آنچه نسل امروز باید از روحانیت بداند

نسل امروز با اینکه تمام طول عمر خود را در نظامی مبتنی بر دین گذارنده و طبعا اغلب مدیران اجرایی کشور را درسی سال گذشته در کسوت روحانیت دیده است اما به دلیل غلو ها و اضافاتی که در معرفی روحانیت خاصه پس از انقلاب وجود داشته است ، شناخت کافی از این قشر جامعه ندارد ، هر چند هزاران کتاب در این باره منتشر شده است اما با این وجود طیف وسیعی از جوانان نسل امروز به دلیل غیر جذاب بودن موضوع با توجه به شگفتی های جهان امروز در علم ارتباطات مانند اینترنت و دیگر دانش های روز، رغبتی به پژوهش و یا خواندن این نوع کتاب ها نداشتند از این رو در برابر وقایع تاریخ ساز امروز به پرسش هایی بر خورد می کنند که عاجز از دریافت پاسخ آن هستند مانند وقایع جاری امروز کشور که منجر به موضع گیری برخی علما و یا سکوت برخی دیگرشده است .

اینکه امروز گروهی از روحانیت نسبت به برخی از وقایعی که در ایران امروز ما در جریان است به مخالفت بر خاستند و برخی در لاک سکوت فرو رفته اند موضوع پرسشی برای نسل امروز این آب و خاک است که در پی پاسخ آن است به عبارت بهتر، نسل پس از انقلاب با این پرسش دست به گریبانند که مگر همه روحانیون ( شیعه ) از آبشخور یک مکتب سیراب نمی شوند که در برخورد با چنین وقایع تاریخ ساز، واکنش و موضعگیری واحد و هم سو ندارند ؟ آیا در آئین اسلام ، و مکتب شیعه ، شاخص ظلم و تجاوز نسبت به مردم چند گونه است که بر خی از روحانیون بنا بر اصل مهم ، امر به معروف و نهی از منکر، رسالتی در خود احساس می کنندو به اعتراض بر می خیزند و برخی بر عکس ،همه چیز را وفق مراد اسلام ناب محمدی می بینند وسکوت خود را منطبق با رسالت خود می پندارند ؟
بی شک برای پاسخ به این پرسش علاوه بر شناخت اسلام باید به سابقه روحانیت شیعه رجوع کرد که به نظر نگارنده هیچ مرجعی هم جز تاریخ دو قرن گذشته این آب و خاک وجود ندارد خاصه تعمق و مطالعه تاریخ دویست سال گذشته این مرز و بوم که نقش روحانیت در این دوره از تاریخ این کهنه دیارآنچنان برجسته و تاثیر گذار است که با توجه به دور تسلسلی که همواره در تاریخ کشورمان وجود دارد، شناخت خوبی از روحانیت بدست خواهد آمد مثلا به خوبی در خواهیم یافت که چرا آیات عظام چون منتظری و یا صانعی و یا دیگر مراجعی که اکنون نسبت به وقایع پس از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری که طیف وسیعی از باز داشت ها و وقایع مرتبط با آن مانند قتل و تجاوز و شکنجه را به همراه داشته است ، لب به اعتراض گشودندآن هم در شرایطی که خود از پایه های اولیه استقرار نظام کنونی بوده و یا بر عکس خواهیم دانست که دلیل سکوت برخی دیگر از علما بر پایه کدام منطق استوار است .
مورخین و علمای تاریخ برای بررسی نقش روحانیت در سیاست و کار حکومت ، تاریخ این کهنه دیار را به ۵ قسمت تقسیم نمودند که بطور اجمال به شرح ذیل است .
دوره اول : دوران شروع وارد شدن علما در سیاست ، این دوران از آغاز حکومت قاجار شروع می شود و تا آخر سلطنت فتحعلی شاه ادامه می یابد. مشخصه این دوره ، تکمیل و توسعه مبانی فقه امروزی شیعه ، پیدا شدن مراجع تقلید درجه یک و ازدیاد نفوذ علمای دین و دخالت آنان در کار سیاست و امور دولت است . این دوره با انقلاب کبیر در فرانسه ، جدا شدن دین از دولت و سیاست و ظهور ناپلئون و شروع تمدن جدید در اروپا مقارن است
دوره دوم : دوران کوشش متجددین برای آوردن تمدن جدید اروپا به ایران است که از ابتدای سلطنت طولانی ناصرالدین شاه شروع می شودو با شروع نهضت مشروطه در زمان مظفرالدین شاه پایان می یابد، مشخصه این دوره عبارت است از شروع نفوذ تمدن اروپایی در ایران و تقسیم علما به دو گروه: یک گروه موافق تمدن جدید بودند ( علمای تجدد طلب ) و گروه دیگر علمایی که مخالف تقلید از تمدن جدید بودند ( علمای محافظه کار یا بنیاد گرا ).
دوره سوم : دوران قیام علمای تجدد طلب و مبارزه آنان برای تغیر رژیم و خود کامگی شاهان ، برقراری رژیم مشروطه و قبول برخی از رسوم تمدن غرب است ، این دوره از نهضت مشروطه تا سقوط قاجاریه ادامه داشت و مشخصه این دوران عبارتند از : مبارزه داخلی بین علما ی دین ، اختلاف آنان در تفسیر حکومت مشروطه یا مشروعه ، حدود آزادی مردم و تعین حدود اختیارات ملت در تعین سرنوشت کشور
دوره چهارم : دوره ازدیاد نفوذ تمدن غرب در ایران است ، این دوره از اول سلطنت رضا شاه تا سقوط سلطنت محمد رضا شاه پهلوی ادامه داشت، مشخصه این دوره عبارت است از : تقلید روز افزون تمدن غرب در ایران ، دو فرهنگی شدن مردم ( گروهی طرفدار فرهنگ غرب و گروهی وابسته به فرهنگ سنتی ) کوشش طرفداران فرهنگ غرب در حذف دخالتهای علما در امور اجتماعی و سیاسی در جدایی مذهب از دولت . در آخر همین دوره بود که طرفداران فرهنگ سنتی به رهبری آیت الله خمینی قیام کردند و با انقلاب اسلامی ، رژیم سلطنتی برچیده شد و کشور ما برای اولین بار در تارخ دارای حکومتی کاملا مذهبی گردید .
دور ه پنجم : دوران بعد از انقلاب است که مشخصه آن عبارت است از : در دست گرفتن مسئولیت مستقیم اداره مملکت برای اولین بار در تاریخ ۱۴۰۰ ساله شیعه از طرف علمای دین و به نیابت امام غایب، مواجه شدن علمای دین با مشکلات اجرایی کشور و مسائل بین المللی و اقتصادی، کوشش برای از میان برداشتن ” هجوم غرب ” ، جلب توجه دنیا به اینکه آیا حکومت مذهبی در قرن ۲۱ می تواند وظایف خود را که تقوا و عدل اسلامی است انجام دهد یا باید برای این کار روشهای متداول در ممالک غربی را سرمشق قرار دهد.

این مطلب در گویا منتشر شد

پاسخها بسته شداند .