مرگ بیا که زندگی ما را کشت

وقتی سن و سال بالا می رود و قلبت هم یاری  نمی دهد، دیگر از تب و تاب زندگی می افتی ،  درست حکم آدمی را  خواهی داشت که  کوله بارش را بسته و منتظر  سوت قطار ی  است که به سوی ابدیت  می رود . و این احساس  پر رنکتر می شود  وقتی  نا گهان  متوجه می شوی  که  هر روز   یکی از  خیل دوستان و اشنایانت  کاسته می شود و مرگ آنها  ترا کوش بزنک نگهمیدارد تا کی نوبت به تو  رسد . زندگی  یک ماراتن  است  و مرگ  خط پایان آن . پس مرگ بیا که زندگی ما راکشت .

One Response to “مرگ بیا که زندگی ما را کشت”

  1. با کمال شرمندگی باید بگم از این مقاله خوشم نیومد باید به زندگی امیدوار بود حتی تا دم مرگ
    عمری که اجل در پی آن می تازد
    هر کس غم فردا بخورد می بازد

پاسخی بنویسید