سه نشانه

ضرب المثلی بین مردم  کوچه و بازار رایج است که  می گویند اگر می خواهید از خرده فرمایشات آنهائیکه بیرون گود ایستادند و فرمان لنگ کردن را می دهند خلاص شوید ، آنها را هم وارد گود کنید تا سختی کار در میدان بودن را با پوست و استخوان خود دریابند  و از قضای روز گار  این ترفند در مورد اصول گرایانی که در زمان بی قدرتی ، هر روز با نقد و انتقادات بی مورد و  مانع تراشی ها در کاردولت اصلاحات ، او را منفعل کرده بودند،  امروز  خود با  وارد شدن در گود اداره امور مملکت ، در یافتند که فرمان لنگ دادن از بیرون گود ،  چه آسان بود و ایضا  کاردر میدان چه سخت و  طاقت فرسا ست  طرفه آنکه  پای آبرو و حفظ استقلال وتمامیت  وطن هم  در میان باشد ، از این رو  برخی ازاصول گرایان که به و خامت  اوضاع میان گود پی برده اند  با اعتراض نسبت به  عملکرد های  یاران هم فکرخود  ،  سعی بر تبری جستن  دارند که این  اعتراضات  گاه خفیف وگاه در بر خی موارد ( مثل اختلاف رئیس مجلس با رئیس دولت )  شدید  و ریشه ای می گردد تا بدانجا که  امروز دو دستگی و  حتی چند دستگی در بین اصولگرایان صاحب قدرت از کسی پوشیده نمانده  و دامنه این اختلافات و دو دستگی ها  به تریبون نماز جمعه  هم می کشد .

آنچه  امروز از جمیع اخبار این  اب و خاک  بدست می اید نشان از به بن بست رسیدن گروهی است که این کهنه دیار را صحنه جدال  بر سر کسب قدرت کرده اند و این به بن بست رسیدن هم  نشانه هایی دارد که  در لابلای  اخبار  جاری کشور به  خوبی نمایان است

نشانه اول ی که   انشقاق در بین گروه حاکم بر کشور  را نمایان می سازد   مسئله حذف روحانیت  از قدرت ،  توسط  دولت اصولگراست که این نشانه در مصاحبه خبر گزاری فارس با  مرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره های باسابقۀ اسلامگرایی سنتی آشکار می شود  که به صراحت محمود احمدی نژاد را نماینده جریانی در طیف اصولگرایان تعریف کرده و او را خواهان  حذف روحانیت و مرجعیت از قدرت دانسته است..

نشانه دوم سپاه و فعالیتهای سیاسی این نهاد نظامی است که به  تقابل بخشی از جناحهای حکومت با این نهاد نظامی  منجر شده و فعالیتهای اقتصادیش نارضایتی بخشی از صاحبان سرمایه را هم فراهم آورده است .

با تعمق در روند  به قدرت رسیدن سپاه که با  وارد شدن در مسائل سیاست و اقتصاد کشور ، هر روز قدرتمند تراز قبل   می شود ، نا خود آگاه در  تشابهات  تاریخی  ،  بی آنکه قصد مقایسه  داشته باشیم بیاد  سپاه ینی چری درعهد عثمانی می افتیم ،   همان سپاهی که  با  داشتن  نوعی از شمشیر مخصوص به خود بنام تلوار در جنگ چالدران ، شاه اسماعیل صفوی را که با ۴۰ هزار نیرو به مقابله با این سپاه ۴۰۰ هزار نفری رفته بود شکست می دهد ، سپاه ینی چری   آنچنانکه در تاریخ  آمده است و دهخدا  در فرهنگ لغات خود  به آن   اشاره  می کند،  سپاهی پیاده در سده ٔ هشتم هجری بود که به  دستور ارخان پسر عثمان ، دومین سلطان سلسله ٔ عثمانیان از جوانان مسیحی که به گروگان گرفته شده بودند تشکیل می شود. این سپاه که تعلیم نظامی سخت دیده بود به صورت یک لشکر و سپاه کامل مدت چند سده وسیله ٔ عمده ٔ فتوحات سلاطین عثمانی بود اما این سپاه بعد ها در همه امور دخالت داشته  حتی  در تعین سلطان ،  تا  عاقبت در سده ٔ سیزدهم پس از ارتکاب شورش سلطان محمد (یا محمود) ثانی حکم انحلال آن  داده شد و بیشتر آنان در میدان قسطنطنیه به قتل رسیدند .

