واهمه ملی

اینکه می گویند رودخانه هیچگاه تکرار نخواهد شد ، مثلی است که هر بار بیاد می آورم ، ترس به جانم می ریزد و آشفته ام می سازد ، روشن تر بگویم، در این واهمه بسر می برم که چگونه باید آنچه از دست داده ایم را ، دوباره بدست آوریم ؟ آیا رود خانه تکرار می شود؟
به کمانم امروز این ترس ، یک واهمه ملی است که در نهانخانه ی قلب هر ایرانی وطن پرست ، لانه دارد ، چرا که تعمق در ماهیت صحیح یک حکومت ، آنچنانکه عرف و شرع حکم می کند ، به این نتیجه منتج می گردد که زمامداران یک امت بی کمان باید نسبت به دو اصل مهم اداره امور مردم کوشا و ایضا هوشیار باشند ، و آن دو اصل مهم ، اول جلب اعتماد مردم نسبت به دولتمردان خود ، دوم حفظ و حراست از شان و منزلت و اقتدار ملی آن جامعه است که شاید بتوان این عبارت را در لا به لای صد ها تعاریف مختلفی که از زمامداری وجود دارد ، جای داد که در باوربسیاری از مردم کوچه و بازار این کهنه دیار جز این نمی کنجد .
اگر آغاز این سخن را برای چرایی این واهمه ملی ، از اصل دوم زمامداری ، یعنی حفظ و شان و منزلت ملی شروع کنیم ، بی اغراق باید گفت از بعد از رحلت رهبر انقلاب این رکن مهم اداره امور یک ملت ، هم چون کوه یخی در زیر سایه نابخردی ها ، آب شد تا بدانجا که امروز را دریغ از دیروز است طرفه آنکه در دوسال گذشته همه آن شان و منزلتی که از انقلاب ۵۷ بدست آمده بود و جهانی مبهوت جزمیت ایرانیان برای کسب استقلال و آزادی بودند به یکباره ، شگفت زده از آنچه امروز به آن شهره گشته ایم ، سه تحریم را بر ما روا می دانند که بیش از این را هم تو دانی و هم من .
و اما اصل اول زمامداری ، که جلب اعتماد مردم نسبت به دولتمردان را می طلبد ، خود حکایتی طول و درازی دارد که آخرین آن همین ماجرای اخیر افشاگری جناب پالیزدار است که اوهم ، چون همه افشاگران صاحب منصبی که در چند سال گذشته به یکباره خواب نما شده و برای به اصطلاح آگاهی ملت مظلوم ، اما همیشه در صحنه دست به خود زنی زده اند ، جناب پالیزبان هم کمی جلوتر از پیشینیان خود ایستاده، و برای سلب تتمه اعتماد مردم نسبت به دولتمردان امروز این آب و خاک گام بلندی برداشته است و فعلا هم بازار پر رونقی دارد .
اگر چه نام برخی از آقایان علما که برای سهم خواهی از انقلابی که امروز دیگر جز نامی و خاطره ای از آن باقی نیست ، در این افشاگری آمده است و دلیل شهره افاق شدن افشاگرصاحب منصب گردید ، اما آنچه بر جذابیت و هیجان این ماجرا افزوده ، افشای نام ها نیست که مردم خود از سال ها پیش از این می دانستند و در کوچه و بازار نام تک تک آنها را بعنوان عالمان بی عمل به گوش هم می خوانند ، بلکه موضع گیری ها و حاشیه های این ماجرا است که خود باعث افشا شدن ماجرا های دیگریست که آن بس تماشایی تر خواهد بود خاصه که پالیزدار از قضا هنوز هم بر مسند منصب باقی مانده است .
به هر روی چه این حکایت افشاگری برای کم رنگ کردن رقیب باشد و یا حقیقت محض ، در هر دو صورت آنچه به آن واهمه ملی دامن می زند ، سلب اعتماد نسبت به دولتمردان و خاصه کسانی است که در سال های نه چندان دور ( تا همین سی سال پیش) اگر از کوچه ای باریک قصد عبور داشتند ، پیر و جوان و زن و مرد به احترام می ایستادند ویا، با طمانینه از کنارشان می گذشتند و اینجا است که بر سیطره ستم و ستم پذیری خود باید گریست و از زبان زنده یاد شیون فومنی با خود زمزمه کرد .
در سیطره ستم بر اشفتی ، نه ؟
بر سرخی خون خویش ، در سفتی ، نه ؟
بستند به دار شب ترا ، چون گل سرخ
فریاد به تیرکی زدی ، گفتی نه

این مطلب در گویا منتشر شد

One Response to “واهمه ملی”

  1. Jenaabe Safesari
    Khodavand be shoma sabr bedahad ke hanooz oomidvarid va baraye eslahe omoor talash mikonid. Shena kardan ba khalafe jaryane aab shena kardan sakht ast