تسلسل
- ۱۲٫۱۹٫۸۸
- دل نوشته ها
- ۵ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
از حسرت به آرزو ، از آروز به امید / از امید به ناکامی رسیده باشی / در این دور تسلسل / حتی روز در تابش خورشید را منکر می شوی / چه رسد قزص ماه را در شب چهارده / چینی بینایی احساس ترک برداشته / ریسمان صداقت پوسیده /

انگار خیلی خسته اید رفیق! خیییییییییلی…
طوری نیست رفیق همه چیز آرومه فقط یه واگویه شبانه است
یاد قدیمها افتادم که به دنبال نوشتن این قطعات شعری، فایل صوتی دکلمهی آن را هم میگذاشتید. عجب روزگاری بود و بگذشت ….
آره مسعود جان روز گاری بود روز گار ما
زندگی امروز ، چشم انداز عملیاتی شده ی آرزوهای دیروز.
سحر خواهد رسید و……. چه سحری خواهد شد آن روز .