محرم، ماه امواج رهایی بخش نهضت حسینی است
- ۰۹٫۲۷٫۸۸
- فرهنگ
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
ماه محرم ما هی است که در متن و باور شیعه ، معنا و مفهوم خاصی دارد خاصه دهمین روزاز این ماه که به واقعه نهضت عاشورا اختصاص دارد چرا که در این روز امام سوم شیعیان حسین بن علی (ع ) در راستای نهضت انبیا که همانا اقامه قسط و عدل است بر علیه زور گوی زمانه خود یزید بر خاسته تا مبادا عدالت و آزادی بدست یزید و یزیدیان به ظاهر متشرع ذبح گردد .
درس آزادی به دنیا داد رفتــــــــــار حسین
بذر همّت در جهان افشاند ، افکـــار حسین
گر نداری دین در عالم ، لا اقـــل آزاده باش
این کلام نغز می باشد زگفتـــــــــار حسین
بی کمان برای شیعیان خاصه ایرانیان ، ماه محرم به دلیل وقوع بزرگترین جنبش آزادی طلبی بشر در این ماه ، ضمن ارزش، دارای برکات بی شماری است که یکی از این برکات بزرگ، همین بزرگداشتها و تجلی و حدت ملی، احساس مشترک و همآوایی در ایام محرم است که همواره دربسیاری از برهه های تاریخ این کهنه دیار باعث حساسیت شدید نهاد قدرت گردیده و آنها را بر این فعل وا می داشت تا اعتقادات و آداب و رسوم ایینی مردم، بهویژه نضهت عاشورایی که منجر به حرکتهای اجتماعی همچون انقلاب ۵۷بوده است ، کمرنگ سازند از این رو هر ساله با فرار رسیدن ایام این ماه پر برکت با صدور احکام حکومتی مبنی بر ممنوعیت مناسک ایینی و یا برگزاری این مناسک ویا برگذاری مراسم به شیوهای خاص ، سعی درکنترل شور حسینی ملت ی دربند را داشتند که فلسفه همه این احکام حکومتی، مصادره پتانسیل و توانمندیهای اجتماعی، اعتقادات و رفتارهای ایینی مردم به نفع نهاد قدرت بوده است آنچنانکه دو تصویر ذیل نمونه بارزاز آنچه گفته آمد می باشد .
نقل است در یکی از روزهای ایام عزاداری محرم، رضاخان که در آن وقت سردار سپه بود با هیئتی از عزادرانش وارد مسجدی شدند . و به محض ورود عساکرانش به دور حوض حلقه زدند واو خود به پله سوم منبر برآمد که ناگزیر روضهخوانی که بر صدر منبر نشسته بود، لب از سخن بست و صحنه را به رضا خان واگذار نمود و اورا که غربالی از کاه به دست داشت به جلوفرا خواند، رضا خان ابتدا نظری به جمعیت و چشمی به چشم مجلسیان گردانده و سپس گفت: میدانید امروز چه روزی است؟ خاک بر سرم کنند ! و مشت کاهی از غربال برداشته به سر حضار پاشید و اضافه کرد: ای امام حسین! کجا بود در روز عاشورا رضا؟ ، که جان خودش و این سربازانش را در راهت فدا کند؟ وسپس همراه غیه کشیدن و به سینه کوبیدن و غش و ضعف زنان از منبر نزول کرده به راه افتاد و دستهاش به دنبالش از مسجد خارج گردیدند.
این یک تصویر و منظره دیگر هم قدغن کردن دسته و سینهزنی و هر نوع عزاداری از تعزیه، روضه و نوحه به وسیله خود او در وقتی که به سلطنت رسیده و تاجگذاری کرده بود، آنجا که برپا دارندگان مجالس عزاداری امام حسین را توبیخ و به زندان افکندند و آرایش مساجد و عزاخانهها مانند تکایا و حسینیهها که مظهر و نمایانگر عزاخانه بودند، ممنوع شد و حتی افراشتن بیرق سیاه بر سر خانه، دکان، دالان و کاروانسرایی به علامت عزای حسین در حکم بدترین کار خلاف محسوب میشد و لازم بود که صاحبش تنبیه شود و حتی بانی، ذاکر و مستمع روضه نیز دستگیر و حبس شوند.امام حسینی که دیگر کاری با او نبوده چرا که بهره لازم از وی و نامش کشیده شده بود پس باید تا زمان مقتضی دیگر کنار گذاشته شود .
