باید فکرنان بود که خربزه آزادی آب است
- ۰۷٫۱۶٫۸۷
- سیاست
- ۲ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
مقاله ای از زنده یاد ” علی اکبر خان دهخدا ” تحت عنوان ” طبیعت سلطنت چیست ” وجود دارد که در آن مقاله در پاسخ به این پرسش ، آمده است ، در مملکتی که جهل جای علم و زور جای حق و اوهام جای حقایق را گرفته است ، سلطنت موهبتی است الهی ، و جالب اینکه امروز پس از گذشت نزدیک به یک قرن ، گویی هنوز هم این گفته از زنده یاد دهخدا را می توان به حال روز امروز این کهنه دیار تعمیم داد تا بگوئیم آنچه امروز بعنوان دولت بر جان و مال و ناموس مردم ابن آب و خاک حاکم است موهبتی است الهی .
می گویند برای نخستین باری که از حقوق بشر در این آب و خاک سخن به میان آمد ، در عهد ناصری بود آن هم در قالب شعری از میرزا آقا خان نوری که گفته است :
کنون ای مرا ملت هوشمند
چرائید در چاه غفلت نژند
بر آئید و ببینید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر
که تا خود بدانید ز آئین و راه
بد و نیک گیتی نباشد زشاه
و از قضا در همان عصر ناصری بود که از سر اغراق و درد مندی ، حلال همه مشکلات در” یک کلمه ” یعنی قانون شناخته شد تا میرزا یوسف خان مستشار الدوله ، با ترجمه مواد اصلی حقوق بشر مندرج در مقدمه قانون اساسی فرانسه ، کتابی به همین نام ( قانون ) چون نسخه ای شفا بخش ترجمه کند ، بلکه علاجی برای درد بی درمان مردم گرفتار قانون طلب باشد و از آن هنگام تا به امروز هرکسی میل حکومت بر ساکنان این گستره تاریخی می کند، با همین نسخه ی قانون به حکومت می نشیند، بی آنکه درد را شفایی باشد . چرا که بعد از یکصد و پنجاه سال تلاش برای قانون خواهی هنوزدر آرزوی ایجاد یک دولت ملی و قانونی ، اندر خم یک کوچه ایم . گویی زمان از حرکت باز ایستاده است و در همچنان بر همان پاشنه که بود می چرخد .
آنچه برای ملت ایران از گذشته تا به امروز حائز اهمیت بوده و هست ، امنیت ،آزادی و نان است که این هرسه تحقق نمی یابد مگر در اجرای قانونی مدون، که متضمن تحقق خواسته های ملت باشد . اما گویی این قانون در این سر زمین به رغم مکتوب شدن ، مجوز اجرایی ندارد . تا نگوئید چرا ؟ بخوانید دو پیش شرط ریاست جمهوری منتخبی که از قضا دو دوره هم بر این مسند تکیه داشته است ، و برای بار سوم کاندیدا شدنش با بیان سر به مهر دو پیش شرط ، این ادعا را گواهی می دهد که در این بلاد کفر ستیز ، هنوز مجوزی برای اجرایی شدن قانونی که تحقق سه آرزوی دیرینه مردم این کهنه دیاررا فراهم سازد، صادر نگردیده اگر چه این قانون عمری به قدمت آرزوهای محال ساکنان این آب و خاک دارد و در سطر سطر کتابهای قانون مکتوب است اما گویی نانوشته مانده است.
سید محمد خاتمی ، آنکه به سید اصلاحات مشهور است و امروز طرفدارانش او را برای بار سوم به صحنه انتخابات می کشاندش و الحق تنها گزینه قابل بحث در بین دیگر کاندیدا های احتمالی انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است ، اخیرا دو شرط را برای کاندیدا شدن خود مطرح کرده است که اولین آن ، توافق با ملت بر سرخواستههایشان است ، و دومین شرط هم بررسی امکان عملی بودن برنامهها است ، که در واقع می توان گفت معنا و مفهوم هر دو شرط در یک جمله خلاصه می گردد که آنچه ملت می خواهد باید در چار چوبی باشد که مجوز (قانون ) آن صادر شده باشد . بی کمان طرح این دو شرط مدبرانه خاتمی ، از تجارب دو دوره ریاست جمهوری وی سر چشمه می گیرد، که پیش از این در پایان زمامداریش ، در یک جمله تاریخی ” رئیس جمهور را تدارکاتچی می خواهند ” بیان کرده بود ، و شاید هم به حقیقت گفته های هاشمی رفسنجانی رسیده باشد در آن زمان که برای اولین بار میل کسب بالاترین مقام اجرایی کشور را نمود و به نیت مشورت و شاید هم کسب اجازه نزد او رفت و با طرح شعار های انتخاباتیش ، قانونگرایی و توسعه سیاسی ، این پاسخ زیر کانه را از پیر انقلاب شنید که :” این ها که شما می خواهید به عنوان شعار ها و برنامه های انتخاباتی تان مطرح کنید با استقبال مردم مواجه خواهد شد و رای برای شما و یا هرکس دیگری که آنها را مطرح کند، خواهد آورد و مردم به او رای می دهند ، اما شما به مسئله اجرا و امکان برآوردن این شعار ها فکر کرده اید ؟ ”
و از همین رو است که خاتمی را می توان منطقی ترین گزینه در بین دیگر کاندیدا ها به حساب آورد چرا که او به خوبی در طرح دو شرط ، واقعیتی را با مردم در میان نهاده است که ضمن نشان صداقت ، پرده از یک راز مکشوف شده بر می دارد و آن عدم مجوز اجرای ، قانون مدونی برای تحقق آرزوهای دیرینه مردم این کهنه دیار است ، بعبارتی اگر چه در لابلای سطور کتابچه های قانون ، از این حق ملت ، به کرات سخن به میان آمده است اما اجرای آن مجوز دیگری می طلبد که گویی هنوز صادر نگردیده و میلی هم به صدورآن دیده نمی شود اگر چه تا قیامت این سروده فرخی یزدی را فریاد بر آوریم که :
چون موجد آزادی ما قانون است
ما محو نمی شویم تا قانون است
حال با چنین اوصافی که گفته آمد جار و جنجال برسر انتخاب فردی لایق برای تصدی بالاترین مقام اجرایی کشور خنده دار نیست ؟ آیا وقتی هنوز برای حل هر مشگلی در اداره امور جامعه ، همه نگاه ها به آسمان خیره می شود و جامعه به ظلم پذیری خو کرده و تنها نظاره گر است ، نباید آنچه بعنوان دولت بر چنبن ملتی حاکم است ، موهبتی الهی دانست ؟ پس باید فکر نان بود که خربزه آزادی آب است .
این مطلب در گویا منتشر شد

To understand this person Mr Khatami you should read his letter to Bazargan when he was in cahrge of newspaper Keyhan. I always love this person till i saw that article. I think he is very similar to Sharatmadi of Keyhan. There is no way any Mulah can be good. They all want to destroy Iran and make it an Arab conutry. We shuld go back to our roots. We are son sof Darush, Khoorosh not Ali and Hassan..
واقعا عالی بود.من میگم طهماسب مظاهریه شما نظرت چیه؟