطرات هفت دوره برگزاری انتخابات مجلسی که تنها دور اول آن یا حضور یکپارچه ملت در پای صندوق های رای که بر آمده از توهم آرزوهای انقلاب ۵۷ بود برگزار گردید اما پس از آن حضور یکپارچه و همگانی ،انگیزه و رغبت مردم اساسا برای شرکت در هر یک از انتخابات و حضور در پای صندوق های رای ، هر دوره نسبت به دورهای قبل ، کاسته شد ، تا به امروز که در چنین موسمی ، از یک سو دغدغه دولت و احزاب و گرو های سیاسی ، چگونگی ایجاد انگیزه و رغبت برای حضور مردم در پای صندوق های رای به هر طرفند و شعار است ، و از سوی دیگر اولین واکنش ملت نیزنسبت به این واقعه پیش رو، تردید حضور در این فرایند مدنی است که چرایی آن علاوه بر نوع انتخاب استصوابی کاندیدا ها ، می تواند سایه سنگین سیاست پیشگانی باشد که در طول ۲۹ سال گذشته به رغم حضور در همه عرصه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ایضا صحنه سیاست این آب و خاک ،هیچ حاصلی جز به آنچه امروز گرفتارآمدیم نداشته اند .
می گویند وقتی نصرت والدوله فیروز فرمانفرما ، آن شاهزاده زبر دست عرصه سیاست سال های دور این گستره تاریخی را محاکمه می کردند ، در آغاز محکمه از شغل او پرسیده بودند و او در جواب گفته بود ” سیاست ” ، چرا که “سیاست ” را که می گویند علم ممکنات است ،پیشه خود ساخته بود.
آنچه سکوت صاحب این قلم را می شکند و باز هم به نوشتن وا می دارد ،شوق ارباب سیاست امروز این کهنه دیار است که با زنگ برگزاری ماراتن انتخابات مجلس هشتم در کسوت ناجیان و خدمتگزاران ملت قصد پای نهادن به میدان رقابت را دارند ، سیاست پیشگانی که از صبح پیروزی انقلاب به رغم حضوردرهمه عرصه های اداره امور کشور ، چه در صحنه سیاست که گاه ردای وزارت به تن داشتند وچه در پناه چتر صاحب منصبان انقلابی و احزاب و گروه های همسوی و یا با فریب مردم خوش باور ، زمانی هم نیز به قبای وکیل الرعایایی در آمده و خوش نشین خانه ملت بودند ، که پهلوانان لاف زن دروغینی بیش نبودند زیرا در همه سال ها ی تکیه داشتن بر قدرت ،هرگز همتی در تحقق کمترین آرزو ی فرو مانده در سینه مردم سیه بخت این مرز و بوم را نداشته که مردگان صحنه سیاستند و نه مردان عرصه کار زار ، طرفه آنکه که با همه میراث خواهی از انقلاب به رغم همه شعار های عوام فریبانه ی خود ، به شهادت حال و روز امروز ما حتی در حراست ازتمامیت ارضی این آب و خاک و نیز در تسهیل آسایش و آرامش و مهار فقر و تورم گرانی همت و درایتی در چنته نداشته اند ، تنها با یدک کشیدن لقب” انقلابی بودن” که آن را متعارف با خدمتگزاری به ملت می دانند. بذروحشت و نا امیدی بر دل ها پاشیده اند.
آنچه گفته آمد وصف الحال قریب به اتفاق سیاست بازان امروز این کهنه دیار است که با کمی دقت نظر و یاد آوری خاطرات ، اسامی تعداد بسیاری از آنها را علاوه بر برچسب های انتخاباتی سال های گذشته ، در اعلانات انتخابات پیش رو هم می توان پیدا کرد ، چه آنهایی که منتسب به جناح راست بوده و چه آنهایی که به جناح موسوم به چپ تعلق خاطری دارند که به هر روی ، هر دو جناح ، درتمامی این سال ها در سیکل محصور شده ی قدرت قرار داشتند و در کوچه و بازار ، دزمیان مردم آنها را به طعنه ، وارثان انقلاب می نامند که پیشه ای جز سیاست بر خود نمی پسندند و شیفتگان قدرتند و از عجایب روزگار که در برهه ای از زمان ، اگر از چرخه قدرت به دور افتنند از هر سوداگر ورشکسته ای مفلس ترند و اگر باز هم به قدرت نشینند آن کنند که سال ها پیش ازاین نجم الدین کبری ، یکی از مشاهیر عرفا واکابر صوفیان قرن ششم و هفتم و موسس سلسله کبرویه ، در وصف شان گفته است :
خواجگان در مقام معزولی
همه شبلی و بایزید شوند
چون به دولت رسند بار دگر
همه چون شمرو چون یزید شوند
اما با این همه ، چنین سیاست پیشگانی ، همواره غافل از این حقیقت اند که بزرگترین عیب سیاست پیشگی آن است که چون روزگار تغییر کند ، مردان سیاست آن روزگار نیز باید تغییر یابند چرا که این دکانی نیست که بتوان همیشه در آن همان متاع را فروخت خاصه که به قول زنده یاد سعید نفیسی که گاه و بیگاه در هر فرصتی این جمله پر معنا را به زبان می آورد که: ” انسان فانی است ، مخصوصا در ایران ” ، عمر سیاست پیشگی کوتاه است اگر چه شیفتگان به قدرت را باور دیگریست .
براستی چه رمزی دارد تلاش بیش از یک قرن ملتی که با وجود دو انقلاب ( مشروطه خواهی و انقلاب ۵۷ ) چندین جنبش اصلاح طلبی و یا با توسل به ابزار های مدنی چون حضور پر شور در انتخابات و حتی واریز ۲۰ میلیون رای در صندوق های سربه مهرشده ، هنوز به کعبه آمال نرسیده است ، و اندر خم یک کوچه ایم ؟ آیا این همه از سیاست پیشگانی نیست که این کاروان را همچون قافله سالاران نابلد به بیراه کشانده اند ؟
نقل است روزی مشیر الدوله پیرنیا در کنار مدرس در مجلسی نشسته بود و از جریان روز سیاست با هم گفتگو می کردند که مشیرالدوله ناگهان با اندوهی عمیق از مدرس پرسید ، آقا ، پس کی این مملکت اصلاح می شود ؟ مدرس گفت : روزی که انگلستان در جزیره اش محصور گردد، شما برگردید به نائین و رضا خان قلدر هم برود آلاشت و من هم راهی ولایت خود شوم .
الغرض به قول عارف دلسوخته قزوینی ، گریه را به مستی، بهانه کردم برای گفتن آنچه امروز در بازار وعده های پوشالی انتخابات پیش رو به قیمت فریبی دیگر بفروش می رسانند تا عروس عجوزه قدرت را به حجله خود در آورند ، که نبض عام افتاده به دست سیاست و میراث خوارن انقلاب که همچون پهلوانان مرده از عشق قدرت را می مانند ، آیا وقت آن نیست که یکصدا و همدل فریاد بر آوریم ، پهلوانان حی و زنده را عشق است ؟.