اگر چه امروزبه دلیل قدمت بر پایی مناسک عاشورایی در این کهنه دیار، این سنت بخشی از فرهنگ آئینی ایرانیان گردیده اما با این همه در طول تاریخ و در گذر زمان، این فرهنگ عاشورایی دستخوش آسیب ها، تحریف ها و آفت های بسیار بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است که بی کمان این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا است ا گرچه هرگاه غبارها و پرده پندارهای غلط به کنار رفت، این فرهنگ نقشی دگرگون ایفا نمود که در این میان، البته مصلحان و آسیب شناسان آگاه، بیدار، مسئولیت شناس و شجاعی بوده اند که تیرهای ملامت را از هر سو به جان خریده اند و بر آفت ها و آسیب ها تاخته اند و بر تحریفات فریاد کشیده اند که بی شک فاضل فقید شهید مطهری از جمله مصلحان و آسیب شناسان اینگونه تحریف هابوده است اگر چه این محقق دلسوز، حس اسطوره سازی بشر را از عوامل عمومی تحریف فرهنگ عاشورا دانسته است اما با این همه به صراحت گفته است : قضایای کربلا، قضایای روشنی است و سراسر این قضایا هم افتخارآمیز است، ولی ما آمده ایم چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار خدشه دار کردیم ، ما بزرگ ترین خیانت ها را به امام حسین (ع) کرده ایم .
به باور همه آزادگان جهان از مسلمان و شیعه تا آزادی خواهان بی دین همه بر این باورند که نهضت عاشورا ، نهضت پویا بوده است طرفه آنکه از همان بعد روز عاشورا اگر چه حسین (ع) و یارانش در واقعه عاشورا شهید شدند و به ظاهر قیامشان شکست خورد اما امواج رهایی بخش آن نهضت در تمام قلمرو اسلامی و بلکه در تاریخ بشر جریان یافت که حاصل آن جنگ و آثار آن مکتبی را از بن بست نجات داد و این امواج با رسالت بانوی قهرمان کربلا، زینب آغاز شد. از آنجائیکه زینب (ع ) پیشوا و سخنگوی اسیرانی گردید که بدست سفله های چون شمر و ابن زیاد به شهر ها برده می شدند و به جای تضرع و التماس با افشاگری های خود ، از حقانیت قیام خونین حسین (ع)دفاع کردند خاصه وقتی ابن زیاد به نشانه پیروزی در مسجد کوفه داد سخن سر داد ، این نهیب زینب بود که با خطاب ” ای پسر مرجانه … “نطق ظالم زمانه را کور کرد چرا که برای ابن زیاد فاتح آن هم در بین مردم ، بردن نام مادر معلوم الحاش بسیار درد ناک و عذاب آور بود.
عاقبت استقامت و پایداری اسیران نهضت کربلا ، یزید ظالم را به زانو در آورد تا بدانجا که در تاریخ ثبت است مجبور به گشودن زنجیرها از پا ها شد ، خود واطرافیانش به تکریم اسیران افتادند و آنچنانکه رسم مرتجعین بوده و هست و گناه خود کرده را به گردن دیگران می اندازند، یزید هم با نفرین بر ابن زیاد از گناهان خود تبری می جست غافل که دیگر اب از سر گذشته و طشت رسوایی ظالم از بام افتاده است و بعد از آن بود که شعله های آتش انقلاب به جان حکومت یزید افتاد و هر روز مردم یک بلاد، دست به شورش زدند و عاقبت نظام استبدای یزید فرو ریخت که این فرجام همه یزیدیان عالم از آغاز تا به امروزبوده است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
این مطلب در گویا منتشر شد
