نسل امروز حق را نه دادنی که گرفتنی می داند
- ۰۳٫۳۱٫۸۸
- سیاست
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
این مطلب در گویا منتشر شد برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید و یا در ادامه همین پست بخوانید
آنجا که یادگار خدایان به روی ماه
خط کتیبه های فلک خوانده می شود
ور دست را سحر به در آری زپنجره
دستت پراز ستاره شب مانده می شود
همیشه از آنهائی که تاریخ را چراغ راه آینده میدانند و موی را با این دغدغه در آسیاب عمر سپیدکردند،شنیده بودم که تاریخ در این کهنه دیار همواره در حال تکرار است،و من عاجز از درک این معنا بودم تا آن که عاقبت در پی موج سبزی از آرزو ها ، بر پشت بام ها ندای الله اکبر را شنیدم و در خیابان آزادی ، همان وعدگاه سی سال پیش از این نسل من ، که آزادی را فر یاد می زدیم ، قدم نهادم و همچون آن سال ها باز هم مشت هایی را در هوای خفقان رو به آسمان دیدم که در پی آرزوی فرو خفته نسل من و اجدام را فریاد می زدند و این چنین بود که با پوست و استخوانم حقیقت دور تسلسل تاریخ را در این مرز بوم اهورایی احساس کردم .
کیست که نداند این خشم مردمی تنها نه برای تقلب در انتخابات ، که بیشتر برای همه ی آن تخلف ها و خلف وعده ها یی است که طی سی سال گذشته بر این ملت صبور روا داشته اند و چه غافل زمامدارانی که بر صبوری و سکوت مردم سرمایه نهاد ند ، که نقل بشکه باروت و جرقه ای اندک و شعله ور شدن خرمن اعتراض را دارد.
امروز در این برهه از تاریخ این سرزمین آنچه می گذرد اگر چه دور تسلسل را می ماند اما به صبوری مردم قهرمان این کهنه دیار سوگند که گویی این اتفاق اول بار برای ثبت در تاریخ وقوع یافته است .
آنچه امروز در این کهنه دیار می گذرد و همگان در جهان بر آن چشم دوختند ،فارغ از همه بر چسب ها و وابستگی هایی که نا حق بر این جنبش نهاده اند ، فصل تازه ای از مطالبات نسل امروزاین آب و خاک است .
چرا که نسل امروز با همه احترامی که به جنبش آزادیخواهانه و انقلابی پدران خود دارد اما نادیده انگاشتن همه آن آرمان هایی که منجر به انقلاب سال ۵۷ گردید را توجیح نا پذیر می داند ، از همین رو ابتدا همه مطالبات معوقه خود و نسل پیش از خود را در قالب یک جوشش مدنی که موسوم به جنبش دوم خرداد گردید مطرح می نماید مطالباتی از قبیل اصلاح و بهبود روند مدیریت کشور با تاکید بر حقوق شهروندی و آرای عمومی، ایجاد و بسط جامعه مدنی، تکریم شهروندان، احترام به آزادی های عمومی و حریم خصوصی و در برابر بازتعریف حوزه عمومی با تاکید بر کاستن از نقش نهاد قدرت، سهل و عادلانه تر کردن رقابت و شفاف کردن مناسبات قدرت با گسترش مطبوعات و امثالهم که جملگی از مطالبات معوقه نسل اول انقلاب نیز بوده است پی می گیرد تا بدانجا که بعد از تکرار نادیده انگاشتنش ( تقلب در انتخابات ) سکوت را شکسته و با اتکا به میثاق قانون اساسی و در قالب یک جوشش مدنی اما استوارتر و بی گذشت تر از نسل پیشین ، خود در پی تحقق آرمان های انقلاب پا به میدان نهاده که این نسل بخوبی دریافته است ، حق ، نه دادنی ، بلکه گرفتنی است .
