منو فریاد بزن
- ۰۴٫۱۹٫۸۹
- شعر
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
ای سفر رفته ولی همیشه همراه منی
چشم براهتم بیای به من سر بزنی
دل هوای تو رو داره با همه فاصله ها
نگو تقدیر همینه، بری بمونه خاطره ها
یادت رفته که می گفتی منو تنها نمیزاری
به کدوم بهونه رفتی؟ نگفتی کم نمیاری؟
رفتی، اما اسممو از دفترت ، خط نزن
با پشیمونی چشمات ،منو فریاد بزن
بی تو من در خت خشکم مثل پائیز زرد زرد
گوربه گور شه این دلی که من و بیمار تو کرد
وای از این فاصله ها که عذاب من شدن
وای از این خاطره ها که سراب من شدن
تو کدوم آغوش رویا میشه باز خواب تو دید
از کدوم جاده میشه رفت تا به قلب تو رسید
رفتی، اما اسممو از دفترت ، خط نزن
با پشیمونی چشمات ،منو فریاد بزن

پاسخی بنویسید