از سویی حکایت  اصول گرایان در مقابل سپاه این نهاد  قدرتمند  حکایت آن مردی را می ماند که نام فرزند خود را صولت  نهاده بود اما  هر  چه او رشد می کرد و بزرگ می شد از خواندن نام فرزند خود  به وحشت می افتاد.

نشانه سوم عکس العمل دبیر کل حزب موتلفه در برابر اعلام  نظر رئیس دولت  در مورد احزاب و تک حزبی  خواندن  کشور است  که بلافاصله  دبیر کل  حزب موتلفه  در مقام پاسخگویی  به گفته  های رئیس جمهور بر آمد  چرا که چنین  اعلام نظری  معنایی  جز  نادیده انگاشتن حزب مقتدری چون موتلفه  نداشت ، خاصه که بعد از اعتصابات اخیربازار این شایعه در بین مردم کوچه و خیابان  قوت گرفت  که  بخشی از این اعتصابات  بدون  موافقت این حزب نیرومند امکان پذیر نبود چنا نکه  صحت سقم این شایع وقتی نمایان می گردد که   بعد از  توافق ۱۵ درصدی  افزایش مالیات ، آن دسته از بازاریانی که  برای مالیات اعتصاب کرده بودند  به فرمان عسگر اولادی بازکرکره های  مغاز ه هایشان را بالا بردند،  در واقع  اعتصاب  بخشی از بازار را می توان به نوعی اعلام  مخالفت حزب موتلفه با سیاستهای اقتصادی دولت دانست لذا  این نشانه  هم صرف نظر ازاشکار کردن  اختلاف بین اصول گرایان ، نشانه ای از حذف رقیبان برای یک پارچه کردن قدرت می تواند به حساب اید .

حال با این سه نشانه  به دور از ذهن نیست  که هر روز  دامنه  اختلافات بین  صاحبان قدرت  وسیع تر گرددا گر چه   روح الله  حسینیان  این اختلافات را امری طبیعی دانسته و با خاطره جمعی به مردم پیام می دهد که نگران  نباشند اما  با این  همه  این پرسش در اذهان عمومی مطرح است  که براستی   آیا  وحشت از تیعات زور آزمایی در بین  قدرتمدان  امروز نظام،  منطقی  به نظر می آید یا  وحشت ازخیال واهی  حمله بیگانگان به این اب و خاک ؟ آیا در چنین اختلافاتی که  در آن  جز بوی  کسب قدرت  مطلق ، به مشام مردم این اب و خاک نمی رسد ، می تواند  آن  را حاصل  دسیسه بیگانگان دانست ؟

براستی در این میان نقش ما ساکنان این نقشه گربه نشان و ایضا  عاقلا ن نظام و دلسوزان وطن چیست ؟

این مطلب  در گویا منتشر شد

One Response to “سه نشانه”

  1. سلام
    پنج سال پیش، الف و نون واقعا طرفدارانی در بین مردم داشت، خصوصا در بین اهالی تهران که امروز از مخالفان سرسخت اویند، یادم می آید با یکی از طرفداران آن روز جناب ایشان وارد بحث شدم و چندین دلیل بر عدم توانایی ایشان ارایه دادم، او از پذیرش ادله من طفره رفت و گفت چند صباح هم به ایشان اجازه راندن دهیم، من در جواب گفتم، این کلام شما به این میماند که ما بگوییم:
    به نوزادی که پشت فرمان تریلری نشسته، فقط و فقط به صرف نشستن او پشت فرمان اجازه راندن کامیون را بدهیم، آن هم در اتوبانی پر از اتومبیل و مانع و … .
    در چگونگی نشستن الف و نون پشت رل هم صحبتهای زیادی مطرح است، این مثال گود زورخانه در مورد کسانی مطرح است که از حداقلهای لازم جهت اداره امور برخوردار باشند، البته این حداقلها نه با تفسیر شورای نگهبان نظام، که مثلا با جمع آوری ۱۰۰۰۰۰ هزار امضای معتبر مردم یا …، مشخص میشود

پاسخی بنویسید