One Response to “پهلوانان حی و زنده را عشق است”

  1. oh chera habs rafti shoma?!

    Man to google ax e in khanoom ro ba lebas mahali didam ke khosham omad click kardam, ke dige chesham be in matn ham khord o shoroo kardam be khondan be nazaram jaleb bood kami ham sar dardavar
    vase mani ke hamishe bayad to madrsse javab-gooo basham be khatere masaeli ke to Iran etefagh miyofte

    Man ke Iran ro doost daram,az adami ham ke mibinam jeloo ye khareji ha enghadr keshvare khodeshon ro khord mikonan motanaferam bedoone in ke betoonan vaghean kare mohemi ro baraye dashtane keshvare behtari bokonan.
    adamai ke dast be hame dorooghi mizanan vase…
    Amma age deleshon kheyli baraye keshvareshon misuze pas behtare ke be jaye in hame khord kardan o0 to sar zadanesh jeloo-ye adamaye biganeh, be fekre behtar kardane keshvareshon bashan ta jang ba i rejim.
    man be madare khodam ke in hame edda mikone ke mardome Iran injoor unjoor goftam: farhangeshon hamin hast,aslan khodeshon doost dashtan ke injoor bashan,nemikhastan in hame adam nemiraft raai bede be in jomhoori
    be taame poole naft o injoor chiza raftan. hamishe aksareshon taama-kar va donbale pool
    hatta unai ke zedde in rejim hastan,bishtareshon sange khodeshon ro be sine mizanan ya baraye gereftane eghamat dast be har doroghi mizanan. mesle aghai ke jaye khejalat dasht to ye mehmoni,shoroo karde bood va be ina migoft ke: ( zanaye Irani unja haghe kar nadaran) !!!! zana haghe kar nadaran?!
    ya in ke farhange bishtare mardaye Irani baess mishe ke zana to khoone beshinan?!
    Khanoom e kurd-irani ro to Tv didam ke ba-hash mosahebe mikardan be be khatere in ke bad az chand sal az keshvar behesh javabe manfi dadan
    un khanoom migoft ke:
    man age Iran beram man ro mikoshan chon ye masihi hastam. Inja man mitoonam beram kelisa vali Iran hatta kelisaaaaaaaaaaaaaa nadare!!!!
    Hame donbale pool va soestefadeh az esme mazhab

    Ma ha hame ye gooshe neshastim faghat harf mizanim amma kari ham (samime ghalb) baraye dashtane keshvaremon mikunim?!
    mush ham vaghti mire to loonash khoob baraye goroobe bazoo kolof mikune,amma akharesh ke bayad ye rooz az to loonash biyad biron vaghti omad chi,baz ham haminjoor bazoo kolof mikune